«آلیشکا» از «مارتین» میخواهد با گروهاش اجرایی در مرکزی که در آن کار میکند، داشته باشد. مارتین که هم خوانندهی گروه است و هم نوازنده میپذیرد و همین پذیرش باب آشنایی این دو با هم میشود.
«جان فوکال» از سال ۲۰۰۵ کار خود را با ساخت فیلم کوتاه آغاز کرد. او تا سال ۲۰۱۵ پنج فیلم کوتاه را ساخت و تجربهی لازم را برای وارد شدن به دنیای سینما کسب کرد. او در سال ۲۰۱۵ اولین فیلم بلند خود را منتشر کرد و در سال ۲۰۲۱ با دومین اثر سینمایی خود با نام «دو کشتی» نشان داد که روابط انسانی مهمترین سوژهی داستانها و فیلمهای او هستند. فوکال همانطور که در فیلم اول خود به انسان و افکار و رویاهای او پرداخته بود در فیلم دوماش هم سعی کرده بود به درون ذهن شخصیتهای خود وارد شود و پیچیدگی این روابط را تصویر کند.
فوکال در فیلم خود سعی ندارد درست یا غلط بودن افکار شخصیتهای خود را نشان دهد. او فقط سعی دارد رابطهی دو جوان، دو عاشق و دو انسان را تصویر کند که چگونه در کنار هم تلاش میکنند از پس مشکلات پیشرویاشان برآیند و نسبت به هم وفادار باشند. اینکه آیا آلیشکا واقعاً دارای مشکل جسمی بود و دردهایاش واقعی بودند یا او فقط مشکل روانی داشت، فردی شکاک بود یا تنها زنی حسود و خودخواه در مسیر روایت اهمیتی نداشت، تنها چیزی که در این میان مورد توجه آقای فوکال بود رابطهی میان این دو فرد و احساسات میان آنها بود. اینکه دوستان مارتین بارها به او گفتند آلیشکا مشکل روانی دارد و به صورت سربسته از او خواستند از او جدا شود و مارتین هرگز به آنها گوش نداد و سعی کرد به عشق خود وفادار بماند.
آقای فوکال در داستان خود سعی داشت با تمرکز بر دو کاراکتر اصلیاش شخصیتپردازی درستی از آنها به مخاطب دهد، اما در این میان فراموش کرده بود کاراکترهای فرعی و روابط آنها را هم بهعنوان خردهروایتهایی اثرگذار بر روایت اصلی مورد توجه قرار دهد. احساسات دوستان مارتین در چند جا توسط آنها بیان میشود، اما مخاطب هرگز چیزی از دوستان خود آلیشکا نمیبیند. آنها حضوری کمرنگ دارند و نگاهاشان نسبت به آلیشکا و روابط میاناشان نامفهوم و غیرقابل درک است. شخصیت آلیشکا تا انتها مبهم باقی میماند، درصورتی که مارتین فردی شفاف، وفادار و عاشق واقعی نشان داده میشود. درصورتی که عشق آلیشکا به مارتین هم نباید کمتر از این باشد، اما آقای فوکال آنقدر آلیشکا را درگیر بیماریاش کرده که فراموش کرده از عشق او نسبت به مارتین چیزی تصویر کند. در واقع فوکال به کاراکتر خود و عشق او خیانت کرده و نتوانسته شرح درستی از عشق او بیان کند. به همین دلیل هم شاید عشق مارتین یکطرفه و دردآور دیده شود، در صورتی که بدون وجود عشق آلیشکا مارتین نمیتوانست اینچنین وفادار به او باقی بماند.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.