پوستر فیلم بهترین شکارچی

قهرمان‌سازی‌های پوچ

بهترین شکارچی
Top Gunner
محصول ۲۰۲۰
امتیاز ۰
نویسنده سارا

در یک آموزشگاه خلبانی، در بیابانی جداشده از اطراف، تعدادی جوان بااستعداد سعی می‌کنند بهترین وجه خود را نشان دهند تا شاید بتوانند زودتر از این آموزش‌ها خلاص شده و وارد جنگ واقعی شوند. اما آنها نمی‌دانند که تا چند روز دیگر جنگ واقعی به‌سمت آنها خواهد آمد.
یک هواپیمای عجیب در محل آموزشگاه به زمین می‌نشیند. سرنشینان این هواپیما یک مأموریت خطرناک داشته‌اند، اما با اصابت گلوله هواپیمای‌شان دچار نقص شده و آنها مجبور به فرود اضطراری شده‌اند. آنها حامل یک بسته هستند که در آن یک سلاح بیولوژیکی‌ وجود دارد. حالا با ورود به آموزشگاه همه باید تلاش کنند این بسته را از دست روس‌ها که می‌خواهند آن را به فروش برسانند در امان نگاه دارند.
از سوژه‌ی پرواز و هواپیما و خلبان‌ها هم به انواع و اقسام مختلف در سینما یاد شده است. گاه خلبانی باتجربه سعی می‌کند هواپیمای درحال سقوط‌اش را نجات دهد؛ در فیلم «سالی». گاه به‌صورت زنی که مهندس سازه‌های هواپیماست ظاهر می‌شود و حالا تلاش می‌کند خود و فرزندش و تمام سرنشینان هواپیما را از دست هواپیمارباها نجات دهد؛ در فیلم «نقشه‌ی پرواز». گاه خلبان جوان و عاشق سرعت و هیجان است که با مشکلات روحی فراوانی باید دسته‌وپنجه نرم کند؛ در فیلم «هوانورد». گاه هم به‌صورت رئیس‌جمهور ایالت‌متحده که در یک هواپیما گروگان گرفته می‌شود و تلاش می‌کند خود و خانواده‌اش را نجات دهد، بروز پیدا می‌کند در فیلم؛ «ایر فورس وان».
و اما این فیلم قرار است از تبحر و توانایی سه خلبان نوپا صحبت کند که می‌توانند با هوشیاری خود ویروسی خطرناک را از دست دشمن فراری دهند. این داستان را می‌توان یک داستان کاملاً سفارشی برای نشان دادن شهامت سربازان آمریکایی دانست که به بدترین شکل ممکن به‌تصویر درمی‌آید. سربازان فداکاری که تحت هرشرایطی حاضرند برای کشور خود فداکاری کنند. زمانی که خلبانی خود را از اتاقک هواپیما با چتر بیرون می‌اندازد تا هواپیمای‌اش به هواپیمای دشمن بخورد، یا هواپیمایی دیگر که برای گمراه‌کردن دشمن خود را به ارتفاعی غیرقابل‌قبول می‌رساند و خلبان آن هم با فداکاری با چتر از آن خارج می‌شود.
اما چیزی که از همان ابتدای فیلم نمود بسیار دارد و به‌صورت گوش‌خراش شنیده می‌شود، چنان‌که حتی شنیدن صدای کاراکترها را غیرممکن می‌کند، موسیقی فیلم است. موسیقی نه‌تنها مناسب فیلم نیست بلکه بیش از اندازه بلند است و مانع از شنیدن درست صدای شخصیت‌های داستان می‌شود. دومین اشکال بزرگ فیلم را می‌توان جلوه‌های ویژه‌ی بصری آن دانست. فیلمی که قرار است نیمی از زمان خود را در آسمان بگذراند درحالی که کاراکترهای‌اش در جنگ و تعقیب‌وگریز هستند، باید توانایی ساخت تصاویری قابل قبول را داشته باشد. بیننده در هنگام تماشای این سکانس‌ها انگار در حال دیدن یک بازی کامپیوتری با گرافیک پایین است. به غیر از این اشکالات تصویری، فیلم حتی سعی نکرده است دوربین خود را در زاویه‌های متفاوتی قرار دهد تا از یک مکان مشخص برای نشان دادن دو مکان متفاوت استفاده نکند. سکانس ابتدایی فیلم گروهی که مأموریت خطرناک دارند در مکانی می‌توانند بسته را از روس‌ها بدزدند. سپس مدتی را در هوا پرواز می‌کنند و بعد به محل آموزشگاه هوایی می‌رسند. اما همان مکان به‌عنوان یکی از مکان‌های اطراف آموزشگاه در اواخر فیلم نشان داده می‌شود. کارگردان حتی به خود زحمت تغییر زاویه دوربین را نداده است. او زحمت استفاده از موسیقی خوب، تصاویری خوب و حتی بازیگرانی خوب را هم به خود نداده است.