ما عاشق بودیم و خام
«کینو» در برابر مردی جوان نشسته است و دربارهی اشتباه بودن به اشتراک گذاشتن یک هندزفری با شخصی دیگر و شنیدن آهنگ تنها از یک گوش راست یا چپ حرف میزند. در همین حین «موگی» نیز در همان کافه در گوشهای دیگر در حال صحبت از همین موضوع با دختری دیگر است. کینو تصمیم میگیرد به سمت آن دختر و پسر جوانی برود که هندزفریاشان را به اشتراک گذاشتهاند تا آنها را از اشتباهاشان مطلع کند که در همین زمان موگی نیز از جای برمیخیزد. اینجاست که نگاههای موگی و کینو با هم تلاقی کرده و گذشته در برابر چشمان این دو عاشق قدیمی نمایان میشود.
در سال ۲۰۲۰ بود که فیلمی با نام «عاشقانههای اوتاکووی: عشق برای یک اتاکوا سخت است» را مرور کردیم. فیلمی که در آن دو عاشق انیمهباز با پیدا کردن هم توانستند روایتی عاشقانه و ساده را در برابر مخاطب خود قرار دهند. در سال ۲۰۲۱ «نوبوهیرو دول»، کارگردان تلویزیونی، هم سعی کرد با قرار دادن دو عاشق انیمهباز و مانگاباز در برابر هم از یک عشق صمیمانه و ساده حرف بزند. او روایت خود را با سکانسی آغاز میکند که نشان میدهد دو عاشق داستاناش در سال ۲۰۲۰ و زمان حال از هم جدا شده و در حال قرار گذاشتن با شخص دیگری هستند. سپس روایت را دچار فلشبک کرده و به گذشتهها میبرد تا از زاویهدید هر دو شخصیت رخدادهایی که باعث شدهاند آنها عاشق شوند را تصویر کند. روایت به سال ۲۰۱۵ میرود و با نشان دادن طریقهی آشنایی و سپس عاشق شدن موگی و کینو ادامه پیدا میکند.
دول عجلهای برای بیان داستان شخصیتهایاش ندارد، آنها را بهآهستگی در برابر هم قرار میدهد و با نشان دادن روحیات، اخلاقها و احساسات آنها مخاطب را نیز با خود همراه میکند. مخاطب به آرامی در برابر روایت قرار میگیرد و با دنبال کردن رویدادها و احساسات شخصیتها میتواند با آنها ارتباط برقرار کند. دول زمان زیادی را برای نشان دادن عشق این دو به هم میگذراند، مخاطب هم میتواند با این عشق و آرامشی که دوستداشتن به همراه میآورد، همراه شود. سپس این دو با هم همخانه میشوند و زندگی باید روزمرگیهای خود را آغاز کند. مشکل دول در این بخش از روایتاش آشکار میشود. او نمیتواند بهخوبی روزمرگی و مشکلات اقتصادی پیش آمده برای کاراکترهایاش را تصویر کند. بهنظر میرسد خود دول هم نمیخواهد باور کند این عشق زیبا قرار است با مشکلات پیش آمده از بین برد. او مدام از نشان دادن اختلافات موجود میان این دو طفره رفته و نمیتواند سرگشتگی این دو عاشق را از فشار زندگی شرح دهد. همین امر هم روایتاش را در بخش دوم دچار مشکل کرده است. در این میان اما بازی بازیگران و هوشیاری دول در بیان کردن احساسات هر شخصیت در هر اتفاق از زبان خودشان داستان را جذاب کرده است. بازیگران با بازی خوب خود توانستهاند احساسات دو عاشق را واقعی و ملموس نشان دهند. دول نیز در هر رویداد به شخصیتهای خود اجازه میدهد تا افکار و احساساتاشان را بلندبلند بگوید و روایتی راحتالحلقوم را در برابر مخاطب قرار دهد.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.