پوستر فیلم زنده باد زندگی

من به جای تو زندگی نمی‌کنم

زنده باد زندگی
Viva La Vida
محصول ۲۰۲۴ - چین
رده‌ی سنی ۱۳+
امتیاز ۲
نویسنده سارا



«لینگ مین» چندین سال است که بدون کلیه زندگی دشواری را می‌گذراند. او ناچار است مدام دیالیز شود و با وسواس از بدنش مراقبت کند. خستگی از این وضعیت او را به تصمیمی عجیب و بزرگ می‌کشاند: لینگ تصمیم می‌گیرد ویدئویی ضبط کند و در آن، از بیماری لاعلاج و مبتلا به توموری بخواهد که اگر پس از مرگش کلیه‌اش را به او اهدا کند، در عوض او تا پایان عمر، حامی خانواده‌اش باشد. پسر جوانی به نام «لو تو» که امیدی به درمان خود ندارد، به‌طور اتفاقی این ویدئو را می‌بیند و با پیشنهاد لینگ موافقت می‌کند. اما هیچ‌چیز آن‌طور که باید، آسان پیش نمی‌رود.

درباره‌ی جهان فیلم‌سازی یان هان پیش‌تر در نقد فیلم عشق هرگز نمی‌میرد صحبت کرده بودیم و گفتیم که اگرچه او استعداد چندانی در نگارش یا انتخاب فیلمنامه‌های قوی ندارد، اما در انتخاب بازیگران بسیار دقیق عمل می‌کند. در آن فیلم دیدیم که چطور با وجود پیرنگی مناسب و بازیگران توانا، با روایتی سطحی و قوام‌نیافته، اثرش را به سطح یک ملودرام ساده تقلیل داد. در فیلم تازه‌اش، اگرچه عملکرد او نسبت به گذشته بهتر است، اما همچنان از خلق روایتی منسجم و درخورِ شخصیت‌هایش بازمانده و در نهایت اثری متوسط و بی‌تکلف را مقابل مخاطب قرار داده است.

یان این‌بار هم روایت را به‌خوبی آغاز می‌کند. بیست دقیقه‌ی نخست، کاملاً در خدمت معرفی لینگ است و تصویری روشن از وضعیت جسمی و روانی او ارائه می‌دهد. در همین مدت، مخاطب به‌خوبی با درد، تنهایی و ناامیدی او همراه می‌شود. ورود شخصیت لو نیز در زمان مناسبی رخ می‌دهد؛ پسری که با سادگی و رفتارهای کودکانه‌اش از همان ابتدا باورپذیر است و مخاطب، هر تصمیم غیرمنطقی از سوی او را به‌راحتی می‌پذیرد. اما هرچه روایت پیش می‌رود، یان گویی فراموش می‌کند در چه جهانی و با چه شخصیت‌هایی سروکار دارد. سختی‌های زندگی لینگ به‌تدریج رنگ می‌بازد و ورود لو همه‌چیز را بیش از حد آسان می‌کند.

اگرچه این تغییر تا حدی با نوع شخصیت لو توجیه‌پذیر است، اما کارگردان با اصرار بر لحن ملودراماتیک، دوباره همان مسیر آشنا را تکرار می‌کند؛ جهانی را می‌سازد که بیش از اندازه «خوب» است و انسان‌هایش بیش از حد مهربان و بی‌نقص‌اند. مشکل اصلی، بی‌توجهی او به شخصیت‌های پیرامونی است. نه پدر و مادر لینگ و نه مادر لو هیچ‌کدام شخصیت‌پردازی نمی‌شوند. این شخصیت‌ها تنها زمانی که لازم است صحنه را با اشک یا لبخند پر کنند، وارد می‌شوند و سپس از روایت حذف می‌گردند. حتی جابه‌جایی خانه‌ی لینگ ــ که به‌ظاهر مهم‌ترین بستر آشنایی میان او و لوست ــ پرداختی درخور ندارد.

بااین‌حال، یان هان مانند همیشه از حضور بازیگرانش بیشترین بهره را می‌برد. بازی طبیعی و هماهنگ دو نقش اصلی و رابطه‌ی احساسی میان آن‌ها، ضعف‌های فیلمنامه را تا حد زیادی می‌پوشاند. همین حس انسانی میان لینگ و لو باعث می‌شود مخاطب، باوجود روایت ناقص و سطحی، تا پایان با فیلم همراه بماند. در نهایت، بازی بازیگران و لحظات صادقانه‌ی میانشان، برگ برنده‌ی فیلمی است که در سطح روایت، چندان حرف تازه‌ای برای گفتن ندارد.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟