پوستر فیلم افسارگسیخته

یک عذرخواهی ساده

افسارگسیخته
Unhinged
محصول ۲۰۲۰
امتیاز ۱
نویسنده مصطفی ملکی

فیلم «دوئل» اثر اسپیلبرگ (۱۹۷۱)، یا دو فیلم «خشونت جاده‌ای» محصول ۱۹۹۹ و ۲۰۰۱، ما را به سمت فیلم جدید «دریک بورت» سوق می‌دهند. دریک بورت، کارگردان متوسط فیلم‌های بعضاً هیجان‌انگیز با فیلم «افسارگسیخته» قرار است یک دوئل جاده‌ای دیگر را به نمایش بگذارد. راسل کرو در نقش مرد بی‌نامی‌ست که در سکانس افتتاحیه به منزل همسر سابق‌اش حمله می‌کند و خانه‌اش را به آتش می‌کشد. «ریچل»، زنی که از همسرش طلاق گرفته و با پسر و برادرش زندگی می‌کند، از طرف همسرش تحت فشار است تا این خانه‌ای که در آن سکونت دارند را تخلیه کند. پشت چراغ قرمز به وانتی که مقابل‌اش است و حرکت نمی‌کند بوق ممتد می‌زند. اما باز هم حرکتی نمی‌بیند. چند لحظه بعد مرد بی‌نام کنار ماشین او توقف می‌کند و از او می‌خواهد که از صمیم قلب بابت رفتار نامناسب‌اش عذرخواهی کند. اما ریچل این کار را نمی‌کند. و داستان آغاز می‌شود.
فیلم «افسارگسیخته» را اگر بخواهیم از منظر هیجان بررسی کنیم که باید گفت فیلم پرهیجانی‌ست. کارگردان در صحنه‌به‌صحنه‌ی این فیلم نقاط اوج و فرود را قرار داده تا مخاطب دائم درگیر این تعقیب و گریز جاده‌ای باشد. اما موتیفی که کارگردان حتماً می‌خواهد به‌نام درس اخلاق وارد ذهن ما کند، همان خشونت جاده‌ای‌ست که دائم در حال تکرار شدن از زبان مجریان خبر در تلویزیون است. گویا با یک فیلم تبلیغاتی از طرف پلیس طرف هستیم که قرار است به ما در مورد کنترل رفتارهای‌مان در جاده هشدار دهد. اما آقای بورت، شما با زبان سینما قرار است سخن بگویید و این زبان الفبایی جز فرم ندارد. پس بهتر این بود که اثر خود را با این زبان به مخاطب ارائه می‌کردید.
مانند بسیاری دیگر از فیلم‌هایی که یک قاتل روانی به‌دنبال قهرمان فیلم است، در همه‌ی صحنه‌ی کشتار توسط قاتل، شاهد بی‌رحمی و درنگ نکردن او هستیم. اما هنگامی که به قهرمان داستان می‌رسد به‌ناگاه دچار تعلل می‌شود. این تعلل را خیلی واضح در این اثر تماشا می‌کنیم. نقطه‌ی قوت اثر را می‌توان در تعقیب‌و‌گریز جاده‌ای دانست که کارگردان با انتخاب زاویه‌ی مناسب و جلوه‌های ویژه‌ی هماهنگ با فضای اثر، توانسته از این طریق هیجان را به اثر خود تزریق کند. ولی روایت این اثر پر از خلأ است و کارگردان تابه‌انتها نمی‌تواند آنها را پر کند. شخصیت‌ها هیچگاه به هم نزدیک نمی‌شوند. ما «فرد» را مانند برادری که ریچل بخواهد عاشقانه برای نجات‌اش تلاش کند نمی‌بینیم. تمام اینها به ضعف شخصیت‌پردازی در پرده‌ی اول فیلمنامه بازمی‌گردد؛ جایی که آن شیمی بین مخاطب و شخصیت‌های روایت شکل می‌گیرد. اما در این اثر مانند خیلی آثار دیگر، همه‌ي شخصیت‌ها فدای پرداخت به ریچل و مرد بی‌نام شده‌اند.
فیلم «افسارگسیخته» یک فیلم خشونت جاده‌ای در سطح متوسط است که هیچگاه به «دوئل» اسپیلبرگ نمی‌رسد، اما می‌تواند برای مخاطبان تعقیب‌و‌گریزهای جاده‌ای که یک راننده قصد جان راننده‌ی دیگر را کرده جذاب باشد. بورت از آن دسته کارگردان‌هایی‌ست که تا کنون و در همین پنج یا شش اثر خود سطح متوسط را نگه داشته و احتمالاً طی سال‌های بعد و با این اندوخته‌ی تجربی باید شاهد کاری خوب از او باشیم. او به‌سبب تجربه‌ای که در فیلم‌های تولیدشده‌اش کسب کرده، زوایای یک اثر هیجان‌انگیز را می‌شناسد و می‌تواند در اثر بعدی خود با تأمل بیشتری به روایت بپردازد.