من قوی خواهم ماند
«مامی»، زنی مجرد و سیوشش ساله، نویسندهای معروف است که مدتیست در یک برنامهی تلویزیونی دربارهی زنان همکاری میکند. «میهو» دختری جوان و بیستوشش ساله است که از سن بیست سالگی دارای شوگرددی بوده و مخارج زندگی خود را از این طریق تأمین میکند. دوستپسر «یوکینو» بهتازگی از او جدا شده و اما او هنوز هم در خانهای که با این پسر سالها زندگی کرده، زندگی میکند. «آیاکا» بعد از اینکه ازدواج میکند از کارش استعفا داده و به عنوان زنی خانهدار بار مسئولیت فرزند و خانه را به تنهایی به دوش میکشد و همسرش در این میان جز بازی کردن با نوزاد کوچکاشان هیچ کمکی به او نمیکند.
با ایجاد فرصتهای برابر برای زنان و مردان زنان توانستند خود را اثبات کنند و دوشادوش مردان به کار کردن و اثرگذاشتن مستقیم بر جامعه دست زنند. امروزه دیگر بر همه مسلم شده که زنان میتوانند با داشتن بهترین امکانات اگر نه بیشتر از مردان که همراه با مردان در جامعه و پیشرفت آن نقش مستقیم داشته باشند. در گذشته زنان تنها با فرزندآوری و تربیت فرزند و نیز کمک به مردان در خانه اثری غیرمستقیم اما مهم بر جامعه و پیشرفت آن داشتند، اما امروزه همه چیز متفاوت شده است. این تفاوت اما در کشورهایی با باورهای سنتی هنوز هم قابل درک نیست. در جوامع زیادی کار کردن زنان هنوز تابو بوده و یک زن به عنوان مادر و همسر در این جوامع بیشتر شناخته میشود. «موموکو فوکودا»، کارگردان و نویسندهی جوان سیویک سالهی ژاپنی، که خود در همین جامعهی سنتی بزرگ شده سعی کرده است در سومین فیلم بلند خود «آیا من برای همیشه مجرد خواهم ماند؟» گوشههایی از زندگی زنان در این جوامع را نشان دهد. جوامعی که در آن زنان در محیط بیرونی در حال کار کردن هستند و هر یک استقلال مالی خود را دارند، اما مردان و حتی زنان بسیاری توانایی درک این موضوع را ندارند و هنوز خواهان آن هستند که زن ازدواج کند و فرزند بیاورد. حتی زن را بدون فرزند هم زن نمیدانند و تصور اینکه یک زن خواهان بچه نباشد برایاشان غیرقابل درک است.
فوکودا در فیلم بلند خود چهار زن مستقل را تصویر میکند. هر یک از این زنان در شرایطی متفاوت سعی دارند نگاه جامعه به خود را تغییر دهند یا بهتر بگوییم خود را در این جوامع سنتی جای دهند. بارها به این زنان گفته شده که مردان از زنانی که دارای استقلال باشند خوشاشان نمیآید و آنها اگر میخواهند در تنهایی نمیرند باید دست از کار کردن بکشند و به مرد خود تکیه کنند. مامی با اینکه نویسندهای موفق و مشهور است بارها توسط خانواده، اطرافیان و حتی دوستان و همکاران مورد تمسخر واقع شده، زیرا سناش در حال بالا رفتن است و با این استقلال مالی کسی با او ازدواج نمیکند. به همین دلیل او به سرعت در برابر پیشنهاد ازدواج دوستپسری که چند سال از او کوچکتر است، جواب مثبت میدهد و میخواهد خود را در نگاه دیگران موجه کند. از آن سو این پسر جوان که قصد ازدواج با دختری بزرگتر از خود را دارد تصور میکند در حال انجام چه کار بزرگ و شگفتی است. درصورتی که او هم خواهان استعفای مامی از کارش و آوردن بچه برای او است. میهو با مردان بزرگتر از خودش میگردد و از سوی همان مردان به دلیل بودن با آنها تحقیر میشود. دوست پسر یوکینو به دلیل اینکه حقوق یوکینو بیشتر از او بوده از او جدا شده است و آیاکا در خانه و توسط همسرش جز یک زن خانهدار که نباید حتی وقتی برای خود داشته باشد دیده نمیشود. این زنان هر یک نمایانگر قشری از زنان یک جامعه هستند که چطور برای داشتن یک زندگی عادی باید چند برابر مردان تلاش کنند. فوکودا خود یک زن است و در این جوامع بزرگ شده است. او بهخوبی توانسته شرایط سخت زندگی در اینگونه جوامع را تصویر کند و باورپذیری داستان و بازی خوب بازیگراناش روایت خود را روان و زیبا کند.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.