پوستر فیلم قفل [تلفن] باز شد | من فقط گوشی‌ام رو جا گذاشتم

جنایت ویروسی

قفل [تلفن] باز شد | من فقط گوشی‌ام رو جا گذاشتم
Unlocked
محصول ۲۰۲۳ – کره‌ی جنوبی
امتیاز ۲
نویسنده مصطفی ملکی

رابطه‌ی سینمای جنایی کره‌ی جنوبی و قاتلان سریالی مانند تنفس برای انسان است. سینمای تجاری کره‌ی جنوبی به‌واسطه‌ی عاشقانه‌ها و قاتلان سریالی بود که دنیا را درنوردید. پس طبیعی است که انتظار داشته باشیم قفسه‌ی سینمای جنایی کره‌ی جنوبی هر چندسال یک‌بار با یکی از این قاتلان سریالی و چهره‌های سنگی‌اشان زینت داده شود. «کیم تائه-جون» در اولین ماجراجویی خود در سینما به‌سراغ ژانر پرطرفدار جنایی رفته است.
این اثر نیز همانند بسیاری دیگر از آثار هم‌رده‌اش با انبوهی از پلان‌های منقطع آغاز می‌شود. کارگردان سعی دارد از لابه‌لای این همه شلوغی به‌سراغ کاراکترهای اصلی خود برود. آن‌چه مخاطب در ابتدای این فیلم می‌نگرد عیان شدن چهره‌ی قاتل سریالی‌ست و اینکه هویت او در نظر پلیس جنایی آشکار است؛ تک‌فرزند افسر ویژه‌ی قتل. مخاطب سینمای کره‌ی جنوبی معمولاً چنین عیان‌سازی‌ای را نمی‌تواند قبول کند و اتفاقاً با دقت بیشتری درام را پی می‌گیرد. آقای کیم از سویی دیگر تمرکز خود را روی کاراکتری با نام «نامی» قرار می‌دهد که همراه پدرش در کافه مشغول کار است. در پرده‌ی اول زندگی این کاراکتر را می‌سازد، او را در شبکه‌های اجتماعی، محل کار و تعامل با دوستان‌اش به‌تصویر می‌کشد و در نهایت نامی را به‌درون لوپی که قاتل می‌‌خواهد می‌اندازد.
قاتل سریالی این اثر تفاوتی عمده با دیگر هم‌نوعان خود در آثار دیگر دارد. برای این قاتل شخصیت کاراکتر و حتی چهره‌اش مهم نیست. او کاراکترها را بر اساس مطالعه‌ی دقیق زندگی‌اشان می‌سنجد، با آن‌ها زندگی می‌کند، نقاط قوت زندگی‌اشان را یادداشت می‌کند، همه‌ی دلخوشی‌ها را از آن‌ها می‌گیرد و در انتها آن‌ها را تبدیل به کاراکترهای پنهان خودش می‌کند و همه‌اشان را از طریق گوشی تلفن همراه زنده نگاه می‌دارد. به‌نوعی می‌توان گفت با یک درام جنایی-روانشناسی سر و کار داریم.
شخصیت‌پردازی خوب قاتل سریالی یکی از نقاط قوت این اثر است که باعث همان هیجان‌هایی می‌شود که مخاطب این سینما انتظار دارد. اما در مقابل کاراکتر پلیس به حاشیه می‌رود و نامی نیز در این تمرکز کمی گم می‌شود. کارگردان فیلم‌اولی شاید در آثار بعدی خود، اگر بخواهد همچنان در سینمای جنایی مشغول باشد، می‌تواند پله‌پله به آن هارمونی و توازن موجود در کاراکترها برسد. در این اثر اما این ناموزونی کمی باعث دوری مخاطب از بطن روایت می‌شود. همان‌قدر که مخاطب این اثر محو وسواس و دقت این قاتل سریالی می‌شود، به‌همان نسبت هم نیاز دارد تا کاراکتر پلیس نگران و مضطرب را بیشتر درک کند. اما کارگردان چنین اجازه‌ای به مخاطب نمی‌دهد.
این فیلم اثری متوسط و قابل‌قبول از یک کارگردان فیلم‌اولی و جوان در سینمای پخته‌ی جنایی کره‌ی جنوبی است. آقای کیم با دقت خاصی روایت خود را تبدیل به اثری مدرن در باب سوء‌استفاده از گوشی‌های همراه کرده است و اینکه زندگی روزانه چقدر به این وسیله‌ی کوچک وابسته است. نامی در این اثر با همین گوشی همراه به درجاتی از موفقیت می‌رسد و سپس دچار سقوط می‌شود. درون‌مایه‌ی خوب این اثر یکی دیگر از المان‌هایی است که مخاطب جوان را به‌سوی خود می‌کشاند. سینمای جنایی کره‌ی جنوبی همیشه مخاطب علاقه‌مند به خود را امیدوار نگه می‌دارد و به‌همین سبب است که برعکس دیگر سینماها، مخاطب با آسودگی بیشتری به‌سراغ این روایت‌ها می‌رود.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟