پوستر فیلم او را می‌شناسیم

نقدی بر سیستم

او را می‌شناسیم
You Know Him
محصول ۲۰۲۰ – ترکیه، صربستان
امتیاز ۲
نویسنده سارا

«کمال گونه» پزشک و رئیس بیمارستان شهر است. او تلاش می‌کند خود را به عنوان نامزد انتخابات شهرداری به همه‌گان معرفی کند. در این راه او مجبور است با افراد مختلفی روبه‌رو شود و چالش‌هایی را در برابر خود ببیند.
سینمای ترکیه را بسیاری از دنبال‌کنندگان حرفه‌ای آن بیشتر با نام‌هایی مانند «ییلماز گونی»، «نوری بیلگه جیلان» و «فاتح آکین» می‌شناسند. چندی پیش هم فیلم «مراقب» اثر «فریت کاراهان» را از همین سینما مرور کردیم. فیلمی که در آن هم قصه وجود داشت و هم قاب‌ها و فرم روایت‌ کاملاً حرفه‌ای دیده می‌شد. سینمای ترکیه برخلاف آنچه عموم تصور می‌کنند سینمایی قدیمی و غنی است، اما این کشور نیز مانند بسیاری از کشورهای دیگر از جمله کشور ما به خاطر مناسبات سیاسی و کودتای نظامی‌ای که در آن رخ داد دیگر نتوانست به مانند گذشته فیلم‌سازی‌های خود را تداوم بخشد. امروزه در کشور ما آنقدر سریال‌های مبتذل ترکی رواج پیدا کرده است که کسی باور نمی‌کند این کشور سینمایی غنی و فیلم‌هایی قابل تأمل را هم در خود داشته باشد. این هم از همان مناسبات سیاسی می‌آید که نمی‌خواهند سینمای قدرت‌مند هیچ کشوری را معرفی کنند و تنها می‌خواهند با فیلم‌های مبتذل مردم را در سطحی پایین نگه دارند تا کسی به فکر مسايل مهم‌تر و اساسی‌تر و تغییر نیفتد.
فیلم «او را می‌شناسیم» با تصویر کمال که با شیشه‌های مشروب به سمت مقامات می‌رود تا او را برای نامزد شدن برگزینند، آغاز می‌شود. در پشت سر این مقامات به‌ردیف‌نشسته پنجره‌ای بزرگ قرار دارد که در آن دریایی مواج دیده می‌شود. در واقع کمال در کشتی‌‌ای گرفتار در دریایی طوفانی ایستاده است و تنها به این می‌اندیشد که چه کاری انجام دهد تا نامزد انتخابات شود. حتی آن مقامات هم فقط نشسته‌اند و کاری انجام نمی‌دهند. تمام فیلم قرار است همین سکانس ابتدایی و خواب گونه را برای ما به شکل‌های گوناگونی تصویر کند. چه زمانی که گونه با بیماران مختلفی که آنها را مجانی ویزیت می‌کند، عکس می‌گیرد و چه زمانی که در یک کارگاه لباس زیرزمینی درحالی‌که کارگران مشغول به کار هستند به خوردن گوشت کباب‌شده می‌پردازد. نکته‌ی قابل‌ توجه در این سکانس آن است که کارگران در حال دوختن پرچم کشور ترکیه هستند، درواقع در حال ساختن کشور هستند، اما آن سوتر یک مقام عالی کشوری و یک فردی که می‌خواهد به مقام عالی کشوری برسد به خوردن گوشت کباب‌شده مشغول‌اند. کسی به فکر مردم نیست. قرار نیست نه مقامات و نه حتی گونه برای‌اشان آینده‌ی مردم و شهر اهمیت داشته باشد. همه‌ی این افراد به منافع خود می‌اندیشند. آنها باور ندارند که کشتی گرفتار در طوفان‌ می‌تواند همه را به کشتن دهد، اگر کسی به فکر طوفان بیرون نباشد.
کشور ترکیه چه از لحاظ زبانی و چه از لحاظ فرهنگی شباهت بسیاری به کشور ما دارد. درست است که زبان آنها با زبان ما متفاوت است، اما بسیاری از کلمات فارسی و ترکی مانند هم هستند. در فرهنگ نیز شباهت زیادی میان ما و آنها وجود دارد. امروزه از لحاظ سیاسی نیز این دو کشور شرایطی تقریباً یکسان دارند. به همین دلایل است که این فیلم می‌تواند بسیار برای ما هم ملموس باشد. تلاش گونه برای نامزد شدن به هر قیمتی در اینجا هم رخ می‌دهد. حتی سکانسی که گونه در هتل قرار است شهردار را ببیند هم بسیار برای ما آشنا است. این فیلم و داستان آن در بنیان اتفاقی است که در بسیاری از کشورهایی که در آنها مناسبات سیاسی رنگی شفاف ندارند، دیده می‌شود. حتی نام فیلم کاملاً هوشیارانه انتخاب شده است؛ آیا ما او و این مقامات را به درستی می‌شناسیم؟
«ارکان کسال»، بازیگر نقش گونه، کارگردان و نویسنده‌ی این فیلم است. او که بیشتر بازیگر بوده است، در اولین تجربه‌ی فیلم‌سازی خود با طنزی تلخ ما را به دل جامعه‌ی ترکی می‌برد و تصویری کاملاً زیربینانه و هوشمندانه از اتفاقاتی که در پشت مناسبات سیاسی در حال رخ دادن است برای ما ترسیم می‌کند. دنیای فیلم کسال به شدت متأثر از دنیای فیلم‌‌های «نوری بیلگه جیلان» است. حتی استفاده از دوربین نیز ما را می‌تواند به یاد فیلم‌های این کارگردان ترک بیندازد. در سوی دیگر کسال شاید نیم نگاهی به سینمای موج نوی رومانی هم داشته باشد. فیلم «مرگ آقای لازارسکو» اثر «کریستی پوپو» با کمدی سیاه خود به نقد سیستم شکل‌گرفته در جامعه می‌پرداخت. کسال هم با طنزی که در سکانس‌های خود ایجاد کرده سعی کرده است نه به طور آشکار و مستقیم که کاملاً غیرمستقیم سیستم موجود در کشورش را نقد کند.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟