پوستر فیلم راهروهای نجواگر ۶: همهمه

وقتی کسی کاری نکند، گذشته دوباره تکرار می‌شود

راهروهای نجواگر ۶: همهمه
Whispering Corridors 6: The Humming
محصول ۲۰۲۱
امتیاز ۱.۵
نویسنده سارا

دوربین به همراه موسیقی‌ای پرتنش از میان راهروهای مدرسه‌ای خود را به یک دستشویی قدیمی که در پشت چندین کمد پنهان است، می‌رساند. خونی تازه بر زمین دیده می‌شود. سپس دوربین به سمت پاهایی معلق در هوا که خون از آنها قطره‌قطره جاری‌ست کشیده می‌شود. دختری خود را حلق‌آویز کرده است و نوشته‌هایی رمزگونه در میان خون او هویدا می‌شود.
«راهروهای نجواگر» مجموعه فیلم‌های ترسناک ماوراء‌الطبیعی‌ست که در کشور کره‌ی جنوبی ساخته می‌شود و اولین قسمت آن در سال ۱۹۹۸ یک سنت‌شکنی بزرگ در عرصه‌ی سینمای کره‌جنوبی بود. درواقع اولین قسمت این مجموعه که بعد از برداشتن قوانین سخت سانسور در این کشور ساخته شده بود با دست گذاشتن بر روی مسائلی چون آزارواذیت دختران در مدرسه، خودکشی آنها، سوءاستفاده‌های مدیران مدارس از قدرت، حتی زیرسؤال بردن تنبیه بدنی دانش‌آموزان و از همه مهم‌تر نگاهی بدون ترس به مسأله‌ی هم‌جنس‌گرایی، از مسائلی صحبت کرد که پیش از آن هرگز کسی شهامت پرداختن به آنها را نداشت. این مجموعه از یک دبیرستان دخترانه به عنوان پس‌زمینه برای هر یک از فیلم‌های خود استفاده می‌کند و هر فیلم آن در درون خود دارای طرح‌، شخصیت‌ها و تنظیمات متفاوتی است، درنتیجه عملاً هیچ یک از آنها به دیگری ربط ندارد.
در فیلم «همهمه» قسمت ششم مجموعه فیلم‌های «راهروهای نجواگر» این بار هم فیلم با دست گذاشتن بر روی مسأله‌ی حساس آزارواذیت دختران در مدرسه و عدم توجه مدیر مدرسه‌ بخاطر منافع شخصی خود، سعی کرده است این اتفاقات را در فیلمی معمایی و ترسناک به تصویر کشد. فیلمی که علی‌رغم داشتن طرح داستانی بسیار قوی و امیدوارکننده و حتی پیچیده، در بیان آن و نشان دادن وجوه ترسناک آن ضعیف عمل کرده است و بیننده را از دیدن یک داستان کاملاً متفاوت محروم کرده است. درواقع از آنجا که اتفاقات از زاویه‌ی دید معلم مدرسه‌ی جدید -یون هی- بیان می‌شود و او در بخاطر آوردن اتفاقات دچار مشکل است، فیلم پر شده است از برش‌هایی که بیننده را گیج می‌کند. این گیجی با تمام کاستی‌ها در نهایت با به یاد آوردن خاطرات گذشته می‌تواند تا حدودی حل شود اما هنوز هم اتفاقات ابهاماتی مهم دارند که بیننده را گیج باقی می‌گذارند.
یون-هی به‌عنوان معاون جدید بعد از گذشت سال‌ها به مدرسه‌ای که زمانی خود در آن دانش‌آموز بوده است، باز می‌گردد و خاطرات گذشته‌ای که او چندان آنها را به یاد ندارد به او هجوم می‌آورد. او با یکی از دانش‌آموزان جدید دوست شده و متوجه می‌شود که اتفاقات تلخی درحال رخ دادن در این مدرسه است که حتی مدیر مدرسه نیز به آنها اهمیت نمی‌دهد. اتفاقات زمان حال چنان اتفاقات گذشته شروع به وقوع می‌کنند و همه‌چیز بد و بدتر می‌شود.
همانطور که گفتیم بزرگترین مزیت این فیلم طرح داستان قوی و البته پیچیده‌ی آن است که می‌تواند بیننده را درگیر خود می‌کند اما این درگیری با ادامه پیدا کردن داستان، دیگر غافل‌گیرکننده نیست و در نیمه‌ی دوم عملاً می‌توان بسیاری اتفاقات را پیش‌بینی نمود. شاید اگر داستان این‌چنین کش‌دار نمی‌شد و از نیمه‌های خود سعی می‌کرد خاطرات یون‌-هی را رفته‌رفته نشان دهد و نه یکباره آن هم در پایان داستان، می‌شد این فیلم را در حد یک فیلم متوسط دید. اما پیرنگ داستان با آشفتگی و با نشان دادن مهم‌ترین اتفاق داستان در میانه‌ی خود باعث شده است فیلم در نیمه‌ی دوم سقوط کند و نه دیگر ترس خاصی را به بیننده وارد کند و نه تعجب او را از رخ دادن اتفاقات موجب شود. هم‌چنین سرگذشت افرادی نیز در این میان مبهم باقی مانده است مانند آن مرد ابتدایی‌ای که به ناگاه کشته می‌شود یا سرایداری که اتفاقی دردناک در گذشته برای‌اش رخ داده است یا حتی مادربزرگ یکی از دانش‌آموزان جدید. هر یک از این شخصیت‌ها نقطه‌ای مبهم را در داستان ایجاد کرده‌اند که پرداخت درست به آنها می‌توانست داستان را از این رو به آن رو کند.
از سوی دیگر اما نباید از میزانسن قوی این فیلم غافل بود. مدرسه و راهروهای آن و آن صدایی که مدام شنیده می‌شود و حتی لباس‌های کاراکترهای فیلم، همگی نشان از میزانسنی کارآمد برای این فیلم‌ دارد. بازیگر نقش یون-هی اما یکی از دلایلی می‌تواند باشد که این فیلم بیش از پیش نیز دیده شود. «کیم سئو هیونگ» با بازی اثرگذار خود و نشان دادن فردی که ثبات رفتاری ندارد باعث شده است بتوان به راحتی با این شخصیت همراه شد و او را باور کرد و در بسیاری از سکانس‌ها حتی این چهره‌ی اوست که باعث می‌شود ترس نیز بهتر دیده شود.