امیدواریم این فرنچایز عادتی سالانه شود
طی مرور فیلم «ویاچاس ۹۴» در باب پیشینهی این فرنچایز موفق صحبت کردیم. حال و پس از یک سال فیلم پنجم نیز به این مجموعهی موفق اضافه شد. اینبار نیز تعدادی دیگر از کارگردانهای جوان و مستقل دور هم جمع شدهاند تا در قالب این فرنچایز روایتهایی کوتاه و در برخی موارد اساطیری و الهیاتی را تصویر کنند. اینبار دیگر با یک روایت اصلی روبهرو نیستیم که افتتاحیه و اختتامیه را در خود داشته باشد. در عوض با استاپموشنهایی از تعدادی سرباز اسباببازی تکهها به یکدیگر وصل میشوند.
در فیلم جدید با روایتهایی کاملاً متفاوت روبهرو هستیم که هیچ ارتباطی جز همان نواری ویدیویی با یکدیگر ندارند. همانطور که از عنوان میدانیم، این روایتها مربوط به تکههایی از نوارهای ویدیویی در سال ۱۹۹۹ هستند. این فیلم همانند آثار گذشتهی این فرنچایز دچار همان قدرت و استحکام در روایت و فرم تصویری است. یکی از نقاط قوت روایتهای این فرنچایز جزئینگری در جلوههای ویژه و تصویربرداری است. بهطور مثال روایت اول این فیلم را بهذهن بیاورید. یک گروه راک به محل سوختهشدهی گروهی قدیمی رفتهاند. در همین روایت کوتاه هر کدام از این کاراکترها بهدرستی شخصیتپردازی شدهاند و کارگردان حتی در طراحی لباس و بازیگردانی نیز توانسته مخاطب را مجاب به پذیرش این گروه کند. رخدادهای هر کدام از این روایتها تصادفی ماورائی در مواجههی کاراکترها با موقعیتی خاص است.
همانطور که در مرور قبل گفته شد، تکتک این روایتها قابلیت تبدیل شدن به یک اثر بلند داستانی را دارند. زمانی چنین اتفاقی در سینما میافتد که روایت کوتاه همهی المانهای آن ژانر را بهلحاظ محتوایی و فرمی در خود داشته باشد. مخاطب ژانر دلهره پس از تماشای فرنچایز ویاچاس تکتک روایتها را بار دیگر در ذهن مرور میکند. این ماندگاری ذهنی مخاطب در ژانری که هر ساله آثار زیادی را روانهی بازار میکند بسیار مهم است. بههمین دلیل است که هر کدام از این کارگردانها در سینمای هالیوود با آغوش باز پذیرفته میشوند. در مرور فیلم ویاچاس ۹۴ اشاره کردیم که مثال بارز این کارگردانها «دیوید بروکنر» است که توانسته وارد سینمای تجاری هالیوود شود.
در فیلم پنجم از این فرنچایز باز هم شاهد حضور کارگردانهای مستقل و نوپا در کنار باتجربهها هستیم. این فرنچایز هر چه به پیش میرود، حلقه را نیز گستردهتر میکند. همین باعث میشود در هر سری با روایتهایی تازهتر که برآمده از ذهنهایی خلاق هستند روبهرو شویم. امیدوارم هالیوود حداقل احترام را به این تکثرگرایی بگذارد و سرنوشت دیگر فرنچایزها را دچار این سری نکند. تاکنون که این گروه بهخوبی مسیر خود را پیدا کردهاند و همچنان در حال خلق روایتهای کوتاه و بههمپیوسته در ژانر دلهره هستند. فیلم ششم این مجموعه احتمالاً سال آینده در ماه اکتبر باز هم روی پرده خواهد رفت. حال باید دید که سنت سهگانهی اول در این مورد هم صدق میکند و این گروه باز هم خود را دچار وقفهای چندساله خواهند کرد یا این سنت هر ساله ادامه خواهد داشت؟ اینکه این فرنچایز تبدیل به محلی برای ظهور فیلمسازان خلاق و جوان در ژانر دلهره شود، بسیار امیدوار کننده است. شاید اگر همهی روایتها بهکارگردانی این فیلمسازان جوان و خلاق تصویر شوند، اصالت این فرنچایز ریشهدارتر خواهد شد.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.