پوستر فیلم وایولت اِوِرگاردن - فیلم

عشق‌ِ جاودانه

وایولت اِوِرگاردن - فیلم
Violet Evergarden-The Movie
محصول ۲۰۲۱
امتیاز ۳
نویسنده سارا

دختری با لباس مشکی در پشت پنجره‌ی یک خانه ایستاده است و خاطرات‌اش را با مادربزرگی که حالا دیگر در کنارش نیست، مرور می‌کند. او تمام اتاق را نگاه می‌کند و به قاب‌عکس‌هایی که خودش و مادربزرگ در آن قرار دارند با حسرت خیره می‌شود. در پشت این قاب‌عکس‌ها اما او جعبه‌ای پر از نامه را می‌بیند. نامه‌هایی که مادرِ مادربزرگ هر سال در روز تولد او، برای‌اش ارسال می‌کرده است. مادری که درواقع بعد از مرگ‌اش از یک «عروسک حافظه‌ی خودکارِ» معروف خواسته بود که برای دخترش نامه بنویسد و بفرستد. حال نوه‌ی این مادربزرگ با دیدن این نامه‌ها کنجکاو می‌شود این عروسک معروف را بیابد. پس به دنبال شرکتی که در گذشته این کار را انجام می‌داده است، می‌رود.
داستان «وایولت اورگاردن» اولین بار در سال ۲۰۱۵ به صورت یک رمان لایت ناول –سبکی از رمان‌نویسیِ ژاپنی که برای مقطع دبیرستان نوشته می‌شود و اغلب مصورسازی شده است– روانه‌ی کتاب‌فروشی‌ها شد. در سال ۲۰۱۸ یک مجموعه‌ی تلویزیونی ۱۳ قسمتی از این رمان ساخته شد. سپس در همان سال یک اووی‌اِی –انیمه‌های ویدئویی– از این داستان روانه‌ی بازار شد. در سال ۲۰۱۹ هم یک فیلم سینمایی به صورت اسپین‌آف منتشر گردید. تا اینکه در سال جدید، قسمت آخر این داستان باز هم به صورت یک فیلم اکران شد و باز هم توجه عموم را به خود جلب کرد.
داستان این رمان و انیمه درباره‌ی دختری‌ست که در ابتدا به عنوان یک سلاح جنگی تربیت می‌شود و به جنگ‌های زیادی فرستاده می‌شود تا تنها کار خود را که کشتن است، انجام دهد. دختری که مانند یک ربات است و هیچ ایده‌ای درباره‌ی احساسات آدمی ندارد. در این میان اما «گیلبرت» فرمانده‌ی او در جنگ رفته‌رفته نسبت به این دختر احساساتی پیدا می‌کند چنان‌که با جمله‌ی «دوستت دارم» در یک عملیات جنگی از وایولت می‌خواهد او را که مصدوم شده است، رها کند و جان خود را نجات دهد. وایولت هم در این جنگ‌ها دو دست خود را از دست می‌دهد و حال دست‌های‌اش فلزی هستند. بعد از جنگ او اما در یک شرکت پستی استخدام می‌شود تا به عنوان یک عروسکِ حافظه‌ی خودکار برای دیگران نامه بنویسد. او در مسیر نوشتن نامه‌های احساسی برای دیگران آهسته‌آهسته می‌تواند وجوه مختلف انسانی را ببیند و با احساسات آدمی آشنا شود، معنای عشق را درک کند و دلیل گفتن کلمه‌ی «دوستت دارم» را بفهمد.
داستان اینمه‌ی جدید «وایولت اورگاردن» در ادامه‌ی مجموعه‌ی سیزده قسمتی آن است و پیشنهاد می‌شود کسانی که این انیمیشن زیبا و تأثیرگذار را ندیده‌اند، پیش از دیدن این فیلم حتماً آن سریال را مشاهده کنند. چراکه احتمالاً بدون دیدن سریال نمی‌توانند رفتارهای شخصیت‌های داستان را به خوبی درک کنند. از سوی دیگر نمی‌توانند بلوغی که تمام شخصیت‌های این انیمه از ابتدای شروع آن تا به انتهای آن داشته‌اند را به خوبی تشخیص دهند. یکی از بهترین مهارت‌های داستان‌سرایی آن است که بتوان شخصیت‌های یک داستان را به صورت باورپذیری در مسیر روایت خود به بلوغ و پختگی رساند، به‌طوری که بیننده‌ یا شنونده‌ی آن بتواند با تمام کاراکترهای داستان همراه شده و آنها را درک کند. کاری که در تمام این فیلم و سریال آن، می‌توان به خوبی مشاهده کرد.
انیمه‌ی جدید «وایولت اورگاردن» در داستان خود این بار هم سعی کرده است نه تنها به شخصیت اصلی خود بپردازد بلکه با پرداختن به دیگر شخصیت‌های خود و نشان دادن داستان‌هایی فرعی این شخصیت را به بلوغ نزدیک‌تر هم کند. این انیمه از یک داستان اصلی و دو داستان فرعی دیگر تشکیل شده است. داستان ابتدایی داستان نوه‌ی «آن» است؛ شخصیتی که در سریال، مادرِ خود را از دست می‌دهد و قرار می‌شود وایولت به مدت پنجاه سال برای آن نامه بنویسد. داستان فرعی دیگر داستان پسری نوجوان است که بزودی در اثر بیماری، مرگ را خواهد دید. این پسر سعی می‌کند با نامه‌هایی احساسات خود را برای خانواده‌ی خود به خوبی شرح دهد. داستان سوم و اصلی نیز داستان خود وایولت است. درواقع وایولت با در ارتباط بودن با شخصیت‌هایی که همگی عزیزی را از دست داده‌اند یا خود در حال رفتن از این دنیا هستند، می‌تواند خودش نیز که در غم از دست دادن عشق‌اش است، همه چیز را بهتر درک کند. این انیمه با مهارت تمام توانسته است این سه داستان را در درون خود به‌گونه‌ای در کنار هم قرار دهد که هر چه بیشتر ما را با تمام شخصیت‌های خود همراه کند. عشق را به زیبایی نشانمان دهد و البته که ارزش و بهای آن را هم به تصویر کشد. موسیقی‌ای که در تمام لحظات حساس این انیمه شنیده می‌شود هم بر اثرگذاری آن بسیار موثر بوده است. نمی‌توان کلوزآپ‌هایی که چشمان، لب، دست‌ و پاهای شخصیت‌ها را به‌زیبایی نشان داده است را هم نادیده گرفت.