پوستر فیلم دو جادوگر

مرز ترس کجاست؟

دو جادوگر
Two Witches
محصول ۲۰۲۲ – ایالات متحده
ژانر دلهره
امتیاز ۱.۵
نویسنده مصطفی ملکی

غالب مخاطبان سینمای دلهره برای ترسیدن پا به درون قصه‌های سینمایی می‌گذارند. آن‌ها به دنبال موجوداتی ماورائی یا ترسی انتزاعی در لابه‌لای دیوار خانه‌ها، درون سایه‌ها، پشت در کمدهای دیواری و در نهایت درون ذهن کاراکترها هستند. فیلمسازی که بتواند این شوک‌ها را در جای مناسب به مخاطب وارد کند در نهایت برنده است و مورد استقبال قرار می‌گیرد. آقای «پیر سیگاریدیس» در اولین تجربه‌ی بلند سینمایی خود سعی دارد مخاطب ژانر دلهره را در برابر کلیشه‌ای که هدف‌اش فقط شوکه کردن مخاطب است قرار دهد.

روایت او با افتتاحیه‌ای مملو از جامپ‌اسکر و سکون آغاز می‌شود و به‌نظر مخاطب علاقه‌مند به ژانر دلهره را دچار همان هیجان ابتدایی می‌کند و همین برای مخاطب کافی‌ست تا فیلم این کارگردان را ادامه دهد. داستان فیلم از همان افتتاحیه مشخص است؛ جادوگری که دیگران را تسخیر می‌کند. کارگردان ادامه‌ی داستان را به دو بخش تقسیم می‌کند؛ بخش اول زن ترسناک و بخش دوم با نام ماشا. در بخش اول زندگی زوج جوانی با نام‌های «سارا» و «سایمون» را پی می‌گیریم. سارا حامله است و در شبی که همراه با سایمون در رستوران مشغول صرف غذا هستند، چشمان‌اش به زنی سالخورده که به او زل زده می‌افتد. جامپ‌اسکرهای آقای سیگاریدیس از همین سکانس‌های ابتدایی آغاز می‌شود و گویی روایت او تا انتها روی همین شوک‌های لحظه‌ای استوار است. آنچه باعث ترسناک‌تر شدن ماجرا می‌شود دقت کارگردان روی همین جامپ‌اسکرها، جلوه‌های ویژه و چهره‌پردازی‌ها و در نهایت نورهای مصنوعی است. اما طرف دیگر ماجرا یعنی قصه کمی دچار پای لنگ است.

آقای سیگاریدیس در پایان این فیلم عنوان می‌کند که این داستان ادامه دارد و مخاطب لاجرم باید ادامه را شاهد باشد تا این تعجیل کارگردان در شخصیت‌پردازی‌ها و مسیر روایی را قابل درک ببیند. این در سینما یعنی خودزنی روایی. این کارگردان در فیلم اول خود به‌راحتی می‌توانست با کمی پائین آوردن ضربآهنگ و مالیخولیایی کردن روابط بین کاراکترها مخاطب را هم‌زمان با ترس درگیر قصه نیز کند. او در بخش ماشا کمی این ضربآهنگ را پائین می‌آورد اما همچنان سکانس‌هایی که در پی یکدیگر می‌آیند هیچ نشانی از یک قصه‌ی متمرکز ندارند. بازی خوب بازیگران نیز در این میان خلأ قصه را پر نمی‌کند. مخاطب این فیلم صرفاً شاهد اثری دلهره‌آور است که به او ترس و هیجان را انتقال می‌دهد؛‌ به‌خصوص مخاطبی که دارای برخی فوبیاها و ترس‌ در فضای تاریک خلوت باشد. شوک‌های لحظه‌ای آقای سیگاریدیس در این اثر واقعاً یک مخاطب عادی را برای لحظاتی دچار شوک می‌کند و همین گویی برای کارگردان فیلم‌اولی کافی بوده است. باید دید آقای سیگاریدیس در فیلم بعدی قرار است چگونه خلأ روایت این اثر را پر کند یا دوباره به سراغ همان لذت انتقال ترس مستقیم و لحظه‌ای به مخاطب خواهد شد. اگر اینگونه است و با توجه به نشانه‌هایی که در بخش ماشا می‌بینیم، باید گفت که اثر آقای سیگاریدیس صرفاً ملغمه‌ای از آثار دهه‌‌ی ۱۹۶۰ تا ۱۹۸۰ سینمای دلهره است؛ از درخشش نور روی چاقو در «روانی» تا اسلشرهای ویدیویی دهه‌‌ی ۱۹۸۰. این فیلم اثری تمیز در سینمای دلهره است اما همچنان باید گفت که قصه بیش از هر چیزی می‌تواند یک فیلم را ماندگار کند. مخاطب نوین دلهره نیز دیگر به‌دنبال صرفاً ترس‌ها و هیجان‌های لحظه‌ای نیست و قصه را نیز طلب می‌کند؛ جمله‌ای تکراری که در مرورهای بسیاری به آن رسیدیم و همچنان خلأ آن را در بسیاری از آثار سینمایی حس می‌کنیم.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟