و خدایی که هجرت کرد
در قسمت قبل این فیلم دو بخشی شاهد بودیم که حتی مخاطب ناآشنا با دنیای نگهبانان دیسی توانست از طریق فرم روایی آقای ویتی به درک درستی از این کاراکترها و خط زمانی برسد. درست است که در این فیلم با ساختار فانتزی استیمپانک مواجه نیستیم، اما آن چیزی که شاهد هستیم نوع دیگری از قدم گذاشتن در آیندهای محتمل است. همین باعث میشود که دنیای این داستان منحصربهفرد باشد.
پس از هجرت دکتر منهتن به مریخ و زندانی شدن رورشاک، دنیا با خطر اوج گرفتن جنگ سرد و تبدیل شدن آن به جنگ جهانی سوم مواجه است. دنیل و لورل که پس از هجرت دکتر منهتن مدتی را با یکدیگر زندگی کردهاند گویی نیاز به محرکی برای جریان پیدا کردن زندگی دارند. از آنسو آنها با قتلهای سریالی و مشکوک دیگر ابرقهرمانها روبهرو میشوند و باید رورشاک را نیز به جمع خود اضافه کنند. آقای ویتی در روایت خود سعی دارد تا جایی که میتواند از شلوغیهای فیلم اول بکاهد و اینبار روی همین چند کاراکتر موجود در روایت و مواجههاشان با دنیای پیرامون متمرکز شود. باید گفت خط روایی او در بخش دوم نیز قابل تأمل است.
آنچه فیلم دوم را نیز قابل اعتنا میکند رها نشدن خدای این داستان کمیکبوکی، دکتر منهتن، است. آقای ویتی هستهی روایت خود را روی این کاراکتر بسته است و سعی دارد از طریق او بار دیگر مخاطب را در برابر دنیایی قرار دهد که در آن همهچیز پایان و دوباره آغاز خواهد شد. آقای ویتی در قسمت قبل این فیلم نشان داده که این کاراکتر پیش از هر رخدادی میبیند و گویی تجسم خدای ناپیدای ذهن مخاطب است. باید گفت دکتر منهتن در دنیای کمیکبوکی ژوستترین کاراکتری است که طراحی شده و کارگردان این انیمیشن دو بخشی نیز از این موضوع آگاه است. کارگردان در این انیمیشن تمام تلاش خود را میکند تا مخاطب در جزئیترین تصمیمات دکتر منهتن نیز همراه او باشد و بهنوعی بازی بیکران و بینهایت را همراه او انجام دهد. او بهطور همزمان از دکتر منهتن عاشقی سرخورده و خدایی عصبانی را مشاهده میکند و در میان این درگیری ذهنی و احساسی روایت را تماشا میکند.
فرم بصری انیمیشن نگهبانان همانی است که بیشتر و بهتر مخاطب خود را درگیر کمیکبوکها میکند. یکی از ایراداتی که به فرم بصری سریال انیمیشنی آرکین گرفتیم این بود که در برزخی فرمی و تکنیکی اسیر شده بود. آرکین نه هویتمندی استیمپانکهای میازاکی را در خود داشت و نه زیرکی سینماتیک بازی کامپیوتریای که از آن اقتباس شده بود. اما نگهبانان بهراحتی مخاطب را به درون ورقهای کاغذی و رنگی یک کمیکبوک میبرد. همین تطابق صد در صدی میان طراحی کاراکترهای انیمیشن و کمیکبوک باعث میشود تا داستان برای هر دو قشر مخاطب آشنا با دنیای دیسی و مخاطب یکبارهی آن دچار امضایی فرمی شود. آقای ویتی در دو قسمت انیمیشن نگهبانان نشان داد که میتواند در دنیای کمیکبوکها باز هم مخاطب را، حتی با روایتهای تکراری، دچار بازسازیهایی قابل تأمل کند.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.