پوستر فیلم ویِنا و گروه موسیقیِ فانتوم

فیلمی در هاله‌ی ابهام

ویِنا و گروه موسیقیِ فانتوم
Viena and the Fantomes
محصول ۲۰۲۰
امتیاز ۰.۵
نویسنده سارا

فیلم با مصاحبه با یک گروه موسیقی شروع می‌شود. یکی از دو پسر جوان اما در جواب سؤال مصاحبه‌گر پاسخی جز خشونت نمی‌دهد. سوال مصاحبه‌گر این است که آیا شما با دختران بدرفتاری می‌کنید؟ بعد از جواب نگرفتن از آن دو، مصاحبه‌گر دختری را که در کنار این گروه است را دیده و از او می‌پرسد که علاقه و اشتیاق او چیست. «ویونا» اما پاسخی ندارد و برای یافتن پاسخ به گذشته فکر می‌کند. ویونا با بهانه‌ی پوستری که از یکی از دوستان‌اش گرفته است -پوستر نقاشی سه پسر این گروه موسیقی – وارد گروه شده و به‌عنوان خدمات مشغول به کار می‌شود. رفته‌رفته ویونا توجه «فِرِدی» یکی از سه پسر گروه را متوجه خود کرده و او را عاشق و دیوانه‌ی خودش می‌کند.
داستان فیلم «ویِنا و گروه موسیقیِ فانتوم» پیرامون همین روابط و گروه موسیقی و اتفاقات بین آنها و معشوقه‌های‌شان است. داستانی که ایرادهای اساسی دارد و بیننده را با ابهامات زیادی مواجه می‌کند. بیننده هرگز نمی‌فهمد اصرار ویونا برای ورود به این گروه موسیقی چه بوده است یا چرا ویونا از همان ابتدا شروع به انجام رفتارهایی عجیب بین پسران گروه کرده است. مشکل فردی و دو پسر گروه دقیقاً چه بود که هر کدام رفتارهای عجیبی از خودشان نشان می‌دادند. نه‌تنها داستان، بلکه برش‌های فیلم نیز دارای مشکل است. یک سکانس به ناگهان وارد سکانس دیگر می‌شود و بسیاری از سکانس‌ها ناتمام می‌مانند. این برش‌ها که به‌صورت جامپ‌کات از یک نقطه به نقطه‌ای دیگر دیده می‌شوند، بیننده را دچار سردرگمی می‌کنند. مثلاً در سکانس اولین مهمانی شبانه، ما ویونا را هر لحظه در مکانی می‌بینیم؛ بدون اینکه دقیقاً بفهمیم علت این رفتارهای او چیست. لحظه‌ای در حال نوشیدن است، لحظه‌ای در حال رقص، لحظه‌ای با «کیز» -یکی دیگر از افراد خدماتی گروه- در حال صحبت است و لحظه‌ای هم در حال دعوایی بی‌دلیل با یکی دیگر از اعضای گروه است. همه‌ی این اتفاقات را به‌همراه این جامپ‌کات‌های زیاد و بی‌دلیل شاهد هستیم. نیز دیگر ما دقیقاً متوجه نمی‌شویم اعضای این گروهِ موسیقی که هستند و چه می‌کنند. ما بسیار کم اعضای گروه را می‌بینیم و عملاً از موسیقی‌شان هم چیزی نمی‌شنویم. فقط می‌دانیم آنها با ماشین‌های خود در یک تور هستند تا کنسرت برگزار کنند. انگار کارگردان تلاش داشته است فیلمی به مانند فیلم مالیک « ترانه‌به‌ترانه» بسازد؛ تصاویر همچون یک کاراکتر مستقل عمل کنند و بیننده با دنبال کردن این تصاویر از پیِ هم به درون دنیای فیلم رسوخ کند. اما متوجه این امر نبوده است که در فیلم مالیک، ورای هر چیز، شخصیت‌ها دارای یک هویت هستند. مالیک یک شخصیت را نشان می‌دهد و سپس بیننده از روی رفتارهای آن شخصیت‌ها و در جریان فیلم، آنها را می‌شناسند. برش‌ها در فیلم مالیک همه حساب شده هستند. اما در اینجا «جراندو نارانخو» به‌عنوان کارگردان، شخصیت‌پردازی مناسبی ندارد تا ما بفهمیم این افراد چگونه رفتار می‌کنند و که هستند. ما چیزی از فِرِدی و حتی کیز به‌ عنوان اشخاص تأثیرگزار در فیلم نمی‌بینیم. داکوتا فنینگ، جرمی وایت، ایوان وود و زوئی کراویتز همه بازیگران این فیلم هستند و مخاطب با دیدن این همه اسم انتظاری بیش از این دارد. این فیلم احتمالاً طرفداران پروپاقرص این بازیگران را نیز راضی نخواهد کرد.