معجزهی کودکی
«توتو-چان» دختر کوچک هفت سالهای است که هیچ مدرسهای قبول نمیکند او را به عنوان دانشآموز بپذیرد. او آنقدر پرشور و هیجان است که نمیتواند برای چند دقیقه هم یکجا بنشیند و مدام باعث حواسپرتی دیگر همکلاسیهایاش میشود. تا اینکه مادر و پدر توتو-چان او را به مدرسهای عجیب میبرند. مدرسهای که قطار رویاهای توتوچان است و او میتواند در آنجا همان باشد که میخواهد.
«تتسوکو کورویاناگی» همان توتو-چان روایت آقای «شینوسکه یاکووا» است که در اصلیترین تجربهی ساخت انیمیشن بلند خود آتوبیوگرافی خانم کورویاناگی را که در کتابی با همین نام منتشر کرده ساخته است. خانم کورویاناگی بازیگر ژاپنی، صداپیشه، مشاور صندوق جهانی طبیعت و سفیر حسن نیت یونیسف به خاطر کارهای خیرخوانهی خود و ایجاد بنیاد توتو برای ناشنوایان در ژاپن شناخته شده است. آقای یاکووا وفادارانه و هوشمندانه داستان خانم کورویاناگی را تصویر کرده و توانسته روایت خود را برای کوچک و بزرگ ملموس و دوست داشتنی کند.
آقای یاکووا بدون عجله روایت خود را از زمانی آغاز میکند که توتوچان در مدرسهای ثبت نام شده و مدام توسط معلمان و مدیر آنجا مورد سرزنش قرار میگیرد. آقای کارگردان توتو را دختری پرشور که زندگی را کودکانه و جور دیگری میبیند نشان میدهد. او از دیدن آسمان و طبیعت و صدای موسیقی چنان به هیجان میآید که تمام کودکان اطرافاش را هم با خود همراه میکند اما بزرگسالان چه از شور و زندگی توتو میدانند؟ توتو را کمتر کسی درک میکند و اگر پدر و مادرش هم او را نمیتوانستند بهخوبی درک کنند شاید او هم مانند بسیاری دیگر از کودکان که تخیل و هیجان و امیدشان در همان کودکی از بین رفته از بین میرفت و نمیتوانست تجربههای شیرینی را در زندگی کسب کند.
روایت آقای یاکووا اما خیلی زود وارد دنیایی دیگر میشود. تصاویر او ناگهان از دنیای واقعی وارد تخیلات توتو شده و مدرسهی شبیه قطار او به ناگاه شروع به حرکت میکند و مخاطب را با توتوچان وارد دنیای رویایی و زیبای او میکند. قطاری که تخیلات زنده و پر از زندگی را دربرابر توتو قرار میدهد و کودکی را نشان میدهد که تخیلاتاش تا چه اندازه برایاش واقعی و قابل لمس هستند. دختری که حتی در همان مدرسهی متفاوت با دانشآموزانی متفاوت و معلمانی متفاوت، متفاوتتر از بقیه بود و توانست با پسرک کوچک و کودکی دیگر وارد رابطهای شود که تاکنون با هیچ کس نداشته است. تلاش توتو برای ایجاد تغییر در زندگی اطرافیاناش از همان کودکی او را متفاوت از مابقی افراد کرده بود و آقای یاکووا توانسته به خوبی این تفاوت را در تصاویر زیبای روایت خود نشان دهد.
آقای یاکووا در مسیر روایت خود هرگز از دنیای توتوچان بیرون نمیآید و وارد دنیای بزرگسالان نمیشود. او دنیای بزرگسالان را هم از زاویهی دید توتوچان تصویر میکند. دنیایی که البته آن هم وحشی و سخت نیست و کودکانه و زیباست. حتی با وجود اینکه توتو قسمت زیادی از زندگیاش را در زمان جنگ جهانی و بمباران زیاد گذرانده است، آقای یاکووا هرگز وارد جنگ نمیشود و فقط قحطی و نداشتن موادغذایی را در روایت خود نشان میدهد، زیرا کودکان در دنیای کودکی خود هیچ چیز از جنگ و خون و خونریزی را نمیفهمند و اگر چیزی از آن را مشاهده کنند هم جور دیگری آن را تفسیر میکنند. دویدنهای توتو در میان رژهی سربازان از جنگ آمده همان چیزی است که آقای یاکووا بیان میکند، کودکان در هر شرایطی تنها کودکاند و باید کودکی کنند و از زاویه دید خود آنچه میبینند را درک کنند. نباید کودکان را زودتر از زمان خود وارد دنیای دیگری کرد و وادارشان کرد بزرگ بیندیشند و بزرگ ببینند. توتو-چان در کودکیاش با دنیای خود آنقدر رابطهای رها و آزاد داشته که در بزرگسالی هم توانسته این آزادی را در درون خود حفظ کند و تلاش کند آن را در دیگران هم ایجاد کند.
آقای یاکووا روایت خود را با تصاویر زیبا و نرمی همراه کرده است. تصاویری که با پالت رنگی بدون اشباح توانسته لذت دیدن روایتی شیرین را بیشتر هم کند. صدای صداپیشگان روایت هم بر اثرگذاری داستان توتوچان افزوده و توانسته است به راحتی مخاطب را درون خود غرق کند.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.