پوستر فیلم آتش مهیب

گذشته را تکرار نکن

آتش مهیب
Wildfire
محصول ۲۰۲۱
امتیاز ۲
نویسنده سارا

«کلی» بر روی کشتی‌ای بزرگ ایستاده است و بعد از غیبت طولانی یک ساله که ناگاه ناپدید شده است، در حال بازگشت به خانه و شهر زادگاه‌اش است. او نزد خواهر خود می‌رود و «لورن» که در این مدت خبری از او نداشته است از دیدن او هم خوشحال می‌شود و هم عصبانی. ورود کلی به شهر اما باعث می‌شود خاطرات گذشته و خاطراتی که به مرگ پدر و مادر و برادر آنها برمی‌گردد بار دیگر جلوه کند و زندگی آنها را ملتهب نماید.
فیلم «آتش مهیب» در داستان اصلی خود به سرگذشت دو خواهر و زندگی سختی که داشته‌اند، می‌پردازد. خواهرانی که خودکشی مادرشان باعث می‌شود مردم محلی آن شهر کوچک در مرز دو ایرلند نگاهی دیگر به آنها کنند؛ نگاهی همراه با دلسوزی و نیز تحقیر. این نگاه به کلی که شباهت بسیاری به مادر دارد البته بیشتر از خواهرش است و به همین دلیل هم است که کلی از این شهر فرار می‌کند اما بازگشت دوباره‌اش به این شهر نشان می‌دهد او نمی‌تواند خود را از ریشه‌های‌اش جدا کند. حال لورن نیز با دیدن رفتارها و نگاه‌های دوباره‌ی مردم شهر و حتی همسرش به خواهر سعی می‌کند خود را به او نزدیک‌تر کرده تا او را به مانند مابقی خانواده از دست ندهد. از سوی دیگر اما فیلم در زیرلایه‌های خود به اتفاقات تلخ و حتی وحشتناکی که در میان دو مرز ایرلند شمالی و جنوبی رخ داده است، می‌پردازد. سکانس افتتاحیه‌ی فیلم و نیز سکانسی که دو خواهر در بار با دو مرد میانسال مواجه می‌شوند، دقیقاً به همین امر اشاره می‌کند.
فیلم «آتش مهیب» به خوبی و در مسیری با منطق روایی سعی می‌کند دو شخصیت اصلی‌اش را در برابر دید ما گذارد و با نشان دادن عمیق احساسات آنها ما را با این دو همراه کند. البته در این میان داستان در یکی دو سکانس تا لب مرز داستانی سوررئال می‌رود و باز می‌گردد، اما از آن عبور نمی‌کند. گرگی که دو بار در مسیر روایت نشان داده می‌شود و آن زن قرمزپوش کنار خیابان در اواخر فیلم که آن هم به مانند گرگ‌ها در شب دیده می‌شود، همان مرز سوررئال است که داستان از آن نمی‌گذرد. اما اینکه این فیلم در همین مسیر رئالیستی خود قرار گرفته و شخصیت‌های خود را دنبال می‌کند تا کشف شوند برای توضیح آنها کافی‌ست و می‌تواند به راحتی ما را به دنبال خود بکشد.
فیلم «آتش مهیب» اولین فیلم بلند کارگردان تازه‌کار «کتی بردی» است که توانسته است تنها با عمق بخشیدن به شخصیت‌های‌اش مسیر داستان خود را شفاف و زیبا کند. در این میان از میزانسن مناسب و المان‌های زیبای آن نیز نباید گذشت. بازیگران فیلم به خصوص دو بازیگر نقش‌های دو خواهر به زیبایی توانسته‌اند شناخت احساسات آنها را آسان کنند. «نورا جین نونه» اضطراب و نگرانی خواهری بزرگ‌تر را به زیبایی در چهره‌ نشان می‌دهد و «دنیکا مک گویگان» به عنوان خواهر کوچک‌تر سردرگمی و ترس از دست دادن را به خوبی به تصویر درآورده است. متأسفانه مک گویگان در سال ۲۰۱۹ در اثر سرطان می‌میرد و این فیلم به عنوان آخرین فیلم‌اش نیز تقدیم به او می‌شود. از سوی دیگر استفاده از رنگ قرمز در لباس‌ها و نورهای محیط پیرامونی توانسته است تعلیق لازم برای آشفتگی شخصیت‌های آن را به خوبی ایجاد کند. موسیقی نیز در کنار این تصاویر و البته قاب‌های بسته‌ی شخصیت‌های آن یکی دیگر از مزیت‌های این فیلم است که می‌تواند به راحتی بیننده را با خود همراه کند.