کریستوفر لاندن همچنان روی مدار خوشساختی
زمانی که فیلم «عجیبوغریب» کریستوفر لاندن را مرور کردیم، چنین گفتیم که این کارگردان را یک فیلمساز بیناژانری باید شناخت. در اسلشر «عجیبوغریب» او سعی کرده بود یک قاتل سریالی را درون کالبد یک دختر نوجوان ببرد و روایتی جذاب با لایهای از کمدی موقعیت و اسلشر تینیجری را به مخاطب ارائه دهد. حال لاندن در جدیدترین اثر خود باز هم سعی دارد در مرز میان کمدی و کلیشههای دلهره قدم بردارد.
در مرور فیلم «بابت ارواح شیطانی متأسفم» گفتیم که دلهرههای کمدی در عین مفرح بودن پروژههای سختی بهحساب میآیند و هر فیلمسازی نمیتواند بهسمت این آثار گام بردارد. تأیید آن گزاره فیلم «ما یک روح داریم» است. لاندن دقیقاً همان فیلمسازی است که میتواند با جسارت بهدرون این دست پروژهها برود و اثری جذاب و مفرح را مقابل چشم مخاطب خود قرار دهد. در این فیلم با کلیشهی دلهرههای شهری مواجه هستیم. لاندن نیز مانند خانم «امیلی هگینز» سعی دارد روایت خود را از درون این کلیشه تصویر کند. خانهای که طی سالها خالی مانده و هر بار ساکنان جدید توسط روحی که در آن خانه زندگی میکند، فراری داده میشوند. افتتاحیهی فیلم نیز در باب معرفی این خانه و نحوهی فرار یک خانواده از آن است. با دوربین ثابت و لانگشاتی روی خانه وارد روایت میشویم. خانوادهای چهارنفره وارد این خانه میشوند. لاندن در شخصیتپردازی کاراکترها از دیالوگهای کلیشهی طنز بین اعضای یک خانوادهی شکستخورده اجتناب میکند. بههمین سبب است که مخاطب در همان ابتدا شخصیتها را میپذیرد. لاندن در همان ۵ دقیقهی ابتدایی کاراکترهای تأثیرگذار فیلم خود را به مخاطب معرفی میکند. او برای مواجههی این خانواده با روح خانه عجلهای ندارد و اجازه میدهد مخاطب بهقدر کافی با این خانواده و مشکلات مالی و احساسی آنها آشنا شود.
اما کمدی فیلم همزمان با اولین مواجههی «کوین» و «ارنست» شکل میگیرد و به اوج میرسد. لاندن از این مواجهه تا پایان داستان سعی دارد این درجه از کمدی را در اثر حفظ کند و باید گفت موفق بوده است. مخاطب این فیلم در برخی سکانسها واقعاً از ته دل می خندد و این یعنی موفقیت طرحی که کارگردان برای اثر خود چیده است. روح این فیلم جان دارد. این زندگی و طراوت روح مدیون جلوههای ویژهی بینقص فیلم است. از سویی باید به بازی خوب «دیوید هاربر» در نقش ارنست نیز اشاره کرد که بهخوبی توانسته در کنار جلوههای ویژهی خوب کاراکتر روح را برای مخاطب زنده نگاه دارد.
روایت لاندن شاید بهاندازهی فیلم «عجیبوغریب» با دنیای مد نظر او همخوانی نداشته باشد، اما یک کمدی-دلهرهی قابل احترام است. اثر او در پردهی سوم شبیه بسیاری دیگر از آثار کمدی-هیجانانگیز و شاید فانتزی تبدیل به یک ملودرام میشود و باید گفت کمی افت میکند. اما این افت باعث نمیشود پردهی دوم زیبا و مفرح فیلم را فراموش کنیم.
کریستوفر لاندن کارگردان خوبیست و این را با هر اثری که روی پرده میبرد نشان میدهد. این کارگردان خوشذوق یکی از همان امیدهایی است که میتوان برای بهبود هالیوود میانه داشت. این دست فیلمسازها بهخوبی توانستهاند روایتهای خود را در سینمای تجاری جا بیندازند و باید دید واکنش هالیوودنشینان و منتقدان مزدبگیر آنها برای مواجهه با این نسل جدید چیست.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.