توریستبازیهای سینمایی
آقای «جان واتس» کارگردان قابل اعتنایی نیست و این را در کارنامهی یک دههی گذشتهی او کاملاً شاهد هستیم. او با آثاری چون «دلقک» در کنار الی راث و دیگران کار سینمای بلند داستانیاش را در ژانر دلهره آغاز کرد و بهسرعت در اثر بعدی وارد ژانر دیگری شد. پس از این دو اثر، آقای واتس به اعماق آثاری بازسازی ابرقهرمانی و سومین سهگانه از «مرد عنکبوتی» با معرفی تام هالند و زندایا رفت و نزدیک به پنج سال را نیز در همین دنیا سپری کرد. حال او قرار است از طریق «جورج کلونی» و «برد پیت» مخاطب سینما را نه با سینما، بلکه با توری بیرمق همراه کند.
در فیلم «آشوبگران» اشاره کردیم که «کیسی افلک» و «مت دیمن» پس از دو دهه بار دیگر در یک قاب مقابل یکدیگر قرار گرفتند. از نقاط قوت آن فیلم بازیخوانی زیبای این دو بازیگر از اکت یکدیگر و ساختار روایت بود. در آن فیلم با روایتی مواجه بودیم که موقعیتهای کمدی را از درون چهرهی سنگی کاراکترهای خود خلق میکرد و در ادامه هیجان و اکشن نیز به آن اضافه میشد. اما در فیلم جدید آقای واتس با دو بازیگری مواجه هستیم که فقط نام کلونی و پیت را بهعنوان ستارههایی که زمانی انتخاب اول فینچر و برادران کوئن بودند یدک میکشند. این دو بازیگر نیز پس از حدود ۱۶ سال بار دیگر قرار است درون یک قاب مقابل یکدیگر قرار بگیرند. اما ای کاش این مواجهه رخ نمیداد.
اثر آقای واتس از همان لحظات ابتدایی سعی دارد مخاطب را درون تعلیق نگاه دارد و سپس با تزریق برخی نقاط عطف نرم باعث شکلگیری داستان شود. اما نه آن تعلیق شکل میگیرد و نه روایت میتواند دچار جریان سینوسی مد نظر کارگردان شود. جورج کلونی و برد پیت در این اثر درست در نقطهی مقابل دیمن و افلک قرار دارند. آنها حتی تلاش کوچکی برای اکت مقابل دوربین انجام نمیدهند. آنها گویی مهمانهایی هستند که برای یک فیلم تبلیغاتی مقابل دوربین قرار گرفتهاند و سپس به مسیر خود ادامه میدهند. از ابتدا تا انتهای روایت هر چقدر تلاش میکنیم این دو بازیگر را درون کالبد کاراکترها تصور کنیم، تلاشی بس بیهوده است. آقای جورج کلونی که چند سالیست به این نوع نگاه توریستی مقابل دوربین عادت کرده است و گویی دیگر قرار نیست از او نقشآفرینی قابل تأملی را شاهد باشیم. برد پیت نیز با اکتی شبیه همان چیزی که در فیلم «روزی روزگاری هالیوود» و بدون حتی اضافه کردن موتیفی به کاراکتر خود منتظر قابهای بستهی کارگردان باقی میماند.
این فیلم از همان ثانیههای ابتدایی فریاد میزند که برای تماشای من لطفاً از الفاظ رکیک استفاده نکنید. آقای واتس در این اثر حتی برای لحظهای مخاطب را امیدوار نمیکند که در حال تماشای یک اثر سینمایی است. شاید اگر بازیگری چون «آستین آبرامز» نبود، این اثر نیز جز همان زبالهی تصویری لقب دیگری نمیگرفت. آبرامز در بخشی از اثر و شاید تنها سکانس قابل اعتنای روایت بدون دیالوگ و فقط از طریق گریز آن هیجان و موقعیت کمدی مورد نظر را به اثر تزریق میکند. شاید برای درک بهتر فاجعهای که در این اثر رخ داده بهتر است بار دیگر فیلم «آشوبگران» را مشاهده کنید.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.