وقتی خلاقیتهای ساده روایتی را زیبا میکنند
«نیمفا» گربهی جوانی است که با «راجر»، سگ قوی هیکلی، زندگی میکند. راجر نیمفا را بسیار دوست داد، اما نیمفا به دلیل اینکه در بیشتر موارد خرج او را میدهد نسبت به او نگرانیهایی دارد. نیمفا حتی خرج مادر و خواهرش را که در روستا زندگی میکنند هم میدهد. این نگرانیهای نیمفا علیرغم علاقهاش به راجر هر روز بیشتر میشود تا اینکه روزی در محل کارش سگی ثروتمند را میبیند که به او علاقه نشان میدهد. نیمفا از همان ابتدا عاشق «اینیگو» میشود و از رفتارهای جنتلمنیِ او به شدت خوشاش میآید.
انیمیشن «تو ای حیوان!» داستان یک مثلث عشقی است که در ابتدا به نظر کاملاً تکراری میآید، اما نحوهی بیان این روایت در کنار تصاویر به شدت خلاقانهی آن باعث میشود بیننده درگیرش شود. این انیمیشن برای بزرگسالان ساخته شده است و از همان ابتدا تکلیف خود را برای ببیندهاش روشن میکند. استفاده از صداها در هنگام همآغوشی کاراکترها به جای نشان دادن مستقیم آنها یا بهره بردن از تصاویری اسلوموشن برای به تصویر کشیدن عشقبازی شخصیتها یکی از اتفاقات جالب داستان است که توانسته این انیمیشن فلیپینی را بسیار متفاوت از دیگر انیمیشنهای بزرگسالانهی همردیف خودش کند. اتفاقی کاملاً خلاقانه که تصاویری متفاوت را ایجاد کرده است.
اما یکی از مهمترین مزیتهای این انیمیشن بهره بردن آن از اغراق در نشان دادن احساسات کاراکترهایاش است. ما در بسیاری از انیمههای ژاپنی نیز این المان جذاب را مشاهده کردهایم. بارها دیدهایم که کاراکترهای این انیمهها برای نشان دادن ترس، هیجان یا حتی عشق شمایلشان بهگونهای اغراقآمیز تغییر میکند، گاه چشمانشان بزرگتر شده یا گاه صورتشان تغییر رنگ میدهد. در این انیمیشن نیز سازندگان از این المان برای به تصویر درآوردن هرچه بهتر احساسات شخصیتهای خود استفاده کردهاند. نیمفا هیجانزده که میشود چشم چپاش میلرزد یا مجذوب اینیگو که میشود به خیال و رویا میرود یا حتی زمانی که گریه میکند اشکهایاش جاری شده و تمام اتاق را پر میکنند. نه نیمفا که تغییر حرکات چشمان و صورت تمام کاراکترها به شدت مورد توجه بوده و سعی شده در تمام زمانها به خوبی احساسات شخصیتهای داستان نشان داده شود. اتفاقی که مثلاً ما در انیمیشن «بازگشت گالیور» یا حتی «عصر یخبندان ماجراجوییهای باک وایلد» ندیده بودیم. در این انیمیشنها شخصیتها آنقدر ساده و بدون تحرک بودند که قبول آنها توسط مخاطبِ کودکشان سخت بود، اما این انیمیشن از پس این کار به خوبی برآمده است.
انیمیشن «تو ای حیوان!» داستان جذابی دارد. دلیل جدایی نیمفا از راجر و پیوستناش به اینیگو در کنار داستانِ دوست صمیمیاش به خوبی پرداخت شده است. حتی خانوادهی نیمفا و رفتارهای مشکوکشان نیز فراموش نمیشوند. هیچ یک از کاراکترهای ورود کرده به داستان بیجهت نبوده و در زمان مناسب گرهای از داستان را باز میکنند تا روایت به خوبی در مسیرش پیش رود. تمام شخصیتها بامزهگیهایی نیز در خود دارند که در کنار موتیفهای اغراقآمیزشان توانسته تصاویری دیدنی را خلق کند. حتی صداها و تغییر تن آنها در کاراکترها یکی دیگر از مزایای این انیمیشن است که اثر بهسزایی را در دیدن و شنیدن آن دارد.
انیمیشن «تو ای حیوان!» اگرچه داستانی تکراری دارد، اما بیان آن چه در طرح و چه در تصاویر چنان خلاقانه و سرگرمکننده است که میتواند بیننده را به راحتی به دنبال خود بکشاند. از زیبایی تصاویر و رنگهای استفاده شده در آن نیز نباید گذشت. اینکه تصویر نیمفا در شبی که در کنار راجر است، شباهتهایی به تصویر او در شب همآغوشیاش با اینیگو دارد از اتفاقات زیرکانهی این انیمیشن است که نشان میدهد کارگردان و نویسندهی آن تا چه حد بر کار خود تسلط داشته و به آن اهمیت میدادند و توانستهاند همهچیز را در مسیری درست تا پایان ببرند. حتی تصاویر پایانی و تیتراژ آن نیز خلاقانه و دیدنی است.