پوستر فیلم گشودن مشت‌ها

تصویری از یأس و امید

گشودن مشت‌ها
Unclenching the Fists
محصول ۲۰۲۱
امتیاز ۳
نویسنده مصطفی ملکی

«آدا» دختری در منطقه‌ی اوستیا و نزدیک به کوه‌های قفقاز است. او به‌همراه پدر و برادر کوچک‌اش زندگی می‌کند و در فکر رهایی از این شهر، خانواده، پدری که همه‌ی مدارک‌اش را پنهان کرده و نمی‌خواهد او را از دست بدهد و در نهایت رهایی از این زندگی ناموزون است. این فیلم ۹۰ دقیقه‌ای که دومین اثر «کیرا کوالنکو» به‌حساب می‌ آید قصد دارد رهایی دختری جوان را از میان مشت‌های قفل‌شده‌ی زندگی به‌تصویر بکشد.
این فیلم برعکس سنت فیلم‌های روسی از حرکت دوربین مورد دلخواه کارگردان‌هایی چون کیارستمی و برادران داردن تبعیت می‌کند. آدا از سویی شبیه «رزتا»ی برادران داردن است و از سویی دیگر کاراکتری منحصربه‌فرد است. او در افتتاحیه‌ی فیلم در کنار یک جاده به دیواری تکیه داده و یقه‌ی کاپشن تا بالای دماغ‌اش را پوشانده است. اما کارگردان به‌هیچ‌عنوان روی این پوشش اصراری ندارد و با ورود پسری که دائم سر راه آدا سبز می‌شود این پوشش را تبدیل به کلوزآپی روشن و واضح از آنا می‌کند.
این فیلم در روایت خود قصد ندارد هیچ راز پنهانی را آشکار کند. هر چه هست همان است که در تصویر می‌بینیم. ساده است، آدا می‌خواهد رها شود. او می‌خواهد فرار کند. اما فرار او نه به‌سوی شهری و جغرافیای دیگر است بلکه فرار از آنچه که اکنون او را فرا گرفته است. او روی خط باریک مرزی زیست می‌کند که گاه جنون همه‌اش را در بر می‌گیرد و گاه برای فرار دچار التماس می‌شود. او گاه حس می‌کند که نه راه پس دارد و نه راه پیش. گاه می‌گرید و گاه به گوشه‌ای دنج می‌گریزد.
آدا بازمانده‌ی حمله‌ای تروریستی است که در کودکی‌اش رخ داده و حاصل آن بدنی تکه‌پاره و از دست دادن کنترل ادرار است. او شرمگین از هر تماسی و وحشت‌زده از این است که شاید این آثار تابه‌آخر عمر همراه او بمانند. کارگردان سعی ندارد روی اتفاقی اصرار کند و هر بار و در هر سکانس فقط‌و‌فقط آشفتگی آدا را بیشتر می‌کند. مخاطب در ابتدا حس می‌کند که انتظار آدا برای رسیدن اتوبوس نشان از انتظار او برای ورود کسی است که شاید ناجی او باشد. اما در نهایت همین یک بار عجله‌ی آدا برای رسیدن اتوبوس را می‌بینیم. کارگردان با به‌تصویر کشیدن هر کدام از این رخدادها به‌دنبال باز کردن شخصیت آدا است. تصویر این رخدادها گاه چنان ملموس است که مخاطب در برخی نماها ممکن است چشمان‌اش را از قاب تصویر بدزدد و گاه بی‌صبرانه انتظار نتیجه را می‌کشد.
عنوان فیلم شاید در معنای فارسی آن‌چنان که باید انتقال‌دهنده‌ی مفهوم اصلی نباشد. پدر آدا گاهی مشت‌های‌‌اش بی‌اختیار قفل می‌کنند. کارگردان یک‌بار به‌صورت گذرا آن را نشان می‌دهد؛ زمانی که پدر در حال رساندن آدا به فروشگاه است مشت‌های‌اش دور فرمان قفل می‌کنند و برادر کوچک آدا فرمان را می‌گیرد و به پدر کمک می‌کند. اما نقطه‌ی مقابل آدا برای رهایی همین پدر است و زمانی که آدا مدارک‌اش را از پدر گرفته و قصد عزیمت دارد، پدر که همچون یک کشتی‌گیر دستان‌اش را دور کمر آدا کلینچ کرده دچار این گرفتگی عضله می‌شود. ترسیم شاعرانه‌ی این تصویر توسط کارگردان شاید نقطه‌ی تعالی اثر باشد؛ آدا در آغوش پدر به بیمارستان برده می‌شود و نمای بسته‌ای از دستان آدا و پدر که در هم تنیده شده‌اند زیبایی این سکانس را تکمیل می‌کند. این فیلم روایت رهایی از رنج است، روایت باز کردن دستان گره‌کرده‌ای است که آدا قصد باز کردن قفل آن‌ها را دارد.