پوستر فیلم ونزدی – فصل دوم

نفس‌های این اثر به تیم برتون بند است

ونزدی – فصل دوم
Wednesday – Season Two
محصول ۲۰۲۵ – ایالات متحده
ژانر دلهره، کمدی
رده‌ی سنی ۱۳+
امتیاز ۲.۵
نویسنده مصطفی ملکی

حضور و نفس تیم برتون در سریال «ونزدی» باعث شده تا نسل جدید دنبال‌کنندگان سریال‌ها و آثار سینمایی، که نسبت به دنیای تیم برتونی تقریباً غریبه‌اند، در برابر استانداردی در سریال‌سازی قرار بگیرند. در باب خانواده‌ی آدامز و تاریخچه‌ی سینمایی و سریالی آن‌ها طی مرور فصل اول نوشتیم. در همان مرور اشاره کردیم که گویی حضور تیم برتون همچون کارگردان، قسمت‌هایی قابل اعتنا را در برابر مخاطب قرار می‌داد و به‌محض حضور نگاهی دیگر، این ساختار روایت عملاً دچار ضرب‌آهنگ و برش‌هایی شلخته می‌شد. حال و روز فصل دوم هم همان است.

در فصل دوم، وارد دومین سال حضور ونزدی در نورمور می‌شویم. افتتاحیه‌ی روایت که ضرب‌آهنگی بالا دارد، همان گره‌ی اصلی روایت تا قسمت چهارم است. به‌نوعی با سبکی از سریال‌سازی در دنیای نتفلیکسی مواجه هستیم که از هشت قسمت ساخته‌شده، چهار قسمت را همچون یک فصل مجزا در برهه‌ای مقابل چشم مخاطب قرار می‌دهند و سپس فاصله‌ای یک تا چندماهه تا انتشار بخش دوم ایجاد می‌کنند. به‌همین سبب است که این سریال در فصل دوم دچار سکته‌ای تبلیغاتی و تجاری از سوی نتفلیکس می‌شود، و این هیچ ارتباطی با دنیای قصه‌پردازی تیم‌برتونی ندارد. در طول چهار قسمت اول، گویی تیم برتون و دیگر عوامل فیلم درون دنیای خلق‌شده گم هستند. ضرب‌آهنگ بالای روایت نه در خدمت فرم روایی، بلکه کاملاً در خدمت تبلیغات نتفلیکسی برای پایان بخشی از ماجرا در قسمت چهارم است.

این انفصال روایی در نهایت سبب می‌شود که چهار قسمت دوم حس تعلیق چهار قسمت ابتدایی را نداشته باشند. آقای برتون و تیمش در این فصل، خرده‌روایت‌های کمدی–ابزوردی را بر اساس دنیای خود تیم برتون خلق کرده‌اند. به خلق شخصیت آیزک، از یک افسانه‌ی دلهره‌آور دوران دبیرستانی تا تبدیل شدن به شرور اصلی داستان، توجه کنید. آن انفصال میان دو بخش این فصل سبب از بین رفتن روند این خلق زیبا و هنرمندانه می‌شود. بعید است مخاطبی در برابر آن فلش‌بک زیبای استاپ‌موشنی و تیم‌برتونی قرار بگیرد و جز هیجان برای تماشای هشت ساعت سفر تیم‌برتونی، چیزی در ذهنش ایجاد نشود. اما این هیجان رفته‌رفته فروکش می‌کند و به‌خصوص در قسمت‌هایی که «آنجلا رابینسون» کارگردانی آن‌ها را برعهده دارد (قسمت پنجم و ششم)، نفس روایت گرفته می‌شود. در هر دو قسمتی که رابینسون کارگردانی کرده، با نوعی درهم‌آمیختگی احساسی در کاراکترهای نوجوان همراه می‌شویم که تیم برتون در دو قسمت هفتم و هشتم تمام تلاش خود را می‌کند تا بدبینی نتفلیکسی مخاطب را به مسیر اصلی روایت بازگرداند. شاید تغییر کالبدها اگر کارگردانی خوش‌نام و مطمئن‌تر پشت دوربین قرار می‌گرفت، یکی از نقاط قوت این روایت می‌شد؛ اما در قسمت ششم فقط بازی خوب جینا اورتگا و ایوا میرز است که حاشیه‌های روایی این دو قسمت را به حداقل رسانده است. به‌نوعی، اگر برخی امضاهای تیم‌برتونی، از جمله حضور بازیگری چون ایوی تمپلتون در نقش «اگنس»، نبود، اکنون در حال صحبت از شدت گرفتن همان نقاط ضعف فصل اول بودیم.

به‌نوعی می‌توان این‌گونه گفت که سریال «ونزدی» روی خط باریکی در حال پیمودن مسیر است که اگر تیم برتون از این تیم جدا شود، مسیری جز سقوط در برابر آن قرار ندارد. این ترس را باید در ساختار ویرانگر درون‌مایه‌های نتفلیکسی جست‌وجو کرد. سریال «ونزدی» حداقل مسیر عقب‌گردی را نسبت به فصل قبلی نداشته است و حتی با حضور کارگردان پرحاشیه‌ای چون رابینسون، باز هم روایت مسیری قابل تأمل را در پیش گرفته است؛ به‌خصوص خرده‌پیرنگ «ثینگ» و «آیزک» که جان روایت بودند و اگر سکته‌ی میانی پس از قسمت چهارم نبود، یکی از مخلوقات هشت‌قسمتی و هنرمندانه‌ی دنیای تیم‌برتونی لقب می‌گرفتند. اما آن سکته سبب شد که مخاطب در دو قسمت پنجم و ششم کمی از خرده‌پیرنگ‌ها دور شود و دوباره در قسمت هفتم و هشتم با پرشی شوکه‌کننده به آن‌ها بازگردد. باید دید فصل سوم این سریال در نهایت اسیر سقوط نتفلیکسی خواهد شد یا با رفع نقاط ضعف روایی وابسته به تبلیغات، روی مسیری هموار و مطمئن قرار خواهد گرفت. شاید همه‌چیز به حضور یا عدم حضور برتون بستگی داشته باشد.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟