من درد مشترکام مرا فریاد کن!
نارضایتی از شرایط موجود در مناطق مختلف و مسائل گوناگون، بسیاری را ناگزیر به مهاجرت میکند؛ تصمیمی دشوار که خود با چالشهای فراوانی همراه است. همین موضوع جهانشمول، بستری مناسب برای ساخت آثار سینمایی متعدد فراهم کرده است. استفان مارکتی، در نخستین فیلم بلند خود، «گذرگاه زمستانی»، به همین مسئله پرداخته است. او پیشتر در مستندهایش نشان داده بود که نسبت به موضوعاتی چون جنگ و آوارگی بیتفاوت نیست و این بار نیز، علاوه بر مهاجران، مشکلات ساکنان مناطق مرزی را به تصویر کشیده است.
شخصیت اصلی فیلم، «ماری» با بازی درخشان «فلورنس لوره-کایل»، زنیست که شبها در یک بار کار میکند و روزها به قاچاق سیگار در مرز فرانسه و ایتالیا مشغول است. معشوقهاش، «الکس» (با بازی «جاناتان کوزینیه») افسر مرزیست که با او همکاری میکند و رابطهای عاشقانه میانشان شکل گرفته است. ورود ناگهانی مهاجری آفریقاییتبار به نام «سلیمان» (با هنرنمایی «سابور بالده») مسیر زندگی ماری را تغییر میدهد. این دو برای کسب درآمد بیشتر تصمیم میگیرند این بار انسانها را از مرز عبور دهند. ماری برای تأمین اجاره خانهاش در کمپ سیار، و سلیمان برای رسیدن به خواهر نوجوانش در انگلستان، نقشهای پرریسک را عملی میکنند.
فیلم، روایتیست از مسیری پرپیچوخم، سرشار از اتفاقات تلخ و دشوار، که به مهاجرت غیرقانونی سازمانیافته و پیامدهای آن میپردازد. مارکتی در نمایش روابط میان شخصیتها عملکرد قابل قبولی دارد؛ بهویژه چالش میان ماری و دخترش که بهخوبی حس میشود. با این حال، پرداخت سطحی به کاراکترها مانع از عمقبخشی بیشتر به روایت و کاهش جذابیت فیلم شده است.
تصاویر خشن و زیبای کوهستانهای سرد، مخاطب را با سختیهای عبور مهاجران آشنا میسازد. نورپردازی ساده و گاه تاریک، فضای سرد و سنگین فیلم را بهخوبی منتقل میکند. طبیعتی که در عین زیبایی، میتواند مرگبار باشد و چهرهای بیرحم از خود نشان دهد. تصویربرداری واقعگرایانه و بهدور از جلوههای توریستی رشتهکوههای آلپ، از نقاط قوت فیلم بهشمار میرود.
بازی بازیگران اصلی، بهویژه فلورنس لوره-کایل در نقش ماری، فیلم را چند پله ارتقا داده است. حس ترحم و انساندوستیاش نسبت به مهاجران، و شکستهای زندگیاش، در نوع بازیاش بهخوبی نمایان است. حرکات، نگاهها، و شخصیت جسور و ریسکپذیر ماری، همگی قابل ستایشاند. خستگی، درماندگی و تلاش بیوقفهاش برای کسب درآمد، با بازی و تصویرپردازی قوی بهخوبی منتقل شدهاند.
در کنار این عناصر، موسیقی متن گوشنواز فیلم نیز نقش مهمی ایفا میکند. فضای سرد لوکیشن با موسیقی نیو-ایج، سازهای زهی و تمهای اتمسفریک، احساسات مخاطب را برمیانگیزد و زیبایی مضاعفی به فیلم میبخشد.
«گذرگاه زمستانی» برای مارکتی، گامی محکم در عرصه فیلمسازیست. او در مدتزمانی کوتاه، توانسته ایدهای ساده را با پرداختی نسبتاً کامل، هرچند نه بینقص، به تصویر بکشد.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.