«ژاومه بلگرو برنات» را با آثاری چون سری فیلمهای «ضبط» میشناسیم. بلگرو زیر و بم دلهره را میشناسد و اتفاقاً از آن دست کارگردانهای این ژانر است که هم در سینمای مستقل و هم در سینمای بدنه آثاری را خلق کرده است. در سال ۲۰۲۱ اثری با نام «سرداب» را به کارگردانی او مرور کردیم. برخلاف آثار دیگرش، سرداب یک اثر هیجانانگیز و اکشن بود که روایت سرقت از یک سرداب پر رمز و راز را تصویر میکرد. حال بلگرو در سال ۲۰۲۲ دوباره به ژانر دلهره و حاشیهی مادرید بازگشته است.
این فیلم اقتباسی از یک داستان کوتاه با نام «خوابهای یک خانهی جادوگری» است. اما بلگرو سعی دارد فضایی ماورائی را در ترکیب داستانی شهری وارد ژانر دلهره کند. بههمین سبب است که شروع فیلم با نوشتههایی که ظاهراً از یک کتاب باستانی یا جادوگری هستند مخاطب را وارد شهر مادرید و زندگی «لوسیا» میکند. لوسیا یک رقصنده است که یک ساک پر از قرصهای روانگردان را از کلابی که در آن مشغول به کار است سرقت میکند. بلگرو همچنان همهچیز را مبهم نگاه میدارد، چرا که نیاز دارد مخاطب را از طریق همین ابهام وارد پردهی دوم کند. بازی خوب «استر اکسپوزیتو» در نقش لوسیا این ابهام و هراس را بیشتر و بیشتر میکند. اما بلگرو برای اینکه به مخاطب نشان دهد که صرفاً با یک تعقیبوگریز حاصل از سرقت روبهرو نیست، پس از متوقف شدن ماشین لوسیا در بیرون از شهر، بهناگاه با برشی کوتاه وارد رؤیای «روسیو»، خواهر لوسیا، میشود. بلگرو در این افتتاحیه همچون یک آشپز ماهر مواد لازم برای تهیهی یک اثر دلهره را آماده میکند.
روایت بلگرو در پردهی دوم هم همین ابهام را در خود دارد. لوسیا بهعنوان کاراکتر مرکزی روایت در حال رمزگشایی از اسرار این آپارتمانی است که فقط خواهر و خواهرزادهاش در طبقهی نهم، و سه پیرزن و دخترکی چهارده ساله در طبقات پائین آن ساکن هستند. اما مشکل روایت بلگرو در این است آپارتمان جز در دیالوگها فضایی وهمآلود ندارد. او حتی لوسیا را به درون راهروها و طبقات این آپارتمان نمیبرد. آپارتمان ونوس در این روایت آنقدر مهم است که عنوان فیلم را به خود اختصاص داده است و بهنوعی محل تولد بانوی نور مد نظر جادوگران است. روایت آقای بلگرو در پارهی دوم خود توانایی بسط دادن روایت را ندارد و سعی دارد دائم از آپارتمان خارج شود و به هر بهانهای پای گروه گنگستری را به درون آن باز کند. این ناتوانی در حاکم کردن فضای دلهره به فیلم ما را به درون پردهی سوم میبرد که بیشتر یک اکشن-اسلشر را در آن میبینیم تا یک دلهرهی ماورائی.
اثر جدید ژاومه بلگرو آغاز خوبی دارد و در ادامه مخاطب را هم بهخوبی درگیر فضای وهمآلود روایت میکند. اما بلگرو قادر نیست این فضا را تابهانتها نگاه دارد. در نتیجه فیلم در پارهای از خود تبدیل به یک اثر اکشن میشود و در جایی دیگر اسلشری محض است. فیلم «ونوس» اثری تقریباً متوسط در ژانر دلهره است که با توجه به نام کارگرداناش انتظار میرفت قابهای قدرتمندتری مقابل چشم مخاطب قرار دهد.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.