این انیمیشن با رقص و آواز آغاز میشود. «آندرس» پیرمردی سیهچرده به همراه یک خرسکِ دمقهوهای بهنام «ویوو» همان خوانندگان و رقاصانی هستند که با صدا و آهنگهای زیبای خود مردمان شهر را که همگی در میدان بزرگ آن در رفتوآمد هستند، دور هم جمع میکنند. در همین ترانهی ابتدایی انیمیشن به زیبایی داستان ِزندگیِ ویوو و چگونگی آشناییِ او را با آندرس بیان میکند و ما در همین سکانس میتوانیم، نسبت به ویوو و آندرس و حتی مردمان شهر احساس نزدیکی و آشنایی داشته باشیم. خواندن آواز آن هم هر روزه، همینجا و در همین ساعت کار همیشگی آندرس و ویوو است. پس مردمان شهر همه به کار آنها و خود آنها عادت داشته و آنها را میشناسند. همهچیز در آرامش و زیبایی به سر میبرد تا اینکه نامهای به دست آندرس میرسد و او را مشتاق به رفتن به میامی میکند؛ نامهای جدید از عشقی قدیمی، از مارتایی که سالها پیش آندرس را برای بدست آوردن رویای خود که آواز خواندن بوده است، اینجا باقی گذاشته و خودش رفته است. حال بعد از این همه سال از آندرس دعوت کرده است تا یکبار دیگر در آخرین کنسرتِ او در کنار هم باشند، چنان چون گذشته. پس آندرس چمدان سفر را میبیندد تا به سوی مارتا برود. اما این سفر برای آندرس هرگز رخ نمیدهد.
انیمیشن «ویوو» یک داستان جذاب و زیبای دیگر از ماجراجوییهای هیجانانگیز حیوانی مهربان است که به همراه یک دختربچهی کوچک اما پر از صداقت و پر امید -گَبی- تلاش میکند، آرزوی آندرس را برآورده کند. آندرس سالها پیش زمانی که مارتا به سوی میامی رفته، برایاش آهنگی را نوشته، پس ویوو که آندرس را مانند پدری دلسوز دیده است، میخواهد این آهنگ و ترانه را به دست مارتا برساند و در این مسیر با گبی نیز آشنا میشود. گبی هم شخصیتی جالب و قابلپذیرش است که رفتارهای بچهگانه و پر از شجاعتاش باعث میشود، از هر لحاظی مورد توجه ما قرار بگیرد. گبی دختری که خودش موهای خود را بنفش کرده و علاقهی زیادی به خواندن آوازهای جدید و رپگونه دارد، با روحی آزاد و لباسهای رنگارنگ و عجیبی که میپوشد از همان ابتدا حتی بدون اینکه کار خاصی انجام دهد، خود را درون دل بیننده جای داده است. در ادامه هم اگرچه دست به هر کاری میزند، آن کار را سختتر از آنچه که هست، میکند، اما همان صداقت و مهربانیای که در رفتارش دیده میشود، باعث خواهد شد که هیچکس از او عصبانی و ناراحت نشود و همواره او را دوست داشته باشد.
این انیمیشن همانطور که با صدا و موسیقی و رقص آغاز شده تا پایان خود نیز همواره ترانههای زیبایی را در درون خود جای داده است. ترانههایی که آنها هم شرح زندگی و شرح غصهها، دردها و نیز شادیها و لحظات خوشحالی شخصیتهای آن هستند. ریتم موجود در تمام ترانهها و مضمونی که همواره از امید صحبت میکند، حتی در تلخترین ترانههای آن هم باعث میشود، تمام انیمیشن برخلاف داستانی که در درون خود غم و درد و نرسیدن دارد، باز هم زیبا جلوه داده شود. و نشان دهد که حتی غمهای آدمها هم ارزشمند هستند و باید آنها را هم پذیرفت و با آنها زندگی کرد. داستانی که در درونمایهی خود حرفهای زیبایی برای گفتن دارد و ویوو که نماد شخصیتی وفادار و هدفمند در داستان است، با گبی؛ دختری که نماد صداقت و درستی است، در کنار هم قرار گرفتهاند تا حتی غم را تبدیل به شادی کنند.
نویسندهی سری انیمیشنهای «کرودها» و کارگردان قسمت اول آن یعنی «کریک دمیکو» کارگردان و نویسندهی این انیمیشن جذاب میباشد. کارگردانی که با توجه به سابقهی او در ساخت انیمیشنهای جذاب و هدفمند ساخت انیمیشنی در این سطح از او بعید نبود. این کارگردان با ساخت این انیمیشن درواقع سبک خاص خود برای ساخت داستانهایی هدفمند را هم بیشتر به مخاطب نشان میدهد. سبکی که در آن دمیکو تلاش میکند خانواده را به عنوان مهمترین اصل جامعه نگاه کند. همانطور که کرودها خانوادهای عجیب و پر دردسر هستند، اما همیشه خانواده باقی میمانند، ویوو و آندرس و سپس گبی و مادرش و حتی مارتا هم در مسیر داستان جدید دمیکو تبدیل به خانوادهای میشوند که هر یک از آنها برای رسیدن عضو دیگرِ خانواده به آرزویاش تلاش میکند، حتی اگر آن عضو دیگر نباشد.