پوستر فیلم ناشناخته

اقتباس ضعیف از بازی ویدیویی محبوب

ناشناخته
Uncharted
محصول ۲۰۲۲
امتیاز ۱
نویسنده مصطفی ملکی

علاقه‌مندان به بازی‌های ویدیویی با نام «ناشناخته» یا همان «آنچارتد» آشنایی دارند؛ بازی هیجان‌انگیز و ماجراجویی که در آن گروهی برای یافتن گنج‌های پنهان جهان به این سو آن سو می‌روند. اقتباس‌های سینمایی از بازی‌های محبوب نزدیک به سه دهه است که در سینمای جریان اصلی هالیوود رونق گرفته است؛ از «رزیدنت ایول» تا «مورتال کمبت». آنچه بین این آثار نقطه‌ی مشترک است ضعف اثر سینمایی است. شاید این اقتباس‌ها نوعی شهوت گیشه از سوی هالیوود هستند تا مخاطب علاقه‌مند به این بازی‌ها و دنیای آن‌ها را پای گیشه‌ها بکشانند. البته باید گفت در این امر بسیار موفق هم بوده‌اند.
«سرزمین زامبی‌ها» و «ونوم» دو دستپخت آقای فلیشر هستند. پس به‌طور حتم انتظار رو‌به‌رو شدن با یک اثر قدرتمند را نباید داشته باشید. فلیشر برای فیلم خود از بازیگرانی چون «مارک والبرگ» و «تام هالند» استفاده کرده است تا بتواند حداقل با پوستر و تیزر فیلم مخاطبان نوجوان مرد عنکبوتی‌پسند را به درون سینماها بکشاند. بازی «ناشناخته» آن‌قدر سناریوی قدرتمندی دارد که برای بازسازی سینمایی‌اش نیازی به زحمت کارگردان نباشد. اما فلیشر در همین هم مانده و فیلمی مقابل ما قرار می‌گیرد که مجموعه‌ای از سکانس‌های بی‌ربط و کلیپ‌مانند است. اگر بپرسید چگونه می‌شود یک فیلم پرده‌سبزی را این‌قدر بد ساخت، باید پاسخ خود را بی هیچ واسطه‌ای از کارگردان محترم بشنوید.
ضربآهنگ فیلم با داستانی که قرار است روایت کند هیچ همخوانی‌ای ندارد. آقای فلیشر دوست دارد در پرده‌ی اول خود به معرفی شخصیت‌های کلیدی بپردازد. اما آن‌قدر عجله دارد که در میانه‌ی این کار به‌سرعت وارد ماجراجویی فیلم خود می‌شود. «ناتان» و «ویکتور» با چند نما و دیالوگ مختصر معرفی می‌شوند. کاراکترهای «کلوئی» و «بروداک» نیز گویا اصلاً نیازی به معرفی ندارند و باید حضور داشته باشند تا قطب مثبت و منفی فیلم مشخص شود. بازیگری چون تام هالند نیز گویا نمی‌داند سر صحنه‌ی مرد عنکبوتی نیست و نباید مزه‌پرانی‌های آن فیلم را نیز وارد این اثر کند. در کنار این آشفته‌بازار شخصیت‌پردازی و بازی ضعیف تمام گروه بازیگری، باید گفت که فیلم روایتی ندارد. فلیشر به‌خوبی توانسته یک بازی ویدیویی ساختارمند و دارای سناریو را تبدیل به یک اثر سینمایی ضعیف و از هم پاشیده کند. این فیلم دائم در حال سکته زدن است و از سکانسی به سکانس دیگر می‌رود. گویی هر سکانس را یک کلیپ‌ساز یوتوبی ساخته و در کنار یکدیگر قرار داده و تبدیل به این فیلم شده است. آقای فلیشر، به‌عنوان کارگردان، اصلاً در این فیلم حضور ندارد.
آن چیزی که ما در دنیای بازی‌های ویدیویی می‌بینیم باید پرداخت سینمایی شود تا مخاطب هنر هفتم بتواند به‌عنوان یک اثر سینمایی با آن رابطه برقرار کند. نمی‌توان همان ناممکن‌های بازی را وارد پرده‌ی نقره‌ای کرد. به‌نظر می‌‌رسد اگر آقای فلیشر دست به ساخت یک انیمیشن می‌زد بهتر از این بود که این فیلم پرده‌سبزی را روی پرده‌ ببرد. این فیلم حتی به‌اندازه‌ی یک نما هم در دنیای انسانی قرار ندارد. با مقوله‌ی فانتزی و جلوه‌های ویژه دشمن نیستیم. اما باید کاراکترهایی انسانی را در نظر بگیریم که قرار است وارد دنیایی ناممکن شوند. زمانی که محدودیت‌های انسانی این کاراکترها را از آن‌ها جدا کنیم دیگر چیزی با نام فیلم مقابل ما قرار ندارد. این یک اثر ابرقهرمانی یا ماورائی نیست که بخواهیم پیش از ورود به آن قراردادهای دنیای کارگردان را قبول کنیم. ما با عده‌ای انسان ماجراجو مواجه هستیم که در دنیایی واقعی قرار است به‌سوی ناشناخته‌ها بروند. پس از کارگردان چنین اثری نیز انتظار داریم که کاراکترهای خود را بر اساس انیمیشن‌های تام و جری شخصیت‌پردازی نکند. اما آقای فلیشر با اعتمادبه‌نفس کامل نه‌تنها این دنیا را برای ما خلق نمی‌کند که نوید بخش دوم فیلم را نیز می‌دهد.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟