پوستر فیلم ویرموود: آخرالزمان

دنیایی که فقط در یک دشت کوچک به پایان رسیده بود

ویرموود: آخرالزمان
Wyrmwood: Apocalypse
محصول ۲۰۲۲
امتیاز ۰
نویسنده مصطفی ملکی

اگر فیلم اول این سری را در سال ۲۰۱۴ تماشا کرده باشید، به‌طور حتم چندان میلی به دیدن فیلم جدید این سری برهوتی ندارید. این فیلم استرالیایی چیزی بین آثار آخرالزمانی، پادآرمان‌شهری و دنیای زامبی‌هاست. اما در کمال تعجب همچون یک فیلم سینمای گروه ب به این مقوله‌ها می‌پردازد.
دشت‌های استرالیا ظاهراً مشکل لوکیشن این دسته از آثار سینمایی را برطرف کرده‌اند. در سه نقطه با حلبی مکان‌هایی را آماده می‌کنند. ۱۰ تا ۱۵ کاراکتر را در این سه نقطه قرار می‌دهند. دو یا سه دستگاه خودرو برای جابه‌جای کاراکترها نیز نیاز است. تمام سخت‌افزار این اثر همین است. این موارد تا به اینجا اشکال محسوب نمی‌شوند و اتفاقاً اگر کارگردانی در سینمای مستقل دارای ذکاوت بصری و زیبایی‌شناسی باشد به‌راحتی می‌تواند از این شرایط به‌نفع خود بهره ببرد. اما مشکل اصلی این فیلم فقدان یک روایت است. در این اثر نه با شخصیت‌‌پردازی رو‌به‌رو هستیم، نه قرار است قصه‌ای برای ما تعریف شود و نه رابطه‌هایی بین این فاکتورها شکل می‌گیرد. کارگردان سعی دارد زامبی‌ها را تبدیل به یک نمونه‌ی جدا از زامبی‌های هالیوودی کند. اما در این فیلم تغییرات چهره‌پردازی کارگردان و جلوه‌های ویژه به کار نیامده‌اند. این فیلم هیچ پیش‌داستانی ندارد. مخاطب هیچ افتتاحیه‌ای را از سال ۲۰۱۴ به‌یاد ندارد که به این باور برسد چه شرایطی باعث بروز این مشکل شده است. در چنین روایت‌هایی معمولاً با یک افتتاحیه‌ی قوی رو‌به‌‌رو هستیم که مخاطب را به درکی درست از شرایط حاکم بر فیلم می‌رساند. اما در این اثر همه‌چیز از هم پاشیده است. کاراکترهای دو رگه بیشتر در حال دندان‌قروچه هستند تا نشان دادن یک دوگانگی. از سویی دیگر کارگردان سعی دارد کمی هم به‌سمت اسلشر برود و مخاطب را سرگرم کند. اما هیچ‌کدام از بازیگران در نشان دادن این صحنه‌ها توانایی ندارند. کارگردان هم اصرار داشته که از همین گروه بازیگری در فیلم جدید خود استفاده کند. در نتیجه‌ عدم تسلط کارگردان بر ژانر و ناتوانی گروه بازیگری با اثری رو‌به‌رو هستیم که در هر سکانس در مسیری متفاوت قرار می‌گیرد.
این نوع آثار پتانسیل تبدیل شدن به یک سری فیلم را ندارند. اما چون ساخت آن‌ها و مراحل پیش‌تولید دردسر چندانی ندارد، عوامل آن به این فکر می‌کنند که ساخت فیلم‌های بعدی هم چندان زحمتی نخواهد داشت. مخاطب آشنا با سینمای اسلشر و آخر‌الزمانی هم احتمالاً پس از دیدن چند سکانس اول فیلم چندان تمایلی به ادامه‌ی آن نخواهد داشت. چون فیلم تلاش نمی‌کند که بین مخاطب و کاراکترها رابطه‌ای معنادار ایجاد کند. زمانیکه مخاطب نتواند حتی یک کاراکتر را از درون فیلم به درون ذهن خود وارد کند، لاجرم از آن فاصله می‌گیرد. این فیلم‌ها به‌سبب تمام مشکلاتی که به آن‌ها اشاره شد فاقد هویت هستند. این آثار نه روایت و نه تکنیک‌های لازم را برای تبدیل شدن به یک اثر متوسط در خود دارند. باید امیدوار بود که این گروه استرالیایی دیگر ادامه‌ای برای این اثر در ذهن نداشته باشند.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟