الین مککنای نویسنده در اولین تجربهی کارگردانی
«الین مککنا» از سال ۱۹۹۹ مشغول نوشتن فیلمنامههای مختلف در ژانر کمدی-ملودرام است؛ از «قوانین جذابیت» تا «شیطان مارک پرادا میپوشد» و «کروئلا». مککنا آنقدری خوششانس بوده که کاراکترهای او را بازیگرانی چون جولین مور یا مریل استریپ و آنا هاثوی بازی کردهاند. حال این نویسنده سعی دارد در اولین تجربهی کارگردانی خود یکی از ملودرامهایاش را روی پرده ببرد.
این روایت هم مانند بسیاری دیگر از ملودرامهای هالیوودی از ابتدا تا انتها موسیقی متن بیربط را همراه خود دارد. هر بار یکی از این ملودرامها را میبینیم، لاجرم بهیاد میازاکی و انتقادش از سینمای هالیوود میافتیم. میازاکی گفته بود ما برای موسیقی متن انیمههای خود حد و مرز تعیین کرده بودیم، اما استودیوهای هالیوودی میگفتند که مخاطب آمریکایی از نبودن موسیقی حوصلهاش سر میرود و باید حداقل نیمی از اثر شما دارای موسیقی متن باشد. بههمین سبب است که توصیهی میازاکی به مخاطب انیمههایاش این بود که حتماً نسخهی ژاپنی این آثار را تماشا کند. ملودرام خانم مککنا هم به همین درد مبتلاست و بهجای آنکه در فیلم دیالوگ ببینیم، موسیقی متن همهی فضا را پر کرده است. داستان او در باب دو دوست است که یکی در لسآنجلس بههمراه پسرش زندگی میکند و دیگری در نیویورک ساکن است. «دبی» و «پیتر» حدود ۲۰ سال است که با یکدیگر رفاقت دارند و اطرافیان هر دو میدانند که این دو چقدر به یکدیگر نزدیک هستند. حال موقعیتی پیش آمده که دبی باید برای یک آزمون حسابداری به نیویورک سفر کند. پیتر پیشنهاد میکند که طی این یک هفته او از پسر دبی مراقبت کند. کل روایت قرار است این یک هفته را بهتصویر بکشد.
خانم مککنا در ملودرام خود موقعیتی منحصربهفرد را ایجاد نمیکند تا مخاطب علاقهمند به سینمای ملودرام بتواند برای لحظهای با کاراکترهای فیلم همذاتپنداری کند. هر رخدادی در فیلم بسیار دورتر از زندگی واقعی مخاطب است. مخاطبان سینمای ملودرام معمولاً یه این مشهور هستند که همیشه خود را با کاراکترها به دنیای اثر سینمایی میبرند و دوست دارند برای لحظهای هم که شده زندگی کاراکترها را در زندگی خود رؤیاپردازی کنند. اما ملودرام خانم مککنا این خاصیت مهم را ندارد. بههمین سبب است که اثر او را حتی نمیتوان یک فیلم تاریخمصرفدار تصور کرد. مککنا در تصویری که از عشق پنهان و درونی کاراکترهای اصلیاش به مخاطب میدهد، هیچ نشانی از مفهوم عشق را تصویر نمیکند. هر فیلمسازی با هر دنیایی بالاخره باید از زاویهای به مفهوم عشق بپردازد که یک مخاطب سینما یا آن را تجربه کرده باشد یا این تجربه را در زندگی دیگران دیده باشد. عشقی که خانم مککنا تصویر میکند هیچ نمودی در دنیای بیرونی و واقعی دارد.
کمدی خانم مککنا در این فیلم نیز بسیار مبتذلتر از کمدیهایی است که کارگردانهای دیگر از نوشتههای قبلی او تصویر کرده بودند. شاید این افت شدید را باید در بیتجربه بودن خانم مککنا در زمینهی کارگردانی جستوجو کرد. مککنا شاید بهتر است همچنان فیلمنامهنویسی را ادامه دهد و بگذارد موقعیتهایی که او روی برگههای کاغذ خلق میکند، توسط دیگران روی پردهی نقرهای بهنمایش گذاشته شوند.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.