بشر همواره در تلاش برای کشف ناشناختههایی از اعماق زمین و اقیانوسها بودهاست. آثار فراوانی نیز به شناسایی دنیای زیر آب و فضای خارج از جو زمین ساخته شدهاست. موجودات بیگانه که از نظر ارتباطی و فیزیکی با انسان وجه تمایز بارزی دارند و در مقابل باعث نوعی رعب و وحشت میشوند اینبار نیز از منظر «ویلیام اُبنَک» بر پردهی نقرهای ترسیم شده است. حال تا چه اندازه حس رازآلودگی و دهشت را به مخاطب القاء کرده، باید به تماشا نشست و قضاوت کرد.
گروهی تحقیقاتی که در اعماق اقیانوس درحال فعالیت و مکاشفه هستند؛ بواسطهی تکانهای بسیار شدید، محل تحقیق و آزمایشگاهشان تخریب میشود و آنها با موجودی عجیب روبهرو میشوند که حال درصدد نجات جان خود و یافتن مامن و پناهگاهی برای خود باید باشند.
«کریستن استوارت» به همراه «وینسنت کسل» در این اثر نقشآفرینی میکنند. نورا -استوارت- دختری جسور و بیباک که در کنار کاپیتان -کسل- فداکارانه جهد بر انجام وظیفهی خود میکند و بهنوعی مغز متفکر گروه است؛ بیشترین بار فیلم را بر دوش میکشد. استوارت اینبار هم با چهرهای جذاب و گیرا یکتنه به قدرتنمایی میپردازد و نقشش را به خوبی ایفا میکند اما از تواناش خارج است تا با این داستان سطحی و آبکی، اثر را در حد تماشایی شدنش ارتقاء دهد. ماجراجویی خاصی در فیلم رخ نمیدهد، همه چیز تکراریست و نامفهوم و داستان، بیننده را معلق در اثر رها میکند.
آغاز فیلم با صحنههای آهستهی دلفریبانهای مواجهیم که شاید نوید فیلمی دلچسب را میداد اما داستان بیسروته آن، زیبایی همان نماها را هم محو کرد. ماجرایی پر از کاراکترهای غیرضروری و باز هم سخن از تقابل بشر و طبیعت. از همان ابتدا گوئی این مواجهه و برخورد همچنان به زیان طبیعت قرار است باشد و بیگانگان دشمن بشریت. هیچ خلاقیتی در اثر وجود ندارد و ما پایان آن را هم میدانیم. داستانی که کاوشی سودجویانه در عمق دریاست و چیرگی مشمئزکننده بشر بر طبیعت.
اگر دنبال اثری بسیار معمولی درباره بیگانگان و دنیای زیرآب هستید و حریص در باب رموز و اسرار ناپیدای جهان آبی نیستید، میتوانید وقت خود را صرف تماشای این اثر کنید. اما بلاشک دنیای سینما آثار درخور و قدرتمندتری در قیاس با این اثر و در این ژانر، به مخاطبان تقدیم کرده است که ترجیح داده میشود به تماشای مجدد و چندبارهی آنان نشست تا فیلمی این چنین.