زنان فقط در عنوان فیلم پررنگ بودند
«کازیمیک» یک خلافکار خردهپا با پرتاب کردن یک تلویزیون در حالت مستی از اتاق هتل به پایین باعث کشته شدن یک مأمور پلیس میشود. «کلنل تارچفسکی» که یکی از بزرگترین مافیای پلیس لهستان در دههی ۱۹۸۰ است با استخدام کازیمیک از او میخواهد مهرهاش شود و از اتهام قتلاش میگذرد. کازمیک به همراه «آنتونی» مافیای خود را زیر نظر کلنل پایهگذاری میکنند. رفتهرفته با ورود «کارول» و همسران آنها «دوروتا»، «مارزنا» و «سابرینا» این گروه بزرگ شده و امپراتوری خود را میسازند.
فیلم «صورتزخمی»، چه فیلم هاوکس و چه فیلم دی پالما، میتواند از جمله فیلمهای مشهوری باشد که تاحدودی شباهت به فیلم «شیطان هر جا که نتواند برود، زنان را میفرستد» دارد. در فیلم «صورتزخمی» مردی با تمام استعداد، هوش، توان و حتی خشونت خود سعی میکند یک امپراتوری پرقدرت را تشکیل دهد و با ثروت و قدرتی که به دست میآورد بینیاز از همهچیز گردد. در فیلم «شیطان هر جا که نتواند برود، زنان را میفرستد» نیز هوش کازیمیک و دوروتا باعث ایجاد یک گردش ثروت بزرگ میان آنها میشود و با توجه به وجود کلنل این گردش پابرجا هم میماند. اما همهچیز خوب است تا زمانی که همه دنبالهرو کلنل باشند. خارج شدن از این گردش مصادف خواهد بود با خارج شدن از دامنهی ثروت یا حتی بدتر خارج شدن از دنیا. این فیلم اما برخلاف فیلم صورتزخمی فاقد خشونت خاص است. در این فیلم ما بیشتر با یک درام گنگستری سروکار داریم که هرگز شخصیتهای آن وارد عرصهی خشونت و تباهی نمیشوند. همهچیز در آرامش پیش میرود و کارگردان تلاش نمیکند به آشفتهبازار دههی ۱۹۸۰ لهستان پا گذارد و عمق فجایع و خشونت یک گروه گنگستری را تصویر کند. مردن هم در این فیلم به آرامی صورت میگیرد و کاراکترها در بستر داستانی ساده و خطی راه خود را مییابند. در واقع فیلم «شیطان هر جا که نتواند برود، زنان را میفرستد» یک درام است که سعی دارد شرایط زندگی اجتماعی و فردی افرادی را که خلافکار و گنگستر محسوب میشوند، نشان دهد.
شاید بپرسید اگر خشونت فیلم صورتزخمی در این فیلم نیست پس چگونه شباهتی میان این دو فیلم دیده میشود. شباهت را باید بیشتر در فضای داستانی، مسیر روایت و حتی موسیقی آن یافت. موسیقی به شدت مخاطب را به یاد فیلم دی پالما میاندازد. لباسها، رفتار کاراکترها، ماشینها و در کل فضای داستان بنا به رخ دادن در دههی ۱۹۸۰ همگی یادآوریکننده هستند. حتی کاراکتر کازمیک تلاش میکند رفتارهایاش شبیه به تونی مونتانا باشد. سکانسی که کازمیک و دوستاناش کیسههای به اصطلاح پرپول را وارد بانک میکنند با موسیقی پس زمینهاش میتواند سکانس مشهور فیلم دی پالما را به یاد آورد.
فیلم اول «شیطان هر جا که نتواند برود، زنان را میفرستد» با تمام تلاشی که انجام داده تا زنان را هم در مسیر داستان همسو با روایت کند، اما نتوانسته پرداخت خوبی از آنها داشته باشد. برخلاف نام فیلم زنان آنقدر که باید شخصیتپردازی نشدهاند، اگرچه سهماشان در رخ دادن اتفاقات هم ناچیز نیست. زمان فیلم هم برای این کار کم نیست. کارگردان به جای پرداختن به خوشگذرانیهای کاراکترهای مرد خود میتوانست بر شخصیت زنان تمرکز کند و آنها را در مسیر روایت بیشتر توصیف کند.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.