کمدی، اکشن و دلهره
یکی از محرکهایی که باعث شده سینمای کشورهایی چون تایوان، ژاپن و هنگکنگ دچار تنوع ژانری شوند و از آن انفعال گذشته خود را خارج کنند، بیشک سینمای کره جنوبی بوده است. سینمای تایوان طی این دو سال آثاری در ژانرهای مختلف را روی پرده برده است که نشان میدهد هنوز در مرحلهی ابتدایی و کسب تجربه هستند. این سینما میخواهد که مخاطبان هر ژانری را متوجه آثار خود کند. بیتردید یکی از این ژانرها دلهره است. اما خود ژانر دلهره زیرژانرهایی دارد که در تلفیق با دیگر گونههای سینمایی آثار جذابی را به مخاطب خود عرضه میکند. این فیلم نیز در همین مسیر گام برمیدارد.
شاید مخاطب در افتتاحیهی این فیلم، آن هم با برشهای متوالی و ضربآهنگ بسیار بالا، کمی دچار سردرگمی شود. اما کارگردان پس از این هیاهوی ابتدایی به آنی مخاطب را با یک سکون چند دقیقهای مواجه میکند. پس از این سکون است که وارد مسیر اصلی روایت میشویم. این فیلم داستان یک افسر پلیس با نام «فنگ» است. فنگ از درآمد خود در نیروی پلیس ناراضی است و در کنار آن سعی میکند از بعضی مأموریتها برای خود درآمدی داشته باشد.
درست است که این فیلم تلفیق سه ژانر است. اما کارگردان بر اساس فیلمنامههای سه پردهای کلاسیک وارد هر کدام از این ژانرها میشود. در ابتدا گویی با یک اثر کمدی مواجه هستیم که لایههایی از ابزوردیسم را در خود دارد. اما کمکم در نیمهی دوم فیلم فضا بهسوی یک اثر کمدی-دلهره میرود. این فیلم پارودی نیست بلکه در خود آن طنازی و دلهره را دارد. کارگردان بهخوبی فاکتورهای ژانر دلهره را میشناسد و همین باعث میشود مخاطب همزمان با خندهای که بر لب دارد، در برخی سکانسها کمی هم دچار دلهره شود.
روایت این فیلم تبدیل به یک جعبهی پاندورا شده است. درابتدا کاراکترهایی کاملاً تکبعدی و سادهای را میبینیم که انتظار میرود در همین سطح بمانند. اما اتفاقاتی که در مسیر روایت برای آنها رخ میدهد لحظهبهلحظه پیچیدهتر میشود. این پیچیدگی بهحدی است که مخاطب در برخی سکانسها مجبور به طبقهبندی رخدادها میشود. اما فیلم علیرغم تمام این پیچیدگیها، هیچگاه از آن کادر کمدی و طنزگونهی خود خارج نمیشود. بههمین سبب میتوان این فیلم را یک اثر متوسط و قابل قبول از سینمای بدنهی تایوان فرض کرد.
در مرورهای گذشته بارها تأکید کردهام که هر سینمایی که دچار گوناگونی ژانری شود، بهراحتی میتواند مخاطبان جهانی سینما را بهسوی خود بکشاند. این تنوع بهخودیخود ایجاد نمیشود. بلکه نیازمند آموزش فیلمسازان جوان در هر ژانر و آشنا کردن آنها با تمام کلیشههای آن گونهی سینمایی و فرصت آزمونوخطا است. در این صورت و پس از چند سال میتوان سینمایی را از آن کشور شاهد بود که در هر گونهی سینمایی آثار قابل قبولی را برای عرضه دارد. عرضه و تقاضا در سینما جهان جز این نیست. زمانی که محصولی متناسب با قاعدههای سینمایی تولید کنید، مخاطبان هم به آثار بعدی شما اعتماد خواهند کرد و در صدر انتخابهای آنها قرار خواهید گرفت؛ راهی که اکنون سینمای کشورهایی چون اسپانیا، تایوان، لهستان و ژاپن در پیش گرفتهاند.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.