پوستر فیلم بیوه‌ی کلیکو

زمانی که تکنیک‌ها را بشناسی، اما فرمی نداشته باشی

بیوه‌ی کلیکو
Widow Clicquot
محصول ۲۰۲۴ – بریتانیا، فرانسه، ایالات متحده
رده‌ی سنی ۱۵+
امتیاز ۱
نویسنده مصطفی ملکی

در باب روایت‌های زندگی‌نامه‌ای بارها عنوان کرده‌ایم که فیلمساز باید بداند از این زندگی چه می‌خواهد و مخاطب را قرار است در برابر چه شخصیتی قرار دهد یا حتی چه ویژگی‌هایی از آن شخصیت مهم بوده که ارزش به تصویر کشیده شدن را دارد. هر شخصیتی که در تاریخ مانده و نام او میان دیگر نام‌ها پررنگ شده به‌طور حتم ارزش تبدیل شدن به یک اثر سینمایی یا نوشته‌ای ادبی را دارد، اما نگارنده و سازنده مهم هستند که در مدیوم مورد نظر آن شخصیت را برای مخاطب ماندگارتر کنند. آقای «توماس نپر» پس از سال‌ها دستیاری کارگردان، حال در دومین تجربه‌اش به‌عنوان کارگردان پشت دوربین رفته تا تصویری از زندگی «بارب-نیکول کلیکو» را به‌عنوان یک زن کارآفرین فرانسوی در عرصه‌ی شامپاین و شراب تصویر کند.

روایت آقای نپر از همان ابتدا فریاد می‌زند که اثری زشت و وارفته است. کارگردان گویی از همان ابتدا نمی‌داند از زندگی این زن چه می‌خواهد. به همین سبب است که رفت و برگشت‌های او به گذشته‌ی این زن صرفاً خریدن زمان برای رسیدن به نقاط اوج داستان است. اما این روایت تا انتهای خود حتی یک نقطه‌ی عطف هم ندارد و گویی کارگردان دائم در حال جا کردن دیالوگ‌هایی وزن‌دار و شاعرانه در گذرهای بارب-نیکول به گذشته و حال است. مخاطب هر چه منتظر است که این اثر همان خاصیت سینوسی یک اثر در ساختار سینمای تجاری را مقابل چشم او قرار دهد، اما کارگردان اصرار دارد که این روند مونوتون را ادامه دهد. در نتیجه‌ی این خط مستقیم و بدون اوج و فرود است که گویی در برابر تصویرسازی بی‌رمق از شخصیتی قرار داریم که در برابر قوانین ناپلئونی ایستادگی کرد و به راه خود ادامه داد. آقای نپر در روایت خود صرفاً از طریق کاراکترها نام ناپلئون و قوانین‌اش را به زبان می‌آورد و در خود روایت صرفاً مخاطب را با وارفتگی کاراکتر زن و غرق شدن در گذشته تصویر می‌کند. در نتیجه ما نمی‌دانیم که آیا کارگردان سعی دارد مسیر تبدیل شدن این زن به یک کارآفرین و نوآور را تصویر کند، آیا قصد دارد سوگواری او را برای همسری که خودکشی کرده به تصویر بکشد یا تقابل او را به‌عنوان یک زن در اواخر قرن هجدهم و ابتدای قرن نوزدهم با قوانین مردسالارانه‌ی فرانسه تصویرسازی کند. آقای نپر در هر سه مسیر گام برمی‌دارد و در کمال تعجب در هر سه‌ی آن‌ها نیز ناقص است.

آقای نپر در این اثر نشان می‌دهد تکنیک‌های نورپردازی، تنوع برش‌ها و حتی میزانسن را به خوبی می‌داند. اما مشکل آنجاست که او این تکنیک‌ها را در فرمی بصری که بتواند درون ظرف فرم روایی دارای منطق جای بگیرد قرار نمی‌دهد و در نتیجه اثرش کاملاً شلخته و از هم پاشیده به نظر می‌رسد؛‌ روایتی آرام و دارای سکون و حتی در برخی موارد شاعرانه که حتی نیاز نبود این ویژگی‌ها را داشته باشد. در روی دیگر ماجرا هم آقای نپر می‌ماند و کلیشه‌های زنگ‌زده و سانتیمانتالیسم درک فمینیستی هشتگی از تلاش‌های یک زن قرن هجدهمی که اثر را تبدیل به یک شترگاوپلنگ بی‌ثمر می‌کند.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟