پوستر فیلم ساختمان پله‌خور

این ذهن تودرتو

ساختمان پله‌خور
Walk Up
محصول ۲۰۲۲ – کره‌ی جنوبی
ژانر درام
امتیاز ۴
نویسنده مصطفی ملکی

فیلم «روزی که یک خوک به درون چاه افتاد» را به‌یاد بیاورید. این فیلم اولین گام بلند «هونگ سانگ-سو» در سینما بود. هونگ پس از این فیلم رفته‌رفته لوکیشن‌های خود را ساده‌تر کرد و تا جایی که می‌توانست کاراکترها را در یک لوکیشن به سفری ذهنی می‌برد. اما بگذارید کمی جلوتر برویم و از سال ۲۰۲۰ آثار او را در ذهن بیاوریم. هونگ با زیرکی سعی کرد طی این چند اثر با کاراکترهایی که گویی همه‌اشان در زندگی آن دیگری در فیلم دیگر بودند، زنجیره‌ای از رخدادها را حول آن‌ها بچرخاند. کاراکترهای اصلی این چند فیلم همه‌اشان زن بودند و هر کدام در حال دست‌و‌پا زدن با دغدغه‌هایی بودند که دیگر نشانی از دغدغه در خود نداشتند. در این میان یک کاراکتر فیلم‌ساز وجود داشت که به‌عنوان دوست صمیمی هر کدام از این کاراکترها چند سکانس را به خود اختصاص می‌داد و دور همان میزهای معروف با آن‌ها به نوشیدن شراب می‌پرداخت. حال آقای هونگ همین کاراکتر کارگردان را در فیلم جدید خود تبدیل به کاراکتر مرکزی کرده است.
در این فیلم لوکیشن هونگ محدودتر شده است. در کوچه‌ای یک ساختمان چند طبقه‌ی کوچک وجود دارد که توسط یک معمار زن طراحی شده است. «بیونگ‌سو» به همراه دخترش به منزل این دوست قدیمی می‌آیند. پس از خوش‌و‌بش‌های ابتدایی، بیونگ‌سو از این دوست قدیمی می‌خواهد تا دخترش را به‌عنوان کارآموز قبول کند. پس از این گفت‌و‌گوها، خانم «کیم» از بیونگ‌سو و دخترش می‌خواهد تا به طبقات مختلف خانه سر بزنند؛ یک رستوران کوچک، یک آپارتمان مخصوص زوجی خوشبخت و در نهایت آپارتمانی که فقط یک مرد تنها در آن زندگی می‌کند. طبقه‌ی زیرین هم مخصوص استراحت خود خانم «کیم» است. هونگ فقط ۱۰ دقیقه برای درک بهتر این پلان که قرار است به‌مدت ۱۰۰ دقیقه در آن زیست کنیم اختصاص داده است. به‌سبب اینکه رنگ قالب لوکیشن سفید است، هونگ قاب سیاه‌و‌سفید را برای اثر خود انتخاب کرده است تا کانتراست بالای رنگی فقط بین سیاه و سفید وجود داشته باشد و مخاطب بیشتر در این فضای تودرتو غوطه‌ور شود. شاید اولین تصویری که از این فیلم و پس از پایان آن در ذهن می‌ماند تصویر پله‌هایی باشد که جای پاها روی سطح سفید آن‌ها نشان از رفت‌و آمد زیاد به این مکان دارند. تک‌تک این تک‌نماها گویی در ذهن باقی می‌مانند و مخاطب فضا را تا پایان همین‌گونه می‌پذیرد و با آن ارتباط برقرار می‌کند.
گوشی بیونگ‌سو زنگ می‌خورد و او از دخترش می‌خواهد زمانی حدود نیم ساعت تا یک ساعت را در همین مکان بماند. خروج بیونگ‌سو برای رفتن به استودیو شروع سفر ذهنی او در این مکان است. از این لحظه ‌به‌بعد بیونگ‌سو برای مدتی در طبقه‌ی دوم با همسر آشپز خود زندگی می‌کند، مدتی دیگر آن مرد تنهای طبقه‌ی آخر می‌شود و در نهایت در یک لوپ ساده در مقابل ساختمان و هنگام سیگار کشیدن دخترش را می‌بیند که از سوپرمارکت آمده و به داخل می‌رود. هونگ طی ۱۰۰ دقیقه سفر ذهنی این کاراکتر را به‌مدت یک ساعت در این ساختمان به‌تصویر می‌کشد. هونگ نه از جلوه‌های بصری استفاده کرده و نه حتی صدایی غیر از صدای محیط و صدای بیرون را به اثر اضافه کرده است. اثر جدید او گویی اختتامیه‌ای بی‌نقص برای سه اثر قبلی است. هونگ در اثر جدید خود همان موتیف‌های سه اثر قبلی و همان سروصدای آشنای بیرون را مقابل ما قرار می‌دهد. کاراکترها در این اثر نیز هنگامی که سرمست از باده‌های شراب هستند، خودِ خودِ واقعی‌اشان می‌شوند. گویی شراب در آثار هونگ تبدیل به وسیله‌ی اعتراف و نقاب‌برادری شده است و کاراکترها هیچ شکوه‌ای از آن ندارند.
دنیای هونگ آن‌قدر پذیرفتنی و ملموس است که هنگام بیرون آمدن هر کدام از کاراکترها از ساختمان، زمانی که برای لحظه‌ای خیابان اصلی را در پائین کوچه نظاره می‌کنیم، گویی شهر درست مقابل ما قرار دارد اما دوست نداریم به درون خیابان‌های آن گام برداریم. ماشین‌ها و آدم‌ها آن پائین در حال رفت‌و‌آمد هستند و تنها نیاز ما بازگشت دوباره به درون آپارتمان و از سر گرفته شدن زندگی کاراکترهاست. هونگ این نیاز ذهنی را از طریق تصاویر خود بر ما غالب می‌کند. هونگ سانگ-سو یکی از گوهرهای کمیاب سینماست. او همه‌ی موج نو، همه‌ی دگما و در نهایت همه‌ی سینما و جنبش‌های‌اش را در فرمی منحصربه‌فرد و در قاب‌هایی به‌نهایت ساده در برابر ما قرار می‌دهد؛ سر و صدای بیرونی موج نو و دوری از جلوه‌های بصری دگما تبدیل به پیچ‌های محکم‌کننده‌ی بنای روایی هونگ می‌شوند.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟