پوستر فیلم دون‌خدایان

ما در دنیای جهنمی‌ای که خودمان ساخته‌ایم، زندگی می‌کنیم

دون‌خدایان
Undergods
محصول ۲۰۲۱
امتیاز ۳
نویسنده سارا

«کِی» و «زِد» با کامیونی در درون جاده‌ای که مه‌ای غلیظ تمام آن را پوشانده، درحال حرکت هستند. جنازه‌ای بر روی زمین دیده می‌شود. می‌ایستند و کاملاً خونسرد و آرام جنازه را از زمین برمی‌دارند و داخل کامیون می‌اندازند؛ کامیونی که از جنازه‌های انسان‌های مرده پر شده است . سپس دوباره به راه خود ادامه می‌دهند؛ برای یافتن جنازه‌های بیشتر. سپس مکالمه‌ای میان این دو شکل پیدا می‌کند و هر دو از رویاهای‌شان حرف می‌زنند. رویاهایی که به اندازه‌ی دنیایی که در آن زندگی می‌کنند عجیب و ترسناک است.
فیلم «دون‌خدایان» از دنیایی آخر‌الزمانی حرف می‌زند که تمام افرادی که در آن زندگی می‌کنند هر یک تنها برای زنده ماندن خود تلاش می‌کنند و اهمیتی برای وجود دیگری قائل نیستند. هر کس به دنبال منافع خود است و فرقی هم برای‌اش نمی‌کند این منافع چگونه حاصل می‌شود، مهم آن است که حاصل شود. گاه این منافع از دزدیدن دست‌رنج کسی دیگر است که با تلاش و تفکر خود به نقشه‌ای بزرگ دست یافته، گاه کارش به حمل جنازه‌های مرده‌ی دیگران کشیده می‌شود و گاه حتی کشتن دیگری را در تصور خود تنها راه زنده ماندن می‌بیند. او فکر می‌کند ناچار است و این جهان باعث شده که او دست به انجام این گونه کارها بزند، غافل از اینکه او نمی‌داند درواقع این جهانِ جهنمی‌ای که در اطراف خود می‌بیند نه ساخته‌ی کسی دیگر که ساخته‌ی تفکرات و ذهن‌ مریض خودش است. کی و جی در رویاهای خود جز بدبختی و نفرت و حسادت و کشتار چیز دیگری را نمی‌بینند. «ران» در رویای کِی، خودش درِ خانه‌اش را برای دشمن‌اش باز می‌کند و به او اجازه می‌دهد در زندگی‌اش نفوذ کند و ذره ذره آن را از بین ببرد. حتی اینکه ران، مرگِ زندگیِ خود را در رویای‌اش می‌بیند نیز دلیل دیگری بر تأکید این حرف است. «هَنس» در داستان دوم نیز با دزدیدن رویای فردی دیگر که با تلاشی فراوان نقشه‌ی ساختمانی عجیب را کشیده، سعی در موفقیت خود دارد. در داستان پایانی هم «سم»؛ شوهرِ سابق «ریچل» که احتمالاً خود قربانی یکی از انسان‌های خودخواه دیگر بوده، با ورود دوباره‌اش به زندگی ریچل باعث می‌شود زندگی ریچل و فرزندش و همسر جدیدش تغییر کند. اما آیا این تغییر قرار است باعث چه شود؟ شاید رویایی بیش نباشد اینکه فکر کنیم ریچل که خودخواه است، بتواند با وجود همسری خودخواه که اطراف‌اش نیز افرادی زندگی می‌کنند که آنها هم تنها به دنبال منافع خود هستند، تغییری را در زندگی‌اش ایجاد کند. و در نهایت این خودخواهی جمعی شاید جز همان کامیونِ پر شده از جنازه‌ای که در میان دنیایی با ساختمان‌های خراب و مه‌ای غلیظ درحال حرکت است، پایانی نداشته باشد.
فیلم «دون‌خدایان» اولین ساخته‌ی بلند «چینو مویا» است که خود را از دنیای ویدئوهای کوتاه و تبلیغات تلویزیونی به ناگاه خارج کرده و وارد دنیایی کرده که با زیربنای داستانی قوی و تصاویری زیبا می‌تواند ما را با خود همراه کند. دنیایی که تصاویرش و تنهایی‌ای که در تصاویرش نشان می‌دهد به‌خوبی توانسته ما را در این دنیای خوف‌انگیزی که شاید در مسیر رفتن به آن هستیم، وارد کند. استفاده از ساختمان‌های تنگ، تاریک و خراب، خیابان‌های کثیف و در و دیوارهایی که با رنگ‌های خاکستری و مرده دیده می‌شوند، درکنار گریم‌هایی عجیب و نازیبا برای شخصیت‌های فیلم همگی در ایجاد این فضای آخرالزمانی کمک‌کننده بوده است. مویا دنیایی که در این فیلم ساخته را خوب می‌شناسد و با استفاده از موسیقی‌ای زیبا اما پر اضطراب و پر تنش می‌تواند تعلیق لازم در این سکانس‌ها را هم ایجاد کند و ما را هر چه بیشتر به دنیای ویران داستان خود وارد نماید.