کارگردان حتی یک گام پا را فراتر از کلیشهها نگذاشت
پای زامبیها به جنگهای داخلی اسپانیا باز نشده بود که بهلطف آقای «خاویر کالدرا» شاهد این ترکیب ناموزون در سینما هم بودیم. جنگهای داخلی اسپانیا یکی از نقاط عطف تاریخ قرن بیستم است و بسیاری در عالم هنر درگیر آن بودند؛ از ارنست همینگوی تا پابلو پیکاسو. آثار درام و جنگی بسیاری حول این جنگ ساخته شده است و حداقل خود اسپانیاییها در این زمینه کمتر بهسراغ ساخت یک اثر کمدی رفتهاند.
روایت آقای کالدرا همانند تمام آثار سینمای زامبی است. اما اینبار پای فرانکو و آلمانیها در کار است. آلمانیها با کمک ژنرال فرانکو مادهای را اختراع کردهاند که توسط آن مردمان معترض را تبدیل به زامبی میکنند تا بهانهای برای بمباران این مناطق داشته باشند. طبق همهی کلیشهها با یک افتتاحیه روبهرو هستیم تا طرف شر ماجرا برای ما عیان شود. یک آلمانی با همان چکمههای برقخورده به یک مهمانی وارد میشود. آنجا را به خون میکشد و در نهایت سربازان با زدن ماسک این ماده را بهصورت نارنجک میان آنها پرتاب میکنند. اما روایت آقای کالدرا قرار است شبیه نوعی اتحاد ملی در اسپانیا باشد. در این فیلم همهچیز بر اساس تصادف پیش میرود. یک افسر از نیروهای ژنرال فرانکو به میان درهای میرود که جمهوریخواهان در آن وجود دارند. تقابل این دو گروه باعث ایجاد اتحادی موقت در برابر زامبیها میشود.
مشکل اساسی این فیلم در ناتوانی کارگردان برای بیرون آمدن از درون کلیشههای این ژانر است. نمیتوان با فقط نام بردن از برخی نامهای سیاسی و اصطلاحات حزبی یک اثر را پرداخت کرد. تمامی این نامها و اصطلاحات باید در کل روایت زنده باشند و جریان پیدا کنند. نمیتوان با نشان دادن یک افسر ژرمن و برخی شعارهای انقلابی خیر و شر را در برابر یکدیگر قرار داد.
فیلم در نشان دادن موقعیتهای کمدی هم ناتوان است. افرادی در جبههی ژنرال فرنکو حضور دارند که حتی علت حضورشان در جنگ هم پوچ است. کالدرا درست در همین نقطه قصد دارد کمدی را به فیلم خود اضافه کند. این کمدی تزریقی فقط در دیالوگ وجود دارد و روی موقعیتها نمینشیند. پسری که از جنگ میترسد و افسری که فقط بهخاطر یونیفرم به جنگ آمدهاند فقط در دیالوگها باقی میمانند و درون این کاراکترها ظهور پیدا نمیکنند.
کالدرا در این فیلم بسیار ترسوست. این اثر نه یک فکاهی و نه یک هجو است. کارگردان واقعاً قصد دارد کاراکترهای خود را با زامبیها روبهرو کند. اما کل قابهای فیلم بسیار تصنعی و ساختگی است. حتی در یک قاب شاهد تقابلی سینمایی نیستیم. این ضعف را میتوان در جلوههای ویژه و شخصیتپردازی زامبیها دانست. کارگردان درکی از این کاراکترهای بسیار معروف در ژانر دلهره ندارد. مخاطب در کل فیلم این احساس را دارد که کارگردان در حال فرار کردن از تقابل کاراکترهای خود با زامبیهاست. کالدرا میتوانست در یک اثر کاملاً هجو این کاراکترها را نیز به درون کمدی خود وارد کند و با آنها بازی کند. اما او حتی بهاندازهی یک گام به خارج از کلیشهها نمیرود و فیلم خود را با عاشقانهای انقلابی پایان میدهد.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.