«هانا» و «دیوید» و سه فرزندانشان و نیز پرستار کودکانشان پیش از کریسمس برای گذراندن تعطیلات به خانهای جدید میروند. خانهای بزرگ که در گذشته بیمارستان کودکان آلمانی بوده و هانا آن را خریداری کرده تا با کمک همسرش و نجار مورد اعتمادشان آن را بازسازی کنند و با قیمتی بیشتر به فروش برسانند. این شش نفر وارد این خانه میشوند و در همان ابتدا دختر بزرگ خانواده؛ «آلیشا» با دیدن پسربچهی کوچکی که به او هشدار میدهد که از آنجا فرار کنند، داستانِ بهنوعی ترسناک خود را آغاز میکند.
در میان اسباببازیهای کودکانه، عروسکها بیشترین قابلیت را برای استفاده در فیلمهای ترسناک دارند. فیلمهای معروف و بهواقع ترسناک بسیاری نیز وجود دارد که با تکیه بر همین قابلیت توانستهاند ترس را به مخاطبان خود القا کنند. «جیمز وان» یکی از خالقان علاقهمند عروسکهای تخیلی و ترسناک که عروسکهایی مانند «آنابل» در فیلم «احضار» و عروسک «بیلی» در سری فیلمهای «اره» را خلق کرده است، شاید یکی از اولین افرادی باشد که به این اسباببازی به شکلی جدید نگاه کرده و آن را در انواعواقسام فیلمهای خود مورد استفاده قرار داده است. او پیش از ساخت این فیلمها نیز در فیلم «سکوت مطلق» (۲۰۰۷) با یک عروسک ترسناک که آن هم بیلی نام داشت باب ورود این اسباببازیها را به سینما باز کرده بود. بعد از آن بود که عروسکها پایهی ثابت فیلمهای ترسناک شدند و قابلیتهای خود را برای این ژانر نشان دادند. فیلم «اسباببازیهای وحشت» نیز با تکیه بر همین پیشزمینه و با تصور اینکه وجود تنها عروسکها میتواند منجر به وجود فیلمی ترسناک شود، خود را وارد این وادی کرده اما این فیلم هرگز نتوانسته است حتی بینندهی خود را وارد یک داستان عادی کند، چه برسد به داستانی ترسناک.
مهمترین دلیلی که باعث شده فیلم «اسباببازیهای وحشت» را نتوان یک فیلم جدی در این ژانر دانست آن است که فیلم هیچ زحمتی را برای پرداختن به شخصیتهای خود به خود نداده است. از همان ابتدا روابط میان اعضای خانواده بهنظر مصنوعی و غیرواقعی دیده میشود. چنان که رابطهی هانا و آلیشا تنها به فرض نوجوان بودن هانا سطحی گرفته شده و رابطهی «رز» -پرستار کودکان- با کودکان هم بدون اینکه دلیل خاصی داشته باشد، بسیار خوب دیده شده است. اینکه چرا رز اینچنین با این کودکان خوب است و حتی آلیشا را این چنین درک میکند در فیلم پرداخت درستی نشده است اگرچه بهنظر میرسد باید پیشزمینهی خاصی برای رز و قدرت همدردی او نه تنها با فرزندان که با پدر و مادر خانواده نیز وجود داشته باشد. ازاینروست که شخصیت رز کاملاً مبهم است. البته که دیگر شخصیتهای فیلم هم ابهامآمیز هستند اما رز بنا به اثرات مهمی که در داستان دارد بیش از همه ابهامآمیز بودناش قابل توجه است. از سوی دیگر فیلم قرار است یک داستان ترسناک باشد اما هیچچیز ترسناکی که بتواند بیننده را حتی برای لحظهای از جای خود بلند کند هم در آن وجود ندارد و همهچیز قابلپیشبینی است. حرکت اسباببازیها در خانه، صداهای عجیبوغریبی که از اتاقها شنیده میشود، بازی ویدئویی قدیمیای که قبل از رخ دادن اتفاقات، آنها را در بازی نشان میدهد و کودکانی که به تصاحب روح کودکان مردهی بیمارستان درآمدهاند، همگی همان تکرار داستانهای مکرری هستند که در تمام فیلمهای ترسناک گذشته دیده و شنیده شده است. در این میان شاید تنها مزیت فیلم بعضی شاتهای زیبای آن باشد که آنها نیز بیش از آنکه خلاقیتی در خود داشته باشند، تقلیدشده از فیلمهای دیگر هستند.
دانلود از آپمووی