«اونودا» با ورود به دبیرستان و مدرسهی جدیدش تصمیم گرفته است این دوران را مانند دوران راهنمایی به تنهایی نگذراند. او عاشق انیمه است و در مدرسهی راهنماییاش نتوانسته کسی را مانند خودش بیابد. اما ورود به دبیرستان در همان ابتدا با دوچرخهی قدیمیاش توجه یکی از اعضای تیم دوچرخهسواری مدرسه را جلب میکند. او مهارت بالایی در استفاده از این دوچرخهی قدیمی با پدالهای ضعیف دارد. اونودا میتواند با دوچرخهای پیشرفتهتر حتی از اعضای تیم دوچرخهسواری مدرسه نیز بهتر عمل کند.
«پدال ضعیف» یکی دیگر از مجموعه مانگاهای پرطرفدار ژاپنی میباشد که، از سال ۲۰۰۸ تا سال ۲۰۲۰، به روایت داستانهایی از نوجوانانی دبیرستانی و چالشهای قرار گرفته در برابر آنها میپردازد. این مانگا نیز به مانند تمام مانگاهای پرطرفدار ژاپنی با سریالی شدن و وارد تلویزیون شدن طرفداران خود را خشنود کرد. انیمهی سریالی این مانگا از سال ۲۰۱۳ ساخته شده و قرار است فصل جدید آن در سال ۲۰۲۲ ارائه شود. چندین انیمهی سینمایی و بازی ویدئویی نیز از این شخصیتها منتشر شده و فیلم لایو اکشن آن هم در سال ۲۰۲۰ اکران گردیده است.
با توجه به سابقهی طولانی داستان فیلم «پدال ضعیف» میتوان حدس زد که طرفداران این شخصیتها تا چه میزان از ساخته شدن فیلم لایو اکشن آن خشنود شده باشند. دیدن شخصیتهایی که سالها به صورت نقاشی مشاهده شدهاند حالا به صورت زنده هیجانی خاص برای طرفداران آن دارد. اما آیا این فیلم میتواند اتفاقی خاص باشد و افرادی به جز طرفداران این کاراکترها را خشنود کند؟ حس نوستالژی یکی از آن احساساتی است که در این گونه فیلمها میتواند مخاطب را در پیگیری داستان آنها کمک کند. معمولاً فیلمهای لایواکشنی که از شخصیتهای کارتونی ساخته میشوند هرگز نمیتوانند جذابیت خاصی را منجر شوند، زیرا این شخصیتها در یک فیلم دو ساعته نمیتوانند به میزان آن سریالهای طولانی پرداخته شوند و بینندهی غیر را از خود راضی کنند. حتی گاهی طرفداران خود را هم راضی نمیکنند. اما فیلم «پدال ضعیف» میتواند به راحتی دوستداران خود را خشنود کند و البته طرفدارانی جدید را هم کسب نماید.
فیلم «پدال ضعیف» را میتوان یک فیلم انگیزشی ساده دانست که نشان میدهد چگونه با تلاش و پشتکار میتوان به اهداف خود رسید. اونودا که از همان بچگی با دوچرخه همراه شده و یکی از سرگرمیهایاش دوچرخهسواری است، بعد از اینکه توسط عدهای تشویق میشود و استعدادش کشف میشود تلاش میکند این استعداد را در راه دیده شدن و یافتن دوستان جدید استفاده کند. صداقت و سادگی این شخصیت هم باعث میشود به زودی مورد توجه قرار گیرد و پشتکارش برای ناامید نکردن تیم و دوستاناش او را حتی محبوب هم کند. این فیلم با تمرکز بر روی همان چند شخصیت خود توانسته آنها را به سادگی و بدون هیچ پیچش داستانی در کنار هم قرار دهد و به بینندهاش بشناساند. همذاتپنداری با این نوجوانان کار سختی نیست و شناخت آنها لذتبخش هم میباشد.
تصاویر روشن و شفاف از دوچرخهسواریهای این نوجوانان در منطقهای بکر و زیبا با آن جادههای طولانی و پرپیچوخم میان کوهها بیشتر زمان فیلم را به خود اختصاص داده است، درنتیجه این امر میتواند جذابیت بصری به این فیلم دهد، اما در دیگر سو میتواند خستهکننده نیز شود، زیرا این فیلم داستان خاص و هیجانانگیزی را در بر نمیگیرد و همهچیز قابل پیشبینی است.
از «کوچیرو میکی» فیلم دیگری به نام «یک در صدهزار» را مرور کرده بودیم. در آن فیلم نیز نوجوانان سوژهی اصلی داستان بودند که آنها هم بهگونهای دیگر تلاش میکردند با درکنار هم بودن و دوستی روزهای خوبی را برای خود رقم بزنند. میکی کارگردانی باسابقه است و شاید شهامت بیشتر او در بهره بردن از داستانهای ناب بتواند در آینده کمکاش کند تا فیلمی خاص را روایت کند.