پیشدرآمدی قابل قبول برای خالق کارخانهی شکلاتسازی
نام بردن از رولد دال در دنیای سینما و اقتباسهایی که از آثار او شده آنقدر شیرین است که هر مخاطبی در سینما را وادار به تماشای آن اثر کمدی، فانتزی و در نهایت موزیکال میکند. یکی از میراثهای آقای دال «چارلی و کارخانهی شکلاتسازی» بود. «مل استوارت» در سال ۱۹۷۱ و «تیم برتون» در سال ۲۰۰۵ بهسراغ این داستان جذاب رفتند و هر کدام در دنیای خودشان و «ویلی وانکا»های جذاباشان مخاطب آن دوره از سینما را وادار به تحسین دنیای داستانی آقای دال کردند. حال نوبت به خالق «پدینگتون» معروف رسیده تا مقدمهای را بر این دنیاها خلق کند؛ داستان بزرگ شدن ویلی وانکای ساده و پر شور و عاشق شکلات. آقای «پل کینگ» با پدینگتون طی این دهه امتحان خود را در دنیای سینمای فانتزی و کمدی پس داده است و در کنار آن آثار کمدی تلویزیونی او نیز بارها مخاطب را به دنیاهایی گاه شاد و گاه سیاه دعوت کردهاند.
روایت «پل کینگ» ویلی وانکای جوان را به درون اروپا میفرستد تا ماجراجویی جدیدش را با شکلاتهای سحرآمیز آغاز کند. روایت آنقدر ساده و در عین حال کلاسیک است که مخاطب خواهناخواه ابتدا و میانه و انتهای آن را بهراحتی حدس میزند. آقای کینگ نیز در همین دنیای کاملاً مشخص دست به تغییر نمیزند و در عوض تمام تمرکز خود را روی طراحی لباس و در نهایت نورپردازیها میگذارد. کینگ قصهاش را با این پیشزمینه پیش میبرد که میداند مخاطب از همان ابتدا در حال مقایسهی وانکای او و کاراکترهای برتون و استورات با وانکای اوست. در نتیجه دست به انتخابی بسیار مشکل زده و با این کار گویی روی لبهی تیغ حرکت میکند. او برای نقش وانکا از بازیگر نسل جدید و پرحاشیه در دنیای بیرون از سینما استفاده کرده است؛ تیموثی شالامِی. شالامِی از آن دست بازیگرانیست که باید کارگردان بزرگی بالای سر او باشد تا از عهدهی نقشی که به او سپرده شده برآید. از وس اندرسون تا ویلنوو بهخوبی توانسته بودند این بازیگر پر حاشیه را در بند ساختارهای روایی خود در بیاورند. حال آقای کینگ نیز در همان مسیر گام برداشته تا شالامِی در این اثر تبدیل به سوژهی تینیجری قصه نشود. یکی از راهکارهای خوب آقای کینگ انتخاب درست بازیگرانیست که باید نقش کاراکترهای پیرامون وانکا را بازی کنند؛ از «هیو گرنت» و «روآن اتکینسن» تا «اولیویا کولمن» و «کیگان مایکل-کی». کینگ در اثر خود ساختار بریتانیایی روایت دال را حفظ کرده است و بهخوبی از بخشهای ترانه در پیشبرد مسیر موزیکال آن استفاده میکند.
آنچه اثر آقای کینگ را تبدیل به داستانی روان و جذاب میکند شیوهی قصهگویی اوست. این کارگردان روایت خود را نه آنقدر سیاه و نه آنقدر لوس و پر از رنگ و لعاب به مخاطب ارائه می دهد. شخصیتهای بسیار خوب پرداخت شدهاند و خطوطی که آنها را در مسیر یکدیگر قرار میدهند همان مسیرهایی هستند که نشان از مسلط بودن کارگردان به دنیای ساده و کودکانهی آقای دال دارد. به چهار فیلم کوتاهی که آقای اندرسون از دنیای داستانی رولد دال اقتباس کرده بود توجه کنید. آقای کینگ جایی در آن میان را انتخاب کرده تا اثرش هم ادای احترامی به دو اثر قبلی باشد و هم نگاه سینمایی خودش را به مخاطب ارائه دهد. آقای کینگ در سال ۲۰۲۴ هم دنیای پدینگتون را بار دیگر به سینماها بازمیگرداند؛ البته در مقام نویسنده. فیلم وانکا اثری جذاب برای نوجوانها و مخاطبان سینمای سرگرمیست و حداقل کاری که میکند به چشم مخاطب احترام میگذارد.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.