روایتهایی از عشق و خیانت
هفتهی قبل بود که فیلم جدیدی از «ریوسوکی هاماگوچی» را مرور کردیم. نام فیلم «ماشینام را بران» بود و از پیوند عشق و خیانت و شکوفایی دوبارهی روح انسان میگفت. حال هاماگوچی در اثر جدید دیگر خود با نام «گردونهی بخت و خیال» با درونمایهی عشق و خیانت تصویری دیگر را مقابل ما قرار میدهد. او فیلم را در سه ایپزود کاملاً مجزا روایت میکند. تیتراژهای ابتدای هر اپیزود خیال مخاطب را از اینکه ممکن است کاراکترها وارد دنیایی دیگر شوند راحت میکند.
روایت اول با نام «جادو» در باب دو دوست است که مردی میان آنها قرار دارد. یک دوست در زندگی گذشتهی این مرد قرار دارد و دوست دیگر قرار است آیندهی آن مرد باشد. اما مخاطب زمان حال را در برابر خود میبیند و ششوبش کاراکترها برای انتخاب مسیر. کارگردان بهنوعی گذشته و حال و آینده را در قالب سه کاراکتر مقابل ما قرار میدهد؛ «سوگومی» در قالب گذشته، «میکو» آینده و در این میان «کازوئاکی» زمان حال را برای ما تصویر میکند. گویی زمان حال پلی میان گذشته و آینده است. گذشته میتواند حال و آینده را ویران کند یا اینکه خود را در زیر غبار زمان پنهان کند. کارگردان در اپیزود اول تصمیم سخت گذشته برای رهایی را بهتصویر میکشد.
اپیزود دوم با نام «درهای باز» بهشیوهای کاملاً رادیکال کاراکتر «نائو» را در مرز بین هوس و خودشناسی قرار میدهد. او زن متأهلی است که تصمیم گرفته در آستانهی ۳۰ سالگی تحصیلات آکادمیک را تجربه کند. در این میان او ناتوان از غلبه بر میل جنسیاش نسبت به جنس مخالف است. کارگردان در این اپیزود تصویر میل و هوس را عریان مقابل مخاطب قرار میدهد و کاراکتر نائو وظیفهی این انتقال را برعهده دارد. این اپیزود شاید ابزوردترین قطعهی سینمایی هاماگوچی باشد که در آن اتفاقات بهظاهر بیاهمیت مسیر زندگی کاراکترها را دگرگون میکنند.
اما کارگردان در اپیزود سوم با خلق فضایی انتزاعی سعی دارد آن حس سرگشتگی و برگشت به گذشته را بهتصویر بکشد. نام این اپیزود «یکبار دیگر» است. در این اپیزود ماجرا از این قرار است که یک ویروس تمام اطلاعات شخصی کاربران کامپیوتر را برملا کرده و دیگر کسی از وسایل الکترونیکی اعم از تلفن همراه و کامپیوتر استفاده نمیکند و همهچیز دوباره به صندوق پست و تلگراف بازگشته است. تصور چنین اتفاقی با فضای کاملاً مدرنی که کارگردان نشان میدهد تضاد موجود در این ایپزود را آشکار میکند. کاراکترها نیز بههمین گونه عمل میکنند. آنها شخصیتهایی کاملاً منزوی و در عین حال جستوجوگر هستند. مخاطب از ابتدا تا انتهای این اپیزود با مفهوم نسیان مواجه است. گویی کاراکترهای این ایپزود دچار نوعی فراموشی هستند و دائم سعی دارند با مرور گذشته نام شخصی، مکانی و حتی رابطهای را بیابند. بههمین سبب مفاهیمی چون خیانت و عشق در این اپیزود از زیر پوستهی اپیزودهای اول و دوم بیرون میآیند و کاراکترها تبلوری از حضور مجدد گذشته را جشن میگیرند.
فیلم «گردونهی بخت و خیال» مخاطب را در برابر سه زاویهدید در باب مفاهیمی یکسان قرار میدهد که ممکن است بخشی از تجربهی زیستهی او باشند یا تجربهای انتزاعی که شاید هیچگاه رخ ندهد اما در پسایای ذهن مخاطب نقش میبندد.