پوستر فیلم دیواربه‌دیوار

گام دوم محکم‌تر

دیواربه‌دیوار
Wall to Wall
محصول ۲۰۲۵ – کره‌ی جنوبی
رده‌ی سنی ۱۴+
امتیاز ۲.۵
نویسنده مصطفی ملکی

«کیم تائه-جون» در روایت اول خود با نام «قفل تلفن باز شد» نشان داد که تا چه حد روی نقاط اوج یک روایت تسلط دارد و به‌خوبی می‌تواند مخاطب را درون روایت برای لحظاتی از دنیای بیرونی جدا کند. در مرور آن فیلم اشاره کردیم که آقای کیم با ترکیب برخی از معضلات دنیای تکنولوژی در جامعه و اضافه‌کردن عناصر داستانی به آن چگونه مسیر روایت خود را مشخص کرد. حال این کارگردان در فیلم دوم خود به سال ۲۰۲۱ رفته و تلاش مردمان سئول برای خرید خانه از طریق وام‌های با بهره‌ی بالا را توصیف می‌کند. کاراکتر مد نظر کارگردان در این روایت «نو وو-سونگ» نام دارد که یک کارمند معمولی با کمی اندوخته در بازار بورس است. او در سال ۲۰۲۱ همه‌ی درآمد خود را نقد کرد و با وامی که گرفت بالاخره واحدی ۸۴ متری را در یک برج تازه‌تأسیس خریداری کرد. این خمیرمایه‌ی روایت آقای کیم محسوب می‌شود. او در همین افتتاحیه نشان می‌دهد که سعی دارد از طریق یک اثر هیجان‌انگیز به‌سراغ درون‌مایه‌ای اجتماعی برود.

شاید این اثر تا میانه‌ی خود چنان ذهن مخاطب را از طریق هیجان مچاله می‌کند که باعث می‌شود مخاطب پس از آن آرامش درون خانه‌ی مادری وو-سونگ برای لحظاتی چشم خود را به نقطه‌ای دیگر خیره کند. اینکه کارگردانی بتواند در طول فیلم خود مخاطب را این‌چنین در ضربآهنگی نسبتاً بالا درگیر هیجانی مضاعف کند نشان از تبحر آن فیلمساز در این ژانر دارد. آقای کیم حتی در برش‌های منقطع خود نیز آن‌قدر وسواس دارد که حتی مخاطب نیز در طول این برش‌ها و تغییر نماها بدون هیچ یأسی واکنش دو سوی ماجرا را دنبال می‌کند. به‌همین سبب است که ضربآهنگ بالای این فیلم چشم را آزار نمی‌دهد، اما تا جایی که می‌تواند ضربان قلب را بالا می‌برد. بازی خوب «کانگ ها-نول» در این اثر نشان از انتخاب درست کارگردان دارد. از این بازیگر چند روز پیش فیلم «خبرچین» را نیز مرور کردیم. او در آن فیلم هم نشان داد که چگونه می‌تواند درون کاراکترهای مختلف خود را رها کند.

اما آقای کیم آن‌قدر روی نقطه‌گذاری این هیجان ناب تمرکز کرده که دیگر جوانب روایت کاملاً فراموش می‌شود. به‌نوعی در پرده‌ی سوم آن‌قدر روند تغییر شرایط و رو شدن دست کاراکترهای مختلف سریع و دیالوگی رخ می‌دهد که مخاطب دیگر وقتی برای عمیق‌شدن در مسئله‌ای که در نظر کارگردان بوده نمی‌گذارد. به همین سبب است که مونولوگ‌های افراطی کاراکترهای «جین-هو» و «اون هوآ» صرفاً استراحتی برای ورود به فاز بعدی هیجان محسوب می‌شوند. در باب اهمیت این درون‌مایه همین بس که چند هفته‌ی پیش به مرور فیلم «ساختمان پر سروصدا» پرداختیم. این نوع معضل اجتماعی از طریق دو روایت در ژانرهای متفاوت نشان می‌دهد سینمای کره‌ی جنوبی همچنان مانند دهه‌های گذشته در حال فریاد زدن برخی از این مشکلات است و به‌نوعی خود را زبان مردمان کره‌ی جنوبی می‌پندارد. به احتمال زیاد اگر شما مخاطبی هستید که آثار هیجان‌انگیز را می‌پسندید، این اثر در دنیای شما جایگاه ویژه‌ای پیدا خواهد کرد. در ضمن این را فراموش نکنیم که آقای کیم در این فیلم نشان می‌دهد که چه علاقه‌ای به ژانر دلهره دارد. او در هر دو اثر از نماها و برش‌هایی بهره می‌برد که مخاطب برای لحظاتی حس می‌کند درون دنیای دلهره‌ها گام برداشته است. باید دید او در ادامه همین مسیر را ادامه می‌دهد یا سری هم به دنیای رازآلود دلهره‌های شهری کره‌ای خواهد زد.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟