پوستر فیلم زیر تخت تو

ما خودمان را خلق کردیم

زیر تخت تو
Under Your Bed
محصول ۲۰۲۳ - کره‌ی جنوبی
رده‌ی سنی ۱۸+
امتیاز ۲
نویسنده سارا

«کیم جی هون» مردی جوان و تنهاست که از دوران دانشگاه، یعنی نه سال پیش، عاشق هم‌کلاسی خود با نام «یئون» است. او در آن سال‌ها فقط یک بار تلاش کرده بود که به یئون نزدیک شود؛ جایی که جی هون برای تشکر از کمک یئون در درس فرانسه او را به قهوه دعوت می‌کند. بعد از این نوشیدن قهوه اما نزدیکی جی هون به یئون فقط تبدیل شد به گرفتن عکس و فیلم از او و از راه دور. جی هون سال‌ها بعد می‌گردد و یئون را پیدا می‌کند، اما این بار او را در کنار مردی آزارگر می‌بیند که جز خشونت و درد چیزی برای یئون ندارد.

نام آقای «سبو» در کانال تلگرام یک فیلم، یک زندگی در سال ۲۰۲۰ با فیلم «خون و استخوان‌های من در کهکشانی جاری» شنیده و دیده شد. در مرور این فیلم بود که به صورت کلی درباره‌ی این کارگردان ژاپنی و سبک ساخت فیلم‌های‌اش صحبت کردیم و گفتیم که این کارگردان باسابقه چگونه شخصیت‌های روایت خود را با قرار دادن آنها در موقعیت‌هایی خاص و نه اما پیچیده به مخاطب می‌شناساند و نیازی به ایجاد هرج و مرج‌های بسیار در روایت‌اش نمی‌بیند. فیلم‌های آقای سبو عموماً نیمه‌ی اول آرامی دارند و اما در نیمه‌ی دوم به اوج می‌رسیدند. شخصیت‌های اصلی روایت‌اش در نیمه‌ی دوم روایت‌های‌اش از خشونت و خشم و عشق و هیجان حرف می‌زنند و خود را نشان می‌دهند.

آقای سبو اما در جدیدترین فیلم‌اش یعنی «زیر تخت» از همان ابتدا مخاطب را وارد شوک رفتارهای شخصیت‌های‌اش قرار می‌دهد. در مرور سینمای کره‌ی جنوبی از سینمای عشق و خشونت گفتیم و از «کیم کی دوک»‌ی گفتیم که به‌نوعی خدای این سینما و خدای ترسیم عشق و خشونت به شدیدترین نوع خود بود. دنبال‌کنندگان دنیای کیم کی‌ دوک آنقدر این دو مقوله را در فیلم‌های این کارگردان بزرگ نزدیک به هم دیده‌اند که گاهی عشق را هم‌رده با خشونت یا حتی خشونت را انتهای عشق می‌دیدند. این روایت آقای سبو اما اگرچه بیش از فیلم‌های آقای کیم کی دوک مملو از خشونت نیست، اما شاید گاهی کمتر از آن هم نباشد. آقای سبو تلاش کرده عشق و خشونت و گرفتاری انسان در دامی که خود برای خودش پهن کرده را تصویر کند، اما چنان که باید برای تصاویرش شرح و معنایی عمیق را ارائه نداده است. مهم‌ترین سؤالی که مخاطب از ابتدای روایت تا انتها می‌پرسد این است که یئون چرا هیچ واکنشی در برابر رفتارهای همسر آزارگرش، «هیونگ او» که اتفاقاً روانشناس هم است، انجام نمی‌دهد؟! سبو در جایی از روایت خود از زبان هیونگ بیان می‌کند که ترسی که در چشمان یئون بود او را واداشت که خشونت‌ خود را بیشتر کند، خشونتی که از گذشته‌ی او و آزار پدرش به او رسیده بود. اما این جمله برای نشان دادن دلیل سکوت یئون و خشونت بیشتر هیونگ کافی نیست. حتی آقای سبو فقط در یک سکانس هیونگ را در مطب‌اش نشان می‌دهد که چگونه دختر بیمار در برابرش را می‌بیند. آقای سبو حتی دلیل انجام ندادن کاری توسط جون هون را هم به‌خوبی شرح نمی‌دهد و بیان نمی‌کند چرا این پسر عاشق حاضر نیست کاری برای نجات عشق‌اش انجام دهد. آقای سبو شاید در مسیر روایت خود تلاش کرده بود مانند فیلم‌های گذشته‌اش از سرنوشت و تغییری که انسان نمی‌تواند چندان در آن ایجاد کند حرف بزند، اما تلاش‌اش کافی نبوده است. او نتوانسته پیشینه‌ای کافی و عمیق از دردهای کاراکترهای‌اش را تصویر کند و دلیل رفتارهای کنونی آنها را شرح دهد. مخاطب حتی در انتها نمی‌تواند درک کند چرا جی هون نتوانسته بود هیونگ را بکشد و خود را به پلیس معرفی کند؟ آیا او نیز مانند شخصیت دیگر روایت، یعنی آن مشتری دائمی ماهی‌های جی هون که قتل انجام داده بود می‌خواست فقط با دیده شدن خود را زنده بپندارد؟ آقای سبو این بخش از روایت خود را هم به خوبی پرداخت نکرده و علی‌رغم پتانسیل بالای داستان‌اش نتوانسته ابهامات آن را در انتها رفع کند.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟