پوستر فیلم شکستن سکوت

برای اعتراض باید پرداخت ساختارمندی داشت

شکستن سکوت
Unsilenced
محصول ۲۰۲۲ – کانادا
امتیاز ۰.۵
نویسنده مصطفی ملکی

حکومت کمونیستی چین، علی‌رغم پیوستن به بازار آزاد جهانی، به‌لحاظ سیاسی چیزی کم از کشوری چون کره‌ی شمالی ندارد. شاید این‌طور باید گفت که کره‌ی شمالی فرزند کوچک این حکومت تمامیت‌خواه است. درباره‌ی کشتار چهارم ژوئن در میدان تیان‌آن‌من بسیار خوانده و شنیده‌ایم. جنبش دموکراسی‌خواه دانشجویی در بیشتر شهرهای چین دست به اعتراضات مدنی زد. اما در چهارم ژوئن سال ۱۹۸۹ دولت چین با کمک ارتش این کشور دست به کشتار معترضان زد. حوادث فیلم جدید آقای «لئون لی» ۱۰ سال پس از این اتفاقات است.
فرقه‌ی مذهبی «فالون گونگ» از اوایل دهه‌ی ۱۹۹۰ در چین شکل گرفت. این فرقه رفته‌رفته هواخواهان زیادی پیدا کرد و بر اساس آمار تعداد این افراد در سال ۱۹۹۹ به ۱۰۰ میلیون نفر می‌رسید. گویا چنین رقمی برای حزب کمونیست چیزی جز شکست نبود و در نتیجه شروع به در هم شکستن صف پیروان این فرقه‌ی نوظهور کرد. لئون لی از دو زاویه‌دید به این داستان می‌نگرد؛ یک سوی ماجرا چهار دانشجوی جوان چینی قرار دارند که به این فرقه گرویده‌اند و آن‌سوی داستان یک خبرنگار آمریکایی به پوشش این رخداد می‌پردازد.
اگر قرار است یک اعتراض به حاکمیتی تمامیت‌خواه و توتالیتر در سینما به بار بنشیند باید ساختار سینمایی داشته باشد. اما آیا اثر آقای لی به سینما نزدیک است؟ در پرده‌ی اول فیلم شاهد رفت‌و‌آمدهای پی‌در‌پی کاراکترها میان خیابان‌ها هستیم. اما آنچه باعث تعجب است، حضور ماشین‌هایی در خیابان است که فضای فیلم را در دهه‌ی ۲۰۱۰ نشان می‌دهد و نه دهه‌ی ۱۹۹۰. لئون لی کارگردان بدی نیست. مستند او با نام «قاچاق بشر» که به موضوع قاچاق اعضای بدن انسان می‌پرداخت بسیار قابل تحسین و شجاعانه است. این کارگردان به‌سبب محدویت تایوان را به‌عنوان لوکیشن انتخاب کرده است. اما این محدودیت‌ها دلیلی بر صحنه‌پردازی ضعیف اثر او نمی‌شود. این ضعف باعث فاصله گرفتن مخاطب از روایت می‌شود. ضعف بنیادین دیگر این اثر نداشتن منطق روایی است. کارگردان قرار است از فشارها و پروپاگاندای یک حاکمیت تمامیت‌خواه بگوید. او از اعتراف‌های اجباری، اعدام‌های مخفیانه و در نهایت صحنه‌سازی حزب کمونیست چین روایت می‌کند. مخاطب باید در همین منطق قرار بگیرد و اگر قاب‌های فیلم نتوانند از این منطق پیروی کنند، فیلم شکست می‌خورد. فیلم آقای لی این منطق را در روایت خود ندارد و در نتیجه با داشتن درون‌مایه‌ای تلخ و مملو از حقایق چنین حکومت‌هایی، روایتی ساختارمند ندارد.
درام‌های سیاسی سعی دارند واقعیت‌هایی را که زیر پوششی از مدارای دولت‌های غربی و پروپاگاندای حکومت‌های تمامیت‌خواه پنهان هستند به نمایش بگذارند. روایت‌های قدرتمندی از این درام‌ها توسط کارگردان‌های اروپای شرقی و آمریکای جنوبی به‌تصویر کشیده شده است. اما روایت آقای لی فاصله‌ی زیادی با آن‌ها دارد. این فیلم به‌لحاظ سینمایی آن‌قدر ضعیف است که نمی‌توان از آن به‌عنوان یک بازنمایی حتی متوسط یاد کرد. سینمای درون چین از ارائه‌ی این درون‌مایه‌هایی معذور است و سینماگران این کشور به درام‌هایی می‌پردازند که زاویه‌ی کمی با سیاست‌های حاکم بر این کشور دارند. اما اگر سینماگری جسارت به خرج می‌دهد و گوشه‌ای از خفقان سیاسی و مدنی را به‌تصویر می‌کشد، ابتدا باید به محدودیت‌های سخت‌افزاری و تکنیکی خود نگاهی بیندازد و سپس به سراغ این روایت برود؛ کاری که لئون لی نکرده و نتیجه‌اش این اثر ضعیف بوده است.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟