«آلاستر اُر» در تجربهای که با پنج کار بلند داستانی که تا حدودی آثاری اسلشر بودهاند بهدست آورده است، نشان داده که کارگردان نسبتاً متوسطی در این حوزه است و ميتواند آثار قابل تحملی را در این زیرژانر تولید کند. اثر جدید او با نام «محرک» نیز هم موضوع خوبی دارد و هم تا حدودی روایت خطی خود را درست پیش میبرد. اما نقطهضعف بزرگ فیلم، بازیگران آن هستند. ۹ دوست قرار است به تماشای یک مسابقهی فوتبال بروند. اما بهاصرار چند تن از دوستان، شب را در ۵۰ کیلومتری شهر و در میان یک جنگل سپری میکنند. در مکالمههای ابتدایی هر کدام متوجه میشویم که هر کدام گناهی را از دوران دبیرستان در خاطر دارند. شاید در این سکانس بهترین بازی را از بازیگر نقش «کیتون» شاهد باشیم که مسلطتر از دیگر بازیگران دیالوگهای خود را ادا میکند. حتی ارتباط چشمی او با دیگر کاراکترها نیز یک سروگردن بالاتر از بازیگران دور و برش است. شاید کارگردان همین نکته را در مونیتور مقابل خودش دیده که سعی کرده نماهای بیشتری از کیتو را به مخاطب نشان دهد.
اما فیلم همان کلیشههای مرسوم فیلمهای ژانر دلهره و اسلشر را دارد؛ چند زوج جوان، شب، جنگل، یک قاتل روانی و فرارهای ناامیدکننده. این نه نفر توسط یکی از معلمهای دوران دبیرستانشان تعقیب شدهاند و حال با همکاری معلم و یکی از دوستان به این مکان کشانده شدهاند. آنها قرار است به سزای گناهان خود برسند. اینکه کارگردان قرار است چگونه این چند نفر را در برابر گرههای داستانی خود قرار دهد، باید گفت تا جایی خوب پیش میرود و در جایی دیگر دچار افت شدید میشود. بهطور مثال، اقدامبهخودکشی آقای پترسون، یکی از نقاط قوت فیلم بود و مخاطب میداند با فیلمی مواجه است که کاراکترها برای زنده ماندن قرار است یکدیگر را فدا کنند. اما مشکل سر آن نقطهی عطفی است که کاراکترها بعد ازآن به جان یکدیگر میافتند. این لحظهی حساس آنقدر پخته نیست. پخمهترین عضو گروه، به مضحکترین شیوه باعث قتل یکی دیگر از اعضای گروه میشود. این صحنهی قتل را بیشتر در فیلمهای اسلشر-کمدی شاهد هستیم. اما در این فیلم ما هیچ رگهای از کمدی را نمیبینیم و اجازه بدهید این صحنه را یک تکهی بیرونده در فیلم تلقی کنیم.
در پایان ميتوان اضافه کرد که این فیلم بهسبب طرح اولیهی خوبی که دارد میتواند در آثار دیگری که از نقاط ضعف این اثر درس گرفتهاند واحتمالا در سالهای بعد ساخته خواهند شد، خیلی بهتر و زیباتر دیده شود. شاید این فیلم را میتوان یک اثر تجربی دانست (نه در معنای فیلم ایندی). اما اگر تعادل بین روایت و کاراکترها در آن حفظ شده بود، واقعاً یکی از اسلشرهای خوب امسال لقب میگرفت. اما این امر محقق نشد.