پوستر فیلم آداب دنیای خاکی

زندگی؛ رازها و دروغ‌ها

آداب دنیای خاکی
Zokki
محصول ۲۰۲۰ – ژاپن
ژانر درام، کمدی
امتیاز ۲.۵
نویسنده سارا

پیرمردی بر روی صندلی روبه‌روی پنجره‌ای بزرگ نشسته و همانطور که به بیرون خیره شده است به نوه‌اش می‌گوید:«این اواخر فکر می‌کنم که اگر روزی یک فرد تمام رازهایی را که دارد بازگو کند آیا باز هم زنده می‌ماند؟ آیا با تمام شدن رازهامان ما هم می‌میریم؟».
تا کنون ما درام‌های بسیاری را از سینمای ژاپن مرور کرده‌ایم. فیلم‌هایی که اگر بگوییم نود درصد آنها از حد متوسط هم بالاتر هستند، اغراق نکرده‌ایم. سینمای ژاپن برای تصویر کردن دنیای کاراکترها و شخصیت‌های خود که همگی واقعی و قابل‌لمس هستند به ثبات رسیده است. به همین دلیل هم دیدن درام‌های ژاپنی خواه‌ناخواه مخاطب را مجبور به کندوکاو در شخصیت‌های آنها می‌کند. فیلم «آداب دنیای خاکی» نیز یکی دیگر از این درام‌ها است که از همان تصاویر ابتدایی ما را با خود همراه می‌کند.
پیرمردان دنیای فیلم‌های ژاپنی در بیشتر مواقع افرادی دنیادیده هستند که پندهای قابل تأملی را بیان می‌کنند. پیرمرد بی‌نام فیلم «آداب دنیای خاکی» نیز کسی جز این افراد نیست و همین دلیل هم در ابتدای این فیلم توجه ما را جلب می‌کند. پیرمردی که در ادامه تنها پندی که ارائه می‌دهد بن‌مایه‌ی داستان می‌شود و خودش دیگر تا اواخر فیلم وجود ندارد.
این فیلم درواقع از پنج داستان متفاوت تشکیل شده است که شخصیت‌های اصلی روایت‌‌های آن افرادی هستند که برای داشتن یک زندگی بهتر تلاش می‌کنند. آنها یا خود را گم کرده و به دنبال هویت‌اشان می‌گردند، یا در روزمرگی‌های زندگی برای داشتن زندگی بهتر دروغ‌ می‌گویند یا با رازهاشان و پنهان کردن قسمت‌هایی از زندگی‌اشان سعی می‌کنند در چشمان دیگران بهتر دیده شوند.
داستان ابتدایی این فیلم که کوتاه‌تر از بقیه‌ی داستان‌ها است از پیرمردی می‌گوید که در سال‌های آخر عمر به گذشته و مسیر زندگی‌ خود می‌اندیشد. داستان دوم مردی میانسال را تصویر می‌‌کند که یک روز صبح از خانه‌ خارج می‌شود تا با دوچرخه‌اش به سفری برود که خودش هم نمی‌داند مقصدش کجاست. داستان سوم درباره‌ی دو نوجوان دبیرستانی است که یک دروغ باعث ایجاد رابطه‌ای عمیق و دوستانه میان آنها می‌شود، چنانکه این دروغ تا سال‌های بعد هم هرگز فاش نمی‌شود. چهارمین داستان روایتی عجیب‌وغریب از پدر و پسری است که یک شب برای دزدیدن یک کیسه‌ی بوکس به مدرسه‌ی قدیمی پدر می‌روند و در آنجا با یک ماکت زنده روبه‌رو می‌شوند. داستان آخر هم روایت پسری جوان است که در یک مغازه‌ی فروش نوارهای ویدئویی تلاش می‌کند روزمرگی و تنهایی خود را با یادداشت‌هایی ساده رنگ بخشد.
در تمام این پنج داستان ما با شخصیت‌هایی مواجه می‌شویم که تمام آنها دچار نوعی گم‌شدگی و بی‌هویتی شده‌اند. حال یا به دلیل روزمرگی یا کهولت سن یا حتی به دلیل ترس از مواجهه با دنیای واقعی. این فیلم که در آن زمان نیز چندان سیر منطقی خود را طی نمی‌کند با جابه‌جایی شخصیت‌های‌اش در آن از زندگی گذران هم حرف می‌زند. اینکه آدم‌ها چه با زندگی کنار بیایند و چه به سختی با آن مقابله کنند در هر حال زمان و روزها می‌گذرند و چرخه‌ی زندگی با شادی‌ها، امیدها، غم‌ها و ناامیدی‌ها همواره در حرکت‌اند و مسیر خود را به هر طریقی برای ادامه می‌یابند. البته که در این میان شاید درک بعضی از اتفاقات داستان کمی سخت باشد، اما آنچه روایت قصد گفتن‌اش را دارد به خوبی میسر می‌شود و لبخند رضایت را بر چهره‌ی ما می‌آورد.
فیلم «آداب دنیای خاکی» در مسیری ساده تمام کاراکترهای‌اش را هم به یکدیگر ربط می‌دهد، حتی اگر شده با کنار هم قرار دادن آنها در یک مغازه‌ی خواروبارفروشی. این فیلم که توسط سه شخصیت باسابقه در عرصه‌ی سینما ساخته شده، بن‌‌مایه‌ی خود را از داستان‌های کوتاه یک مانگای بلند ژاپنی دریافت کرده است.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟