کمدیهای خانوادگی در هالیوود کلاسیک بیشتر میان موزیکالها رواج داشتند. اما رفتهرفته و از میانهی دههی ۱۹۸۰ این کمدیها تبدیل به آثاری با تمپوی بالا شدند که سعی میکردند طی ۹۰ دقیقه مخاطب را همراه یک خانوادهی چهار یا پنجنفره درگیر چالشهای متعدد کنند. این آثار باتوجه به اینکه در کشوری مانند ایران بیشتر اوقات در عصر روزهای تعطیل پخش میشدند تبدیل به بخش جدایی ناپذیر خانوادههای ایرانی شدند. با دیجیتال شدن فیلمسازی، بر تعداد آثار تولیدی این ژانر نیز افزوده شد و حال هر سال با آثار متعددی از گروه کمدی-خانوادگی مواجه هستیم. آنچه در این آثار بیش از هر چیز بهچشم میخورد انقلاب فرزندان علیه تعریف روتین پدر و مادر است و در نهایت آنها به یک همگرایی در اینباره میرسند. بههیچعنوان قصد این نیست این آثار را با درامهای زیبایی همچون «کرامر علیه کرامر» مقایسه کنیم. این آثار باید از زاویهدید خودشان و سطحی که در آن شناور هستند مورد توجه واقع شوند. هم فیلمساز و هم استودیوی سازندهی این آثار میدانند که این اثر قرار است مورد توجه کدام دسته از مخاطبان واقع شود. توجه به خطوط قرمز ردهی سنی و همچنین دیالوگهای ردوبدلشده در این آثار نشان از این دارند که فیلمساز سعی دارد تا اثر خود را مقابل چشمان همهی اعضای خانواده قرار دهد.
محوریترین و احتمالاً فرعیترین کاراکتر در این آثار شخصیت خردسال است که با سادگی خود بهعنوان کاتالیزور جذابیت در اثر نقشآفرینی میکند. فرزند نوجوانِ رو به بلوغ عاصیترین کاراکتر فیلم است و درگیری او با پدر یا مادر باعث ایجاد اصلیترین چالش میشود. فرزند میانی هم که همانند جایگاه خود بین اعضای خانواده بیشتر در حد وسط رابطهی فرزند و والدین قرار دارد. در فیلم «روز بله» نیز با چنین کلیشهای بدون کمو کاست مواجه هستیم. فیلم قرار است عصیان فرزندان علیه قوانین روتین خانوداگی را نشان دهد که در نهایت منجر به شکلگیری روزی با نام «روز بله» میشود. در این روز قرار است پدر و مادر به خواستههای فرزندان فقط «بله» بگویند. فیلم در کلیت خود یک اثر خانوادگی کاملاً معمولی با همان نقاط عطف کلیشهای و بعضاً دیالوگهای قابل پیشبینی است. استفاده از رنگها در این آثار بر جذابیت آنها میافزاید؛ درست مانند تابلوهای باسمهای در کنار خیابان که زنان خانهدار را به تماشا وا میدارد. بهطور حتم مخاطبی که حوصلهی تماشای یک اثر هنری در موزه را ندارد، بهتماشای همین آثار باسمهای بسنده میکند. اینکه این نوع نگاه میتواند تغییر کند یا خیر، به خود مخاطب بستگی دارد تا فقط یکبار از این خط عبور کند.