پوستر فیلم ما در زمان زندگی می‌کنیم

آقای کراولی شما اهل لوس‌بازی نبودید!

ما در زمان زندگی می‌کنیم
We Live in Time
محصول ۲۰۲۴ – بریتانیا، فرانسه
رده‌ی سنی ۱۶+
امتیاز ۰.۵
نویسنده مصطفی ملکی

بگذارید ابتدا یک صحنه را در ذهن تصور کنیم؛ چند خوراکی مختلف را مقابل یک کودک قرار می‌دهیم و او را آزاد می‌گذاریم تا هر مقدار که توانست تناول کند. اما این کودک در کمال تعجب از هر خوراکی یک لقمه گاز می‌زند و در نهایت دچار سیری کاذب می‌شود. حال و روز روایت جدید آقای کراولی نیز همین است. این کارگردان ایرلندی در جدیدترین اثر خود نه می‌داند در چه ژانری زیست می‌کند و نه حتی به اثر خود اجازه می‌دهد در هر کدام از این مسیرها به انتها برسد.

داستان جدید آقای کراولی حول زوجی جوان با نام‌های «توبایس» و «آلموت» روایت می‌شود؛ آلموت ظاهراً یک سرآشپز موفق است و توبایس نیز نه خود می‌داند و نه مخاطب و نه حتی ظاهراً کارگردان که به چه مشغول است. او صرفاً فردی معرفی می‌شود که در آستانه‌ی پذیرفته شدن در یک شرکت تولیدی غلات صبحانه است و هنگامی که برای گرفتن خودکاری که قرار است توسط آن برگه‌ی طلاق خود را امضاء کند با ماشین آلموت تصادف کرده و نقش بر زمین می‌شود. آقای کراولی در این روایت از کمدی به ملودرام، از درام به عاشقانه و در نهایت از هیچ به هیچ می‌رود.

در این فیلم با کارگردان بلاتکلیفی مواجه هستیم که حتی قادر نیست به داستان ساده‌ی «بروکلین» نزدیک شود. آقای کراولی از یک‌سو دوست دارد ما را در برابر دختر جوانی قرار دهد که در زندگی خود به هر آنچه که می‌خواسته رسیده و حال در برابر یک بیماری لاعلاج نیز کمر خم نمی‌کند.  اما آن چیزی که ما شاهد هستیم صرفاً دختری لوس است که با لجبازی به خواسته‌های خود می‌رسد و همه باید در برابر او عقب‌نشینی کنند و در نهایت موقعیت‌های ایجادشده را بپذیرند. در طرف مقابل آقای کارگردان کاراکتر توبایس را همچون جوانی دست‌و‌پاچلفتی، مملو از اضطراب و در نهایت گوش‌به‌فرمان رخدادهای زندگی تصویر می‌‌کند. او دائم سعی دارد از دل این تناقض‌ها به نوعی زبان مشترک بین این زوج برسد که در نهایت نه قادر است آن‌ها را به صورتی مجزا شخصیت‌پردازی کند و نه توان این را دارد که با پس و پیش کردن زمان مخاطب را درگیر تناسب این دو در زندگی مشترک کند.

آقای کراولی روایت خود را از دل خرده‌روایت‌هایی می‌سازد که به‌نوعی قرار است شخصیت دو کاراکتر اصلی را شکل دهند. اما این خرده‌روایت‌ها که شامل خانواده‌ی این دو، همکاران آلموت و در نهایت دنیای پیرامون آن‌هاست صرفاً اسباب‌بازی شکسته‌ای است که در میان سکانس‌های دونفره‌ی این دو تعبیه می‌شود. در این روایت معلوم نیست با چه مسیری مواجه هستیم. آیا هدف کارگردان صرفاً تصویر بخشی از گذشته و آشنایی این دو با یکدیگر و  در نهایت مصائب زندگی مشترک بوده و سعی دارد از دل آن امید به آینده و از دل رنج فقدان را به تصویر بکشد؟ یا او در نهایت سعی دارد درامی ملو را روی یک خط مستقیم شکسته‌شده در اختیار مخاطب سینمای سرگرمی قرار دهد؟ او در هر دو وجه شکست خورده است. از انتخاب بازیگران و عدم تطبیق‌پذیری «اندرو گارفیلد» و «فلورنس پیو» با دو کاراکتر گرفته تا دکوپاژ آشفته‌ی کارگردان داستانی بی‌رمق و لوس و در عین حال غیر قابل پذیرش را تحویل چشمان مخاطب می‌دهند. روایت جدید آقای کراولی در بی‌داستانی خود نیز دچار روزمرگی می‌شود.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟