در جزیرهی گئوجه، در سال ۱۹۹۹، دو دختر نوجوان به نامهای «پیل-سون» و «می-نا» رؤیایی مشترک دارند: رقصیدن. اما در مدرسهی خشک و سختگیرشان، رقص جایی ندارد و همه فقط باید به فکر نمرات درسی و رقابت تحصیلی باشند. با ورود دختری تازهوارد از سئول، این دو فرصت مییابند تا آرزویشان را تحقق بخشند و گروهی از نه دختر را با نام «دختران هزاره» تشکیل دهند — گروهی از رقاصان جوان که تصمیم میگیرند با حرکات موزون و شور خود، تیم فوتبال شکستخوردهی مدرسه را به سوی پیروزی هدایت کنند.
«پارک بوم-سو» را پیشتر با فیلم «تنها در سئول» شناختیم؛ فیلمی که اگرچه از نظر بصری چشمنواز و در انتخاب بازیگران دقیق بود، در پرداخت روایی و عمق شخصیتها ضعف داشت. در «پیروزی» او آشکارا کوشیده این کاستیها را برطرف کند. اینبار نیز از همان دقت در قاببندی و استفاده از رنگها بهره میگیرد، اما جهان داستانیاش پرجمعیتتر است و همین سبب میشود تمرکز روایی تا حدی از میان برود.
در فیلم پیشین، دو کاراکتر اصلی محور روایت بودند و همین تمرکز محدود امکان پرداخت دقیقتری فراهم میکرد. اما در «پیروزی» تعداد شخصیتها زیاد است: هر یک از اعضای «دختران هزاره» دنیای شخصی و چالشهای خانوادگی خود را دارند، اما کارگردان صرفاً به اشارههایی کوتاه بسنده میکند. در نتیجه، مخاطب در حالی از انرژی و طراوت بازیگران جوان لذت میبرد که از پیوند عاطفی عمیق با آنان محروم میماند.
پارک بوم-سو در نیمهی نخست فیلم در معرفی دو دختر اصلی موفق عمل میکند؛ هم رابطهی صمیمانهی میان آنها را تصویر میکند و هم فضای اجتماعی مدرسه و خانوادهها را بهدرستی میسازد. با این حال، روایت فرعی مربوط به کارگران کارخانه و پدران این دختران، هرچند میتوانست بُعد اجتماعی جذابی ایجاد کند، در فیلم بیهدف رها میشود و بیشتر به عنوان انحرافی از مسیر اصلی عمل میکند. از نیمهی دوم به بعد، فیلم با شتابی بیش از حد پیش میرود و رویدادها بهشکلی قابلپیشبینی رخ میدهند، تا جایی که تعلیق یا هیجان چندانی باقی نمیماند.
با وجود ضعفهای ساختاری، «پارک بوم-سو» در یک بخش کاملاً موفق است: نمایش رقص. فیلم نهتنها رقص را بهعنوان سرگرمی، بلکه بهمثابهی ابزاری برای رهایی و خودشناسی دختران به تصویر میکشد. رقص در این فیلم تبدیل به زبان مشترک نسلی میشود که میان سنت و مدرنیته، بین فشارهای اجتماعی و نیاز به آزادی، گرفتار است. موسیقیهای انتخابی و میزانسنهای پرجنبوجوش نیز مکمل این نگاه هستند و حس زندگی و امید را به قابهای فیلم تزریق میکنند.
بازیگران جوان فیلم، بهویژه «لی هیری» و «پارک سه-وان»، در ارائهی احساسی طبیعی و باورپذیر از نوجوانانی که میان شور و شک تردید گرفتارند، بسیار موفقاند. بازیهای آنان بیاغراق، پرانرژی و صادقانه است و همین باعث میشود فیلم حتی در لحظات تکراری و پیشبینیپذیرش، گرمایی انسانی و ملموس داشته باشد.
«پیروزی» فیلمی است دربارهی دوستی، جسارت، و یافتن صدا و ریتم شخصی در جهانی که از نوجوانان فقط اطاعت و انضباط میخواهد. پارک بوم-سو با وجود کاستیهایش در روایت و پرداخت فرعیها، توانسته اثری بسازد که از نظر بصری و عاطفی جذاب است. او در دومین گام سینماییاش بهوضوح پختهتر شده و نشان میدهد در مسیر تبدیل شدن به فیلمسازی مؤلف قرار دارد؛ فیلمسازی که اگر بتواند میان فرم پرزرقوبرق خود و عمق شخصیتها تعادلی بهتر ایجاد کند، میتواند در آینده نامی جدی در سینمای کره جنوبی باشد.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.