معنای والدین سمی در بهداشت روان این چنین است:«والدینی که پیوسته بهگونهای رفتار میکنند که فرزنداناشان احساس گناه و ترس کنند و در نهایت با محبت زیاد و افراطی از زاویهدید خودشان فرزندان را مجبور به انجام کارهای مورد دلخواه میکنند». کارگردان کرهای با استفاده از همین تعریف مخاطب را به درون روایتی میبرد که در سرتاسر آن قرار است مخاطب در میان حصاری از این تعاریف قرار گیرد. اما این پرسش مطرح میشود که یک روایت سینمایی ملزم به تعریف کلمهبهکلمهی یک اصطلاح روانشناسی یا جامعهشناسی است و قرار نیست مخاطب را در میان حفرههای روایی و خردهروایتها به کشف آثار و عوارض این ضعف اخلاقی برساند؟
فیلم والدین سمی با افتتاحیهای آغاز میشود که مخاطب را دچار آمیختهای از هیجان و اضطراب میکند؛ چند نوجوان در کنار یک دریاچه به خودکشی گروهی دست میزنند و پس از آن وارد روایت اصلی میشویم و بهنوعی قرار است روایت را از زاویهدید اطرافیان دختر نوجوانی با نام «یو ری» مرور کنیم. کارگردان از طریق سه افسر پلیس که مأمور رسیدگی به این پرونده هستند وارد این کارزار میشود. آنها به درخواست مادر یو ری این پرونده را از یک خودکشی به پروندهی قتل تغییر میدهند و تحقیقات خود را آغاز میکنند. پس از شروع تحقیقات و مصاحبههایی که با معلمان، همکلاسیها و والدین یو ری انجام میدهند ابعاد تازهای از ماجرا شکل میگیرد. کارگردان در طول روایت سعی دارد مخاطب را در برابر «یه نا» قرار دهد که حسرت داشتن پدر و مادر را دارد و از آنسو معلمی را تصویر کنند که او نیز مانند یو ری دچار والدینی شده که دائم و در میان هر جمعی این مرد جوان را بهسبب تغییر مسیر زندگی از آن چیزی که آنها انتظار داشتند تحقیر میکنند. و در نهایت با مادر یو ری مواجه هستیم که بهسبب خشونتهای مادر خود در کودکی سعی دارد تبدیل به مادری شود که برای رهایی از آسیب رساندن جسمی به فرزند خود با مراقبت همیشگی(بخوانید جاسوسی) او را وارد مسیر درست(بهزعم خود) کند. اما مشکل اینجاست که مخاطب در طول این روایت آنقدر در بمباران کارگردان قرار دارد که فرصت تماشای یک روایت سینمایی را از دست میدهد. این فیلم اگر کمی شخصیتپردازیها را سینماییتر میکرد، میتوانست درامی تأثیرگذار باشد، اما آن چیزی که مقابل چشم مخاطب قرار گرفته صرفاً یک هشدار بهداشت روانی برای والدین و نوجوانهاست. اگر در معنای دوم بخواهیم به این اثر نگاه کنیم که باید گفت کارگردان مسیر درستی در پیش گرفته. اما تکلیف روایت سینمایی چه میشود؟ متأسفانه باید گفت که این روایت بیش از آن چیزی که انتظار داریم عریان است و قادر نیست کاراکترهای خود را تبدیل به شخصیتهایی تأثیرگذار در ذهن مخاطب کند. این کارکترهای داستانی گویی در هر سکانس وارد کلیپی آموزشی شدهاند و بر اساس دکوپاژ طراحیشده از سوی کارگردان جملات و اکتهایی کلیشهای را تحویل مخاطب میدهند تا بلکه مخاطب این اثر در برابر آسیبهای روانی والدین سمی قرار بگیرد. در هر حال حضور روایتهایی قدرتمند برای پرداخت به این مقولات بهداشت روانی در سینما احساس میشود.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.