سرگرمی سرگردان
روایتهای اکشن-تاریخی علاقمندان زیادی میان مخاطبان سینما دارند. سینمای شرق آسیا نیز طی سالها از طریق سینمای ژاپن، چین، هنگکنگ و در نهایت کرهی جنوبی سعی کرده مخاطب سینمای سرگرمی را با انبوهی از این آثار سرگرم کند؛ از استادان کنگفو که تبدیل به قهرمانان ملی میشدند تا استراتژیهای جنگی میان ژنرالهای مختلف و دیگر آثاری که حتی فرمی فانتزی نیز میپذیرفتند. آقای «کیم سانگ-مان» در جدیدترین روایت خود به دورهی چوسان رفته تا از دل نظم ارباب و برده روایتی تودرتو و سرگمکننده را به مخاطب ارائه دهد.
آقای کیم قبل از این اثر دو فیلم دیگر را در ژانرهای اکشن و درام بیوگرافی روی پرده برده بود و بهطور قطع نمیتوان او را فیلمسازی صاحب سبک در ژانری خاص در نظر آورد. اما آنچه مشخص است این است که کارگردان علاقهی خود را معطوف به سینمای سرگرمی کرده و در این مسیر گام برمیدارد. کاراکترهای اصلی او در این روایت این دو هستند: «چئونگ یئونگ» بهعنوان پسری که طبق نظام پادشاهی باید از کودکی همچون برده پرورش یابد و «یی جونگ ریو» که اربابزاده متولد شده است. کارگردان از همان ابتدا سعی دارد ذهن مخاطب را در همین دوگانه نگاه دارد تا ادامهی روایت و شورش بردگان گرسنه را در این ساختار ارائه دهد. اما مشکل آنجاست که کارگردان بر اساس روایت پیش نمیرود و صرفاً به قاببستنهای زیبا بسنده کرده است. او در پیشبرد روایت خود سعی دارد سیاهی قحطی حاکم بر جامعه را از طریق چند نما به خورد مخاطب دهد و سپس وارد تقابل اصلی خود شود.
داستان در این فیلم شلخته است. بهطور مثال لشکرکشی ژاپنیها صرفاً همچون حملهی بربرها میماند و هیچ پلان خاصی برای حضور آنها وجود ندارد. مخاطب در این داستان نه لشکر میبیند و نه حتی ساختار نظامی خاصی که بتواند هجوم یک ارتش بیگانه را به خاک یک کشور در ذهن خود تداعی کند. لشکر ژاپن در فیلم آقای کیم صرفاً ده یا بیست نفر هستند که دائم در روایت حضور دارند و هیچگاه کشته نمیشوند تا به سکانس پایانی برسند. در کنار این نقص، مابقی ارکان روایت نیز دچار لرزشهای ساختاری هستند و صرفاً برای رسیدن کارگردان به نتیجهی نهایی خلق شدهاند. آقای کیم در این فیلم گویی چندان حوصلهی دکوپاژی مملو از جزییات را نداشته است و همان پرکردن تکبرگها و جاگذاری دوربین و استفاده از نور محیط و نوع نماها برای او کافی بوده است. به همین سبب است که مخاطب در طول روایت خسته میشود و در میان این هیاهو خود را سرگردان میبیند. آقای کیم هیچ کمکی به پیشبرد روایت خود ندارد و صرفاً سعی دارد دو کاراکتر اصلی خود را به نبرد نهایی بکشاند.
از سویی دیگر این روایت حتی در صحنههای اکشن نیز دچار نقص است و زاویههای دوربین و برشهای اتاق تدوین نیز به کم شدن اثر آنها کمک شایانی میکنند. این فیلم در کلیت خود اثری سرگرمکننده و بیدلیل شلوغ است که ممکن است حتی مخاطب آسانگیر اکشن را نیز به ملال برساند.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.