کارگردان میان دنیای سینمای جنایی و دلهره سردرگم بود
بسیاری از کارگردانها از همان ابتدای سروکارشان با سینمای کوتاه به ژانری خاص علاقهمند هستند و هیچگاه نمیخواهند تحت شرایطی قرار بگیرند که مجبور باشند روایتی را تصویر کنند که ژانری متفاوت داشته باشد. «کلویی اوکانو»، کارگردان جوان آمریکایی، نیز از همان ابتدا سعی داشته در ژانر دلهره و زیرژانرهای آن فعالیت داشته باشد. فیلم کوتاه «فاحشه» در سال ۲۰۱۴ و همکاری او بهعنوان کارگردان مشترک در فیلم «ویاچاس ۹۴» نشان از علاقهی مفرط او به این ژانر دارد. حال او با فیلم «نظارهگر» اولین تجربهی مستقل بلند داستانی خود را در سینما روی پرده برده است.
فیلم «نظارهگر» همان فیلمی است که از خانم اوکانو انتظار نمیرفت؛ یک اثر جنایی و رازآلود با ضربآهنگ کاملاً ملایم که هیچ نشانی از یک اثر دلهره یا اسلشر ندارد. این فیلم روایت تقابل یک زن آمریکایی با قاتلی در بخارست است که همسایهی روبهروی یکدیگر هستند. پیرنگ فیلم «پنجرهی پشتی» هیچکاک آنقدر جذاب است که تا کنون تبدیل به یکی از کلیشههای ژانر هیجانانگیز و جنایی شده است. حال و هوای این فیلم نیز همین است. طی ۲ سال گذشته دو فیلم با نامهای «زن پنجرهی پشتی» و «چشمچرانها» را مرور کردیم. در هر دو فیلم با پیرنگی مشابه سر و کار داشتیم. فیلم «زن پنجرهی پشتی» اقتباسی نو از اثر هیچکاک بود که در سرتاسر فیلم ادای دین کارگردان به هیچکاک را بهوضوح میتوانستیم شاهد باشیم. اما «چشمچرانها» نگاهی کاملاً روانکاوانه در باب لذت جنسی داشت و تقابل نگاهها و تغییر سوژه و ابژه در آن باعث شکلگیری روایت میشد. حال در فیلم «نظارهگر» هیچکدام از آن درونمایهها را نداریم. کارگردان این فیلم سعی دارد ابژهی مرموز کاراکتر «جولز» را در پس پردهای در آپارتمان روبهرو نشان دهد. از سویی دیگر قصد دارد سرگردانی این کاراکتر را در دنیایی جدید بهتصویر بکشد. همهی فیلم کارگردان جولز است و بدون این کاراکتر فیلم هیچ هویتی ندارد. برای یک اثر سینمایی چنین چیزی یک نقطهضعف بزرگ بهحساب میآید. ما در این فیلم شهر بخارست را داریم که فقط در حد شنیدن یک نام از آن میشنویم. در صورتی که این شهر باید کاراکتری مهم در این فیلم بهحساب آید.
خانم اوکانو گویی در فیلم اول خود بسیار هیجانزده است. او سعی دارد از نشان دادن مستقیم المانهای ژانر دلهره در فیلم خود دوری کند. علت این کار را متوجه نمیشویم. او کارگردان ژانر دلهره است و باید از سکوت، غریبی کاراکتر در محیطی جدید و آن کاراکتر مرموز در پس پردهی آپارتمان روبهرو نهایت استفاده را ببرد. اما در کمال تعجب این فیلم تبدیل به یک تعقیبوگریز بیهدف میشود. کاراکتر جولز در پردهی اول بسیار با آرامش شخصیتپردازی میشود. اما این آرامش در پردهی دوم فیلم را از مسیر اصلی خود خارج میکند. خانم اوکانو دوست دارد وارد فضای خونین یک اسلشر رازآلود شود، اما ترس در فیلم اول باعث دوری او از این رهایی میشود. در هر حال این فیلم با وجود این ضعف ساختاری نشان از کاربلد بودن کارگردان خود دارد. همین که ما کاراکتر جولز را همچون انسانی سرگردان در محیطی جدید میپذیریم نشان از شخصیتپردازی و بازیگردانی خوب کارگردان و بازی قابل قبول بازیگر زن دارد. بیصبرانه منتظر اثر بعدی خانم اوکانو، آن هم بدون ترس از ورود به فضای دلخواهاش، خواهیم بود.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.