آنچه سینمای ژاپن را کموبیش از سینمای دیگر نقاط دنیا جدا میکند این است که سنتها و روابط خانوادگی درون درامهای این سینما نفوذ کردهاند. از سینمای استعلایی اوزو تا کنون، همهی آنچه که در درامهای ژاپنی شاهد هستیم حضور پررنگ روابط خانواده است. «مادر» در این میان نقشی اساسی را بازی میکند. اوایل سال ۲۰۲۰ بود که فیلمی درام از ژاپن را با هم مرور کردیم و در باب مادری جوان و فرزند پسرش بود. در آن فیلم هم علیرغم تمام افسارگسیختگی مادر، باز هم آغوش او گرمترین مکان برای پسرک بهحساب میآمد.
مادران حقیقی روایتی دوسویه از نگاه دو مادر است که یک فرزند مشترک دارند؛ دختری ۱۴ ساله که فرزندی ناخواسته را حامله بوده و از آن سو زنی درمانده که رؤیای مادر شدن را دارد و این نوزاد را به فرزندی قبول میکند. مخاطب در ۲ ساعت و ۲۰ دقیقه با درامی روان همچون موجهای آرام کنار ساحل مواجه است. فیلم هیچگاه وارد تنش نمیشود و این نگاه بهدور از تنش را از زاویهدید کارگردان خود دارد. نائومی کاواسه یکی از کارگردانهای زن سینمای نو ژاپن است که او را با همین نگاه شاعرانه و آراماش از طریق درامهایی که میسازد میشناسیم؛ چه مستندهایی که ساخته و چه درامهایی که در آنها به خودِ انسان پرداخته است؛ «جنگل سوگوار» محصول ۲۰۰۷ِ، «سوزاکو» محصول ۱۹۹۷، «شارا» محصول ۲۰۰۳، «هنوز آب» محصول ۲۰۱۴، «لوبیای شیرین» محصول ۲۰۱۶، «درخشندگی» محصول ۲۰۱۷ از آثار مهم او بهشمار میروند که در همهی آنها یک درونمایه ثابت است و آن چیزی جز شاعرانگی فیلمساز در تصاویر نیست.
فیلم «مادران حقیقی» قرار نیست دو زن را مقابل یکدیگر قرار دهد، بلکه با خط روایی منقطع خود سعی دارد زندگی دو زن را بهتصویر بکشد. از یک سو دختری جوان که با موجود زندهای که در حال رشد در رحماش بوده بهمرور اخت پیدا کرده اما بهسبب آنچه که بیآبرویی خوانده میشود مجبور به جدایی از اوست و از سویی دیگر زوجی که تمام رؤیایی که دارند فرزند است و برحسب اتفاق فرزند آن دختر جوان تبدیل به تمام زندگی آنها میشود. زندگی کنونی «کیوکازو» و «ساتوکو» بههمراه «آساتو» خط اصلی روایت فیلم است. شروع فیلم با صدای مادری که در حال زایمان است آغاز میشود و سکانس افتتاحیه بهآرامی بخشی از زندگی روتین ساتوکو و کیوکازو را بهتصویر میکشد. در فیلمهای کاواسه هیچکدام از کاراکترها عجلهای ندارند و خود را در تمپوی پائين روایت غرق میکنند. مخاطب درامهای کاواسه چنان تربیت شده که از برشهای ناگهانی و مستقیم در مابقی فیلمها کمی دچار تعجب و زدگی میشود. کاراکترها در روایتهای کاواسه مانند یک خورش عملآمده مقابل مخاطب قرار میگیرند و زمانی کافی دارد تا تمام زندگی آنها، حتی زندگی بهتصویر نکشیده شده در فیلم، را متصور شود. به همین سبب است که درامهای این کارگردان زن می توانند برشی از زندگی هر انسانی باشند. از آن سو «هیکاری» و نوع ورودش به فیلم یکی از نقاط قوت این روایت بهحساب میآید. کارگردان ورود او را که مصادف با اولین تقابل او و ساتوکو است را با زاویهها و حرکتهای بهجای دوربین خود رمزآلود کرده است. در این تقابل دوربین گاهی لو-انگل و گاه مساوی زاویهی چشمان است و حرکت آن پن به راست و چپ است و در هیچکدام از آنها چهرهی ثابتی از این مادر جوان را نمیبینیم؛ تفسیری بهجا در فرمی زیبا که مادرانگی را به زنی دیگر اهدا میکند.
فیلم «مادران حقیقی» مملو از این صحنهها و انتخابهای درست کارگردان در گزینش زاویه و حرکت دوربین است. این فیلم هیچگاه بهسوی روایتی غلوشده و سانتیمانتالیسم نمیرود. عریانی واقعیت در این اثر چنان است که مخاطب اگر در برخی صحنهها دچار هیجان شود در نتیجهی ذکاوت کارگردان و نگاه مستندگونهی او در پردازش کاراکترهایی حقیقی است: همانگونه که این صفت «حقیقی» را میتوان در جایجای فیلم او مشاهده کرد.